تبليغاتX
نودیجه
نودیجه
ملی - علمی - ادبی - هنری
هواشناسی
|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه سی ام مهر 1387 ساعت 6:19 بعد از ظهر |
مراجعه روزانه 100 فارغ التحصیل برای تایید مدارک جهت خروج از کشور
 

مراجعه روزانه 100 فارغ التحصیل برای تایید مدارک جهت خروج از کشور

 

مدیرکل امور دانشجویان داخل وزارت علوم گفت: به طور متوسط روزی 100 نفر برای تایید مدارکشان به وزارت علوم مراجعه می کنند تا برای ادامه تحصیل به خارج کشور مراجعه کنند و حتی این میزان در برخی مواقع به 150 نفر نیز رسیده است.

به گزارش خبرنگار مهر، حسن مسلمی نائینی روز گذشته در دور دوم سفر استانی هیئت دولت به استان گیلان در حالی در جمع دانشجویان خوابگاهی دانشگاه گیلان این مطلب را بیان کرد که دانشجویان از تراکم بالای اتاقهای خوابگاه گلایه مند بودند. مسلمی نادینی گفت: 92 درصد داوطلبان ورود به کارشناسی ارشد در دانشگاههای دولتی پذیرفته نمی شوند و این جمعیت به اوکراین، مالزی، آذربایجان و ترکیه و کشورهای اطراف می روند. محدودیت ظرفیت پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد به علل مختلفی چون کمبود امکانات رفاهی دانشگاهها است.

قائم مقام معاون دانشجویی وزیر علوم افزود: بین اینکه داوطلب آموزش عالی در دانشگاههای کشور خودمان قبول شود و اینکه برای ادامه تحصیل به اوکراین مهاجرت کند باید یکی را انتخاب کنیم. برای کنکور فوق لیسانس بیش از 500 هزار نفر ثبت نام کردند اما فقط حدود 8 درصد آنها پذیرفته شده و 92 درصد رد شدند. بخشی از این محدودیت ظرفیت به کمبود امکانات برمی گردد در غیر این صورت با تلاش بیشتر استادان می توان ظرفیت پذیرش را بالا برد.

این مسئول وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در بخش دیگری از بازدید خوابگاههای دانشجویی در پاسخ به دانشجویان عضو شورای صنفی دانشگاه گیلان که مدعی برخوردهای انضباطی مسئولان دانشگاه با این دانشجویان بخاطر فعالیتهای صنفی شان بودند، گفت: اگر اعضای شوراهای صنفی در حیطه ای که واقعا صنفی است فعالیت کنند هیچ کس حق برخورد با آنها را ندارد.

وی افزود: به مسئولان دانشگاهها تاکید شده تا با شوراهای صنفی تعامل و مدارا داشته باشند و اگر شورای صنفی به عنوان یک دستگاه نظارتی در امور صنفی رفتار می کند همکاری لازم را با این شورا داشته باشند بنابراین تاکید وزارت علوم این است که مسئولان نباید اعضای شوراهای صنفی را که کار صنفی می کنند، بازخواست کند.

مسلمی نائینی از شوراهای صنفی خواستار شد تا نظارت هایی که در محیط دانشگاه انجام می دهند را به صورت مکتوب به مسئولان دانشگاه ارائه دهند و گفت: شخص وزیر علوم در اجلاس روسای دانشگاهها در مورد تعامل با شوراهای صنفی تاکید کرد. شعار نشست معاونان دانشجویی و فرهنگی دانشگاهها نیز "تعامل مسئولین، مشارکت دانشجویان" بود بنابراین هر فعالیتی که اعضای شوراهای صنفی با توجه به ماهیت شوراهای صنفی و برای بهبود وضعیت دانشجو انجام می دهند، نمی تواند مورد برخورد قرار گیرد.  

منبع : دانش نیوز
کد : N-134

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 ساعت 11:15 بعد از ظهر |
آخرين کلمات شخصيتهای مختلف قبل از مرگ
 

آخرين کلمات شخصيتهای مختلف قبل از مرگ


آخرين کلمات يک الکتريسين: خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر: فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز: نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار: مطمئنيد که اين آمپول بيخطره؟
آخرين کلمات يک پزشک: راستش تشخيص اوليه‌ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين کلمات يک پليس: شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...
آخرين کلمات يک پيشخدمت رستوران: باب ميلتون بود؟
آخرين کلمات يک جلاد: ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون: اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...
آخرين کلمات يک چترباز: پس چترم کو؟
آخرين کلمات يک خبرنگار: بله، سيل داره به طرفمون مياد...
آخرين کلمات يک خلبان: ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
آخرين کلمات يک خون‌آشام: نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!
آخرين کلمات يک داور فوتبال: نخير آفسايد نبود!
آخرين کلمات يک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرين کلمات يک دوچرخه‌سوار: نخير تقدم با منه!
آخرين کلمات يک ديوانه: من يه پرنده‌ام!
آخرين کلمات يک سرنشين اتوموبيل: برو سمت راست راه بازه...
آخرين کلمات يک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.
آخرين کلمات يک غواص: نه اين طرفها کوسه وجود نداره...
آخرين کلمات يک فضانورد: برای يک ربع ديگه هوا دارم...
آخرين کلمات يک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...
آخرين کلمات يک قهرمان: کمک نميخوام، همه‌اش سه نفرند...
آخرين کلمات يک قهرمان اتوموبيلرانی: پس مکانيکه ميدونه که با دوست دخترش...
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی: قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
آخرين کلمات يک کامپيوتر: هاردديسک پاک شده است...
آخرين کلمات يک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگيری ها...
آخرين کلمات يک گروگان: من که ميدونم تو عرضهء شليک کردن نداری...
آخرين کلمات يک گيتاريست: يه خرده ولوم بده...
آخرين کلمات يک مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم...
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه: اين آزمايش کاملاً بيخطره...
آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرين کلمات يک متخصص کامپيوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!
آخرين کلمات يک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرين کلمات يک ملوان: من چه ميدونستم که بايد شنا بلد باشم؟
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرين کلمات يک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟
 
 
|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 ساعت 11:2 بعد از ظهر |
کمال الملک kamalalmolk
 

محمد غفاری معروف به کمال‌المُلک نقاش ایرانی (حدود ۱۲۲۷ تا ۱۳۱۹ ش) یکی از مشهورترین و پرنفوذترین شخصیت‌های تاریخ هنر معاصر ایران به شمار می‌آید.

با کار او جریان دویست‌سالهٔ تلفیق سنت‌های ایرانی و اروپایی به پایان می‌رسد و سنت طبیعت‌گرایی اروپایی در قالب نوعی هنر آکادمیک تثبیت می‌شود.

زندگی و کار

کمال الملک یا محمد غفاری در تهران زاده شد ولی سال‌های کودکی خود را در کاشان گذراند. در نوجوانی به تهران رفت و در مدرسه دارالفنون زیر نظر علی اکبر خان مزین الدوله آغاز به هنرآموزی کرد. ناصر الدین شاه به هنگام بازدید از این مدرسه کار او را پسندید و وی را به دربار فراخواند. دیری نگذشت که شاه به او لقب «نقاش باشی و پیشخدمت حضور همایونی» داد. (۱۲۶۱ ش) فعالیت مستمر او در مقام نقاش دربار و معلم شاه بسیار مقبول افتاد و از این رو لقب «کمال الملک» گرفت. پرده معروف به تالار آینه از جمله مهم‌ترین آثاری بود که در این سال‌ها به وجود آورد. پس از کشته شدن ناصر الدین شاه کمال الملک برای مطالعه به اروپا رفت. (۱۲۷۶ ش) مدتی بیش از سه سال را در فلورانس، رم و پاریس گذرانید؛ و در موزه‌ها به رونگاری از آثار استادانی چون رامبراند و تیسین پرداخت. در پاریس با فانتن لاتور آشنا شد. سفر اروپا تأثیری مثبت در اسلوب کار و حتی طرز دید او گذاشت. او به دستور مظفر الدین شاه به ایران بازگشت (۱۲۷۹ ش) و کار در دربار را ادامه داد، ولی عملاً نتوانست با خواست‌های شاه جدید کنار بیاید. به عراق رفت و چند سالی را در آنجا گذرانید. (۱۲۸۰ تا ۱۲۸۳ش) پرده‌های زرگر بغدادی (۱۲۸۰ ش) و میدان کربلا (۱۲۸۱ ش) را به هنگام اقامتش در عراق نقاشی کرد. او اگرچه به مشروطه خواهان متمایل بود (پرده علیقلی خان بختیاری (سردار اسعد) گواه آن است) در جنبش مشروطه مشارکت مستقیم نداشت. در سال‌های بعد مدیریت مدرسه صنایع مستظرفه را بر عهده گرفت. در این مدرسه با کوشش فراوان به پرورش شاگردان همت گماشت که زبده‌ترین شان خود استادانی در مکتب او شدند. سرانجام به دلیل اختلافاتی که با وزیران معارف بر سر استقلال مدرسه پیدا کرد، از کار تدریس و شغل دولتی دست کشید (۱۳۰۶ ش) و به ملک شخصی خود در حسین آباد نیشابور کوچید. (۱۳۰۷ ش) در آنجا بر اثر حادثه‌ای از یک چشم نابینا شد؛ اما تا سال‌های آخر زندگانی به نقاشی ادامه داد. کمال الملک از همان آغاز فعالیت هنری اش تمایلی قوی و آشکار به روش و اسلوب طبیعت گرایی اروپایی داشت. با ظهور کمال الملک وظیفه‌ای جدید برای نقاش دربار معین شد. او می‌بایست رویداد‌ها، اشخاص، ساختمان‌ها، باغ‌ها و غیره را همچون عکاسی دقیق ثبت کند تا به عادی‌ترین مظاهر زندگی و محیط درباری سندیت تاریخی بخشد. بی سبب نیست که کمال الملک در این دوره اغلب پرده‌هایش را با افزودن شرحی درباره موضوع رقم می‌زد. (مثلاً: طبیعت بیجان با گلدان و پرنده شکار شده، ۱۲۷۳خ) با این زمینه فکری و هنری کمال الملک به اروپا رفت. هدف او شاید فقط ارتقای سطح دانش فنی اش بود. ولی در موزه‌ها آثار استادان رنسانس و باروک را دید و شیفته آنها شد. منطقاً او به لحاظ فرهنگی، ذهنی و سابقه هنری آمادگی رویارویی و احتمالاً بهره گیری از جنبش‌های دریافتگری (امپرسیونیسم) و پسا-دریافتگری را نداشت. اما زیبایی‌شناسی کلاسیسیسم رنسانس و سبک و اسلوب بغرنج هنرمندانی چون رامبراند را نیز به درستی درک نکرد (چنان که مثلاً در هیچ یک از نقاشی‌های کمال الملک و شاگردانش نشانی از آشنایی با اسلوب لعاب رنگ کاری به چشم نمی‌خورد.) با این حال آکادمی گرایی در او قوت گرفت؛ و هنگامی که به ایران بازگشت بیش از پیش به هنر دانشگاهی سده نوزدهم وابسته شده بود. حتی بعداً در بازنمایی موفقیت آمیز برخی موضوع‌های اجتماعی نیز از این وابستگی رهایی نیافت. او اساساً چهره نگار و منظره نگار بود؛ و در تک چهره‌هایی چون «سید نصرالله تقوی» قابلیت و مهارت خود را به حد کمال نمایان ساخت. کمال الملک با کوشش‌های خود در مقام نقاش و معلم پاسخی متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی زمانه اش به ضرورت تحول هنری جامعه داد. بازتاب این کوشش‌ها در ذهن مردم خصوصیات اخلاقی، نحوه زندگی و واقعه کور شدنش از او یک مرد افسانه‌ای ساخت. از جمله دیگر آثارش: دورنمای صفی آباد (۱۲۵۳ ش)؛ عمله طرب؛ حوضخانه صاحبقرانیه (۱۲۶۱ ش)؛ منظره آبشار دوقلو (۱۲۶۳ ش)؛ مرد مصری (۱۲۷۵ ش)؛ فالگیر یهودی؛ دهکده مغانک (۱۲۹۳ ش)؛ تک چهره خود هنرمند (۱۲۹۶ ش)؛ تک‌چهره صنیع الدوله؛ نیمرخ هنرمند (۱۳۰۰ ش)؛ منظره کوه شمیران (۱۳۰۱ ش). سرانجام محمد غفاری (کمال الملک) در ۲۷ مرداد سال ۱۳۱۹ درگذشت و در نیشابور و در کنار قبر عطار نیشابوری مدفون گشت . نسخه اصل تعدادی از تابلوهای مشهور کمال الملک در کاخ گلستان در معرض نمایش قرار دارد.

عمو صادق شیرازی، اثر استاد کمال الملک. رنگ و روغن. سال ۱۳۰۸ هجری قمری - موزهٔ کاخ گلستان تهران.

حوضخانهٔ عمارت گلستان، اثر استاد کمال الملک. رنگ و روغن. سال ۱۳۰۷ هجری قمری - موزهٔ کاخ گلستان تهران.

اثری از استاد کمال الملک با رنگ و روغن.

روزشمار زندگی کمال‌الملک

  • ۱۲۲۶: تولد کمال الملک در تهران
  • ۱۲۲۶: سفر به کاشان در شش ماهگی
  • ۱۲۳۴: سفر به تهران برای تحصیل
  • ۱۲۳۵: ورود به مدرسه دارالفنون
  • ۱۲۴۲: ورود به دربار به دستور ناصرالدین شاه
  • ۱۲۵۵: گرفتن لقب نقاش‌باشی

۱۲۵۸*: گرفتن لقب نقاش‌باشی خاصه

  • ۱۲۶۲: ازدواج با زهرا خانم
  • ۱۲۶۳: به دنیا آمدن دخترش نصرت
  • ۱۲۶۷: متهم شدن به دزدی، هنگام کشیدن تابلوی تالار آیینه
  • ۱۲۶۹: گرفتن لقب کمال‌الملک از ناصرالدین شاه
  • ۱۲۷۲: آغاز به آموختن زبان فرانسه
  • ۱۲۷۳: سفر به اروپا و اقامت در ایتالیا
  • ۱۲۷۴: ورود به پاریس ۱۲۷۶: دیدار با مظفرالدین شاه در فرانسه
  • ۱۲۷۷: چاپ زندگی‌نامه کمال‌الملک در روزنامه شرافت، شماره شصت
  • ۱۲۷۷: بازگشت به ایران و گرفتن نشان درجه اول و حمایل سبز مخصوص دربار
  • ۱۲۷۸: سفر به عراق، هم‌زمان با سفر مظفرالدین شاه به خارج
  • ۱۲۸۰: بازگشت به ایران و تمارض مصلحتی به سکته
  • ۱۲۸۵: مرگ مظفرالدین شاه و خوب شدن سکته استاد!
  • ۱۲۸۷: پیشنهاد تأسیس مدرسه صنایع مستظرفه به دولت
  • ۱۲۹۶: درگذشت پسرش حسینعلی خان
  • ۱۲۹۷: درگذشت همسرش
  • ۱۲۹۸: درگذشت مادرش حدود
  • ۱۳۰۰: نابینا شدن یک چشمش
  • ۱۳۰۲ تا ۱۳۰۶: درگیری کمال‌الملک با وزرای معارف دولت وقت
  • ۱۳۰۶: استعفا و آغاز بازنشستگی و اقامت در حسین‌آباد نیشابور
  • ۱۳۱۹: درگذشت کمال‌الملک در نیشابور و مدفون شدن در کنار عطار نیشابوری

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

آرامگاه کمال الملک

آرامگاه کمال‌الملک بنایی است که در شهر نیشابور بر مزار کمال‌الملک ساخته شده است.

این بنا کنار آرامگاه عطار نیشابوری و در باغی در محله کهن شادیاخ در شهر نیشابور ساخته‌شده‌است. این باغ در فاصله نزدیک به یک کیلومتر در سمت غرب آرامگاه خیام قرار گرفته‌است.

طراح این بنای یادبود استاد هوشنگ سیحون است.

تصویری از آرامگاه کمال‌الملک، نیشابور

نمای بنا

این بنا در نقشه از دو مدول (پیمون) مربعی شکل تشکیل شده است که مستطیلی با تناسب ۱ بر ۲ را می‌سازند. اضلاع مربع در نما با یک قوس نیم دایره خود نمایی می کنند؛ حجم بنا از قوس‌هایی متقاطع که بر روی اقطار مربع زده شده اند پدید آمده که این فوسهای متقاطع، «تاق‌های چهاربخش» را که در معماری سنتی ایران بسیار دیده شده اند را تداعی می کنند و احتمالاً منبع الهام طراح نیز بوده است. طراح با بهره‌گیری خلاقانه از قوس و با پیچشی که در ایده کلی آن ایجاد کرده، به نتیجه‌ای ظاهراً متفاوت با هندسه ای پیچیده دست یافته است. این طرح نوآورانه با به‌کارگیری سازه پوسته‌ای بتنی اجرا شده است.

در بنای یادبود کمال الملک دو نوع قوس به شرح زیر دیده می شود. شش قوس نیم دایره نما که نسبت دهانه به ارتفاع آنها 1 به 2/1 است، چهار قوس متقاطع که بر روی اقطار دیده می شوند. همچنین در پایین قوس‌های اصلی نما از روبرو دو قوس کوتاه‌تر نیز وجود دارند که در واقع تلاقی قوس‌های متقاطع هستند. شاید بتوان گفت حجم کلی بنا از پوسته‌ای سه بعدی در فضا حاصل آمده است که در یک حرکت نرم دو نوع قوس یاد شده را به هم پیوند می دهند. این قوسها و پوشش آنها در بالا، اشکال هندسی مخروطی شکلی را بوجود آورده‌اند که ابتکاری هندسی بوده، اوج خلاقیت معماری را در بهره‌گیری از عناصر معماری سنتی ایران در ترکیبی جدید و موزون نشان می‌دهد.[نیازمند منبع] در این بنا نیز همانند آرامگاه خیام هندسه نقشی شایان توجه دارد و پیوند عمیق این بنا را با نظام معماری ایرانی برقرار کرده است.

تزیینات استفاده شده برای آرامگاه کمال الملک کاشی معرق است که نقوش آنها بسیار هنرمندانه بر روی سطوح منحنی نما بکار گرفته شده‌اند و به سمت خط تقارن قوس‌ها این نقوش کوچک و کوچک‌تر می‌شوند. به گفته طراح، کاشی معرق، معماری کاشان یعنی محل زادگاه کمال الملک را یادآور می شود. نمای بنا و تزیینات و همچنین رنگ کاشی ها، هماهنگی فراوانی با آرامگاه عطار ،که در کنار آن است، دارد؛ به گونه‌ای که شاید بازدید کننده در نگاه نخست گمان کند که این بناها بخشی از هم هستند.

سنگ مزار

سنگ مزار کمال الملک همچون سایر سنگ‌های مزاری که سیحون در آرامگاه ظهیرالدوله تهران طراحی کرده است، یکپارچه از سنگ گرانیت و با بافت خشن بوده، در قسمت بالای سنگ که مرتفع و زاویه دار تراشیده شده است، نقش برجسته‌ای از کمال الملک توسط شاگرد ایشان مرحوم استاد ابوالحسن صدیقی سنگ‌کاری گردیده است.

منبع : ویکی پدیا

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 ساعت 10:28 بعد از ظهر |
کمال الملک kamalalmolk

 

  سال شمار کمال الملک                    


1226: تولد کمال الملک در تهران
1226: سفر به کاشان در شش ماهگی
1234: سفر به تهران برای تحصیل
1235: ورود به مدرسه دارالفنون
1242: ورود به دربار به دستور ناصر‌الدین شاه
1255: گرفتن لقب نقاش‌باشی
1258: گرفتن لقب نقاش‌باشی خاصه
1262: ازدواج با زهرا خانم
1263: به دنیا آمدن دخترش نصرت
1267: متهم شدن به دزدی ، هنگام کشیدن تابلوی تالار آیینه
1269: گرفتن لقب کمال‌الملک از ناصر‌الدین شاه
1272: شروع به آموختن زبان فرانسه
1273: سفر به اروپا و اقامت در ایتالیا
1274: ورود به پاریس 1276: دیدار با مظفرالدین شاه در فرانسه
1277: چاپ زندگی‌نامه کمال‌الملک در روزنامه شرافت ، شماره شصت
1277: بازگشت به ایران و گرفتن نشان درجه اول و حمایل سبز مخصوص دربار
1278: سفر به عراق ، هم‌زمان با سفر مظفرالدین شاه به خارج
1280: بازگشت به ایران و تمارض مصلحتی به سکته
1285: مرگ مظفرالدین شاه و خوب شدن سکته استاد !
1287: پیشنهاد تأسیس مدرسه صنایع مستظرفه به دولت
1296: در گذشت پسرش حسینعلی خان
1297: در گذشت همسرش
1298: در گذشت مادرش حدود
1300 : نابینا شدن یک چشمش
1302 تا 1306 : درگیری کمال‌الملک با وزرای معارف دولت وقت
1306: استعفا و آغاز بازنشستگی و اقامت در حسین‌آباد نیشابور
1319: در گذشت کمال‌الملک

آثار ماندگار کمال الملک


آثار کمال‌الملک از سال 1290 (هـ .ش) تا زمانی که چشمش آسیب دید: 1- مرد برهنه 2- دورنمای دماوند 3- دورنمای دیگری از دماوند 4- آخوند رمال 5- تصویر نیم‌تنه ناصرالدین شاه 6- تصویر مشهدی ناصر 7- زن پای چراغ 8- خانه سنگی 9- خانه دهاتی 10- دورنمای دیگری از باغ مهران 11- کپیه از تابلوی مزین‌الدوله (تابلو میوه) 12- سن ماتیو 13- کپیه تیسین 14- رمال بغدادی 15- تصویر عضدالملک 16- دورنمای مغانک 17- پیرمرد (ناتمام) 18- مصری 19- تصویر دیگر مصری 20- فانتن لاتور 21- کبک بی‌جان 22- تصویر نیم‌تنه اتابک 23- صورت جوانی کمال الملک 24- رمال 25- تصویر کمال‌الملک در حال تبسم 26- زرگر 27- صورت کمال‌الملک با کلاه 28- بن‌زور 29- پرتیه 30- صورت دیگری از کمال‌الملک با شنل 31- تصویر زن(مداد) 32- زری یراقی‌های جهود 33- صورت دیگری از جوانی کمال‌الملک 34- زنجیری 35- تصویر زن (که با همکاری گوردیجانی کشیده شده) 36- تصویر مرحوم ذکاء الملک 37- تصویر رامبراند 38- تصویر دیگری از کمال‌الملک 39- دورنمای چراغ‌برها 40- بازار مرغ فروش‌ها 41- صورت سردار اسعد 42- قالیچه صورت رامبراند 43- قالیچه صورت کمال الملک 44- قالیچه دورنمای منظره‌ای از شمیران 45- تصویر مرحوم حاج نصرالله تقوی 46- قالیچه دورنمای یاخچی‌آباد 47- کپیه رافائل 48- کپیه تابلوی دیگری از تیسین 49- کپیه ونوس 50- تصویر مظفرالدین شاه 51- تصویر احمد شاه 52- تصویر کمال‌الملک (آبرنگ) 53- تصویر مولانا (آبرنگ) 54- عرب خوابیده (آبرنگ) 55- حوض صاحبقرانیه 56- تکیه دولت 57- دورنمای پس قلعه 58- دورنمای زانوس 59- تالار آیینه 60- دورنمای لار 61- صورت ناصرالملک 62- تصویر پسر ناصرالملک 63- تصویر مشیرالدوله 64- تصویر وثوق‌الدوله 65- تصویر ضیع‌الدوله 66- پرنده الوان (آبرنگ) 67- دورنمای شهر از پشت‌بام صاحبقرانیه 68- دورنمای کوه شمیران از پشت‌بام مدرسه (ناتمام) 69- قالیچه منظره خیابان شمیران 70- زن 71- کپیه باسمه فرنگی (به دستور احمدشاه) 72- کپیه باسمه‌ای دیگر (به دستور احمدشاه) 73- نوازنده‌ها 74- تصویر ایستاده یکی از پیشخدمت‌های دربار 75- نیم‌تنه یکی از درباریان (آبرنگ) 76- بازار کربلا 77- منظره آبشار دوقلو 78- منظره حوض و فواره قصر گلستان 79- تصویر میرزاعلی‌اصغر خان اتابک (نیم تنه) 80- تصویر میرزا علی‌اصغرخان (تمام قد) 81- تصویر آقاعلی‌معین‌الحضور (آبرنگ)

منبع : دانشنامه رشد

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 ساعت 10:16 بعد از ظهر |
پرسپوليس

 

پرسپوليس اولين قهرمان جام در جام آسيا

17 سال پيش در چنين روزي، 26 مهرماه 1370 تيم پرسپوليس با برتري يك بر صفر مقابل المحرق بحرين قهرمان اولين دوره مسابقات جام در جام آسيا شد.

به گزارش سايت رسمي باشگاه پرسپوليس، در آن ديدار كه در حضور يكصد هزار تماشاگر و با قضاوت احمد حكيم برگزار شد، محمد حسن انصاري فرد در دقيقه 52 زننده تنها گل بازي بود.

در آن مسابقه پرسپوليس با اين تركيب به مصاف حريف رفته بود؛ عزيزيان، پنجعلي (كاپيتان)، انصاري فرد، فنوني زاده، محرمي (نعيم آبادي)، عبدي، درخشان، كرماني مقدم، عاشوري، ناصر محمد خاني و پيوس. مربي: علي پروين.

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 ساعت 2:2 قبل از ظهر |
مشکلات تیم فوتبال ایران پیش از دیدار با کره شمالی • مصاحبه
 

مشکلات تیم فوتبال ایران پیش از دیدار با کره شمالی • مصاحبه

فوتبال ملی ایران در آستانه نبرد با کره شمالی با خداحافظی ناگهانی علی کریمی رو به روست. مصدومیت وحید هاشمیان و آندرانیک تیموریان نیز بر مشکلات این تیم افزوده است. رسول کربکندی از برخورد علی دایی با کریمی انتقاد می‌کند.

تیم ملی فوتبال ایران در دومین دیدار خود در پیکارهای مقدماتی جام جهانی فوتبال ۲۰۱۰ آفریقای جنوبی در قاره آسیا، روز چهارشنبه (۲۴ مهر) در ورزشگاه آزادی تهران به مصاف تیم ملی کره شمالی می‌رود. علی کریمی دعوت تیم ملی را رد کرده و وحید هاشمیان و آندرانیک تیموریان هم به دلیل مصدومیت نمی‌توانند در بازی روز چهارشنبه حاضر شوند.

 

علی دایی، مربی ملی‌پوشان فوتبال ایران، هم اعلام کرده که در این راه به کریمی کمک خواهد کرد.

 

رسول کربکندی، ملی‌پوش پیشین فوتبال ایران، اما از واکنش دایی به تصمیم کریمی انتقاد می‌کند. به گفته وی همان‌طور که علی دایی از برخوردهایی که در جام جهانی ۲۰۰۶ با او شده دلخور است، خود او نیز باید «با بازیکنان بزرگ مانند علی کریمی، رفتار بزرگی داشته باشد.» 

 

کربکندی هم‌چنین از نبود پشتوانه در خط حمله تیم ملی اظهار نگرانی می‌کند و وضعیت نابسامان روحی در میان برخی از ملی‌پوشان، مانند جلال حسینی، را به عنوان یکی دیگر از مشکلات تیم ملی بر می‌شمارد.

برای شنیدن مصاحبه با رسول کربکندی، به لینک زیر مراجعه کنید!     

 فایلهای دیداری و شنیداری درباره‌‌ی موضوع

فرید اشرفیان / سرویس ورزشی دویچه وله

 
|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 ساعت 1:51 قبل از ظهر |
موزه ای ديدنی در اسرائيل که در زیر دریا قرار دارد
گزارش فرهنگی: موزه ای ديدنی در اسرائيل که در زیر دریا قرار دارد

26/09/2008

در کناره دريای مديترانه در اسراييل موزه زير دريايی نادری وجود دارد که توجه جهان را به خود جلب کرده است.

جهانگردان نه برای تماشای ماهيهای دريای مديترانه، بلکه برای ديدار از خرابه های امپراطوری روم به اين موزه ٍزيردريايی می روند.

***


بنای بندر سزاره در زمان امپراتوری روم ١٢ سال به طول انجاميد يعنی از ٢٢ سال قبل از ميلاد مسيح تا ١٠ سال قبل از ميلاد.

اين بندر که به دستور هرود پادشاه يهوديان بنا شد به يکی از شاهراه های اقتصادی و سياسی امپراتوری روم تبديل گشت ولی سرانجام به دليل ناشناخته ای به زير آب فرو رفت.

ياد اين بندر باستانی تا ٦٠ سال پيش از خاطره ها رفته بود تا اين که در دهه ١٩٥٠ باستان شناسان کار بر خرابه های اين بندر را که در ساحل سزاره در ٤٠ کيلومتری شمال تل اويو قرار دارد آغاز کردند.

 کاوش باقيمانده بناهای باستانی ، چه در زير آب و چه بر روی ساحل تا سال ٢٠٠٦ به طول انجاميد و اکنون می توان بازمانده بندر و ديگر بناهای تاريخی چون يک تئاتر متعلق به روم باستان و يا کليسای جنگجويان صليبی را مشاهده کرد.

امروزه ساکنان اسراييل و جهانگردان می توانند از اين گنجينه باستان شناسی در ساحل، و حتی در زير آب ديدار کنند.

بازديد کنندگان به طور جمعی و با راهنما با استفاده از نقشه ای که باستان شناسان تهيه کرده اند از اين آثار ديدار و شگفتی های مهندسی زمان روم باستان، بازمانده های بناهای قرون وسطا و باقيمانده کشتی های غرق شده را مشاهده کنند.

از آن جا که سطح و عمق بندر سزاره بسيار زياد است جهانگردان مجبورند برای ديدار آن دست کم در ٤ نوبت به زير آب بروند.

سارا اندرسون تاريخ شناس دريانوردی می گويد برخلاف مهندسان فنيقی و يونانی، رومی ها مخالف طبيعت عمل می کردند و برای اولين بار در تاريخ بشريت برای مقابله با امواج در اين بندر ديواری از بتن بنا کرده بودند.

گروهی از باستان شناسان متخصص در امور دريانوردی و غواصان، خرابه های اين بندر به زير آب رفته را نقشه برداری و نقاط ديدنی آن را شماره گذاری کرده اند و جهانگردان با استفاده از طناب راه خود را در زير آب می يابند.

دليل به زير آب رفتن اين بندر هنوز آشکار نشده و برخی آن را ناشی از زلزله يا سونامی عظيمی می دانند. اين احتمال نيز وجود دارد که سنگينی چنين بنای عظيمی بر روی ساحل شنی سست موجب فروريختن آن شده باشد.

بندر سزاره پس از سقوط امپراتوری روم ابتدا توسط ايرانيان و پس از آن مسلمانان فتح شد و در قرن دوازدهم بدست جنگجويان صليبی افتاد و بدنبال آن از آن امپراتوری عثمانی شد.

منبع : صداي آمريكا

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 ساعت 1:36 قبل از ظهر |
جايره امسال ادبيات نوبل به لو کلزيو نويسنده فرانسوی تعلق گرفت
 

جايره امسال ادبيات نوبل به لو کلزيو نويسنده فرانسوی تعلق گرفت

09/10/2008

 French novelist Jean-Marie Gustave Le Clézio poses on May 8, 1991 in Cannes. Franceجايزه ادبيات نوبل امسال به ژان ماری گوستاو لو کلزيو، نويسنده فرانسوی، تعلق گرفته است . 

آکادمی سوئد که اين جايزه را ميدهد، لو کلزيو را خالق آثاری از ماجراجوئی های شاعرانه و حرکات نو توصيف کرده است. 

لو کلزيو که شصت و هشت سال دارد از پدری انگليسی و مادری فرانسوی در فرانسه به دنيا آمد . او مدتی کوتاه از دوران طفوليت اش را در نيجريه گذراند، و بعد از آن در دوران بزرگسالی، در دانشگاههای تايلند، مکزيک و آمريکا به تدريس پرداخت. 

مجموعه گسترده آثارش سفرهای او را به مناطق مختلف جهان، از شمال آفريقا گرفته تا آمريکای لاتين منعکس ميکند.

نيکلا سارکوزی رئيس جمهوری فرانسه ضمن تبريک به لو کلزيو از وی به عنوان مجسم کننده شکوه ، ارزش و فرهنگ فرانسه در صحنه جهان ياد کرد. 

لو کلزيو رمان بيابان را که نخستين اثر موفق او بود در سال 1980 نوشت. او همچنين برای کودکان نيز کتاب هائی متعدد نوشته است.

منبع : صداي آمريكا

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 ساعت 1:27 قبل از ظهر |
فیلم مجموعه دروغ ها با شرکت دی کپریو، کرو و گلشیفته فراهانی آماده نمایش در سینماهای آمریکاست
 

گزارش هنری: فیلم مجموعه دروغ ها با شرکت دی کپریو، کرو و گلشیفته فراهانی آماده نمایش در سینماهای آمریکاست

10/10/2008

[insert caption here]فیلم تازه مجموعه دروغ ها، که از روی کتابی به همین نام نوشته روزنامه نگار واشنگتن پست دیوید ایگناتیوس برگرفته شده است، داستان یک مامور« سیا» به نام راجر فریس است که نقش او را لیوناردو دی کپریو بازی می کند.

این مامور پس از سلسه وقایعی ازوجود یک رهبر تروریستی که احتمالا درکشور اردن به فعالیت مشغول است آگاه می شود و می کوشد تا عملیات این فرد و گروه وابسته به او را خنثی سازد. اما برای آغاز این کار باید ابتدا موافقت و حمایت رییس مکار و حیله گر خود اد هافمن که نقش او را راسل کرو بازی می کند جلب کند. مامور بالارتبه ای که احتمالا با سرکرده امنیتی اردن که شاید همان رهبر تروریست ها باشد سرو سری دارد. دراینجا شخصیتی که لیوناردو دی کپریو نقش آن را ایفا می کند باید تصمیم بگیرد که تا چه حد می تواند به این به ظاهر حامیان خود اطمینان کند.

این فیلم که تازه ترین اثر کارگردان انگلیسی تبار ریدلی اسکات، سازنده فیلم های «گلادیاتور» و «گانگستر آمریکایی » به شمار می رود و فیلمنامه آن را ویلیام موناهان، نویسنده فیلمنامه برنده اسکار «رخت بربسته» با شرکت لیوناردودی کپریو و جک نیکلسون نوشته است، علاوه بر دوبازیگر اصلی آن برای نخستین بار با شرکت یکی از بازیگران سرشناس ایرانی از داخل ایران ، گلشیفته فراهانی، ساخته شده است که پیش از این در برخی از پرفروش ترین فیلم های سینمای ایران از جمله «سنتوری» و «میم مثل مادر» بازی داشته است.

این بازیگر از طریق نمایش فیلم «ماه نیمه» از ساخته های بهمن قبادی مورد توجه سازندگان فیلم مجموعه دروغ ها قرار گرفت و از او دعوت شد که ایفای نقش اول زن این فیلم را به عهده بگیرد.

گلشیفته فراهانی که درهفته های گذشته به خاطر ممنوع الخروج شدن از ایران نتوانسته بود درمراحل اولیه تبلیغات فیلم «مجموعه دروغ ها» شرکت کند، روز پنجم ماه جاری در سینمای تاریخی «فردریک روز» شهر نیویورک درحالی که لباس ساده سیاه رنگی پوشیده و موهای تا سرشانه خود را به نمایش گذاشته بود بر روی فرش قرمز اولین اکران فیلم ظاهر شد.

پیش از این درداخل ایران شایعاتی بود که این بازیگر در فیلم مجموعه دروغ ها از کلاه گیس استفاده کرده است.. اما با استقبالی که منتقدین سینمایی از بازی این بازیگر جوان تا پیش از اکران عمومی فیلم به عمل آورده اند به نظر می رسد که فصل تازه ای از زندگی حرفه ای و بازیگری در هالیوود در سطح جهانی درمقابل گلشیفته فراهانی قرار گرفته است.

با این حال در آستانه اکران عمومی فیلم مجموعه دروغ ها، منتقد هنری لس آنجلس تایمز، جان اندرسون، می نویسد:« تجربه نشان داده است که مردم عکس العملی آلرژِی گونه نسبت به فیلم هایی با موضوعات مربوط به جنگ عراق، مقابله با تروریسم جهانی و وقایع گیج کننده خاورمیانه دارند. از جمله این فیلم ها باید از «رندیشن» یا باز پرداخت و حتی فیلم «بادبادک ران» درباره طالبان نام برد که دچار شکست فروش گیشه شدند. تا امروز تنها برخی از فیلم های کمدی در مورد خاورمیانه چون«هارولد و کومار و فرار از گوانتانامو» توانسته است به موفقیت های نسبی گیشه دست پیدا کند.»

آقای اندرسون در ادامه این مطلب می نویسد:«مجموعه دروغ ها ، برخی از مهم ترین عوامل سقوط بشریت چون، دروغ، فریب ،حیله گری و خیانت را که می تواند مسائل مهم و مشکلات کلیدی عملیات امنیتی ایالات متحده آمریکا درآن سوی اقیانوس ها باشد را مورد بحث و بررسی قرار داده است. اما در زمانی که استودیوها با تهیه فیلم های کمدی و سرگرم کننده ای درباره روابط نزدیک زن و مرد، داستان هایی درباره ابرقهرمان ها و حتی سگ های سخنگو فروش گیشه را تضمین می کنند فیلم هایی از نوع مجموعه دروغ ها چالش هایی را در رابطه با فروش گیشه در پیش خواهد داشت.»

منبع : صداي آمريكا

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 ساعت 1:25 قبل از ظهر |
تنها پستاندار دریای خزر در خطر انقراض قرار دارد
 

اتحادیه جهانی حفاظت از محیط زیست اعلام کرده است که نسل "فک خزر" یا "پوسا کاسپیکا" که تنها پستاندار دریای خزر محسوب می شود در خطر انقراض قرار دارد.
 

به گفته این اتحادیه، فک خزر به علت شکار بی‌رویه و نابودی زیستگاهش در خطر انقراض قرار گرفته است.

اتحادیه جهانی حفاظت از محیط زیست هر سال با انتشار گزارشی موسوم به "فهرست قرمز" گونه های جانوری را که در خطر انقراض قرار دارند، معرفی می کند.

نسل فوک خزر از نظر ديرين ‌شناسی به دوره سوم زمين‌ شناسی باز می‌گردند. کارشناسان می گویند جمعیت این پستاندار طی صد سال اخیر ۹۰ درصد کاهش داشته است.

یکی از علل کاهش جمعیت فک خزر ماهیگیری بی‌رویه بیان شده است. همچنین نشت گاز و نفت و گرمتر شدن آب دریای خزر از عوامل دیگر کاهش جمعیت فک خزر است.

بر اساس آخرین تخمین ها در حال حاضر حدود 110 هزار رأس فوک خزر در این دریا زندگی می کنند. فوک خزر بخشی از عمرش را که معمولا حدود پنجاه ساله است در سواحل جنوبی دریای خزر سپری می کند.

ایران برای حفاظت از این گونه جانوری، موسسه ای با نام مرکز مطالعات فک خزری در بندر انزلی تاسیس کرده است.

این مرکز با همکاری اداره کل محیط زیست گیلان، مؤسسه داروین، دانشگاه لیبز لندن، دانشگاه گیلان و سازمان شیلات ایران راه‌ اندازی شده است.

 منبع : بی بی سی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 ساعت 7:19 بعد از ظهر |
ژاپن نماینده آسیا در شورای امنیت شد
 

مجمع عمومی سازمان ملل متحد اتريش، ژاپن، مکزيک، ترکيه و اوگاندا را به عنوان اعضای غير دائمی شورای امنيت اين سازمان برگزيده است.

با رای امروز، جمعه، مجمع عمومی، اين پنج کشور در شورای امنيت دارای حق رأی ميشوند، که از قدرت وضع و تحميل تحريم های تنبيهی اقتصادی، و استقرار نيروهای صلحبانی برخوردار است.

دوره عضويت اعضای غير دائم شورای امنيت دو سال است.

پنج عضو غير دائم، در کنار پنج عضو دائم عمل ميکنند، که با روند انتخاب شدن مواجه نيستند.

پنج عضو دائمی عبارتند از بريتانيا، فرانسه، چين، روسيه و آمريکا.

جمهوری اسلامی ايران برای کسب کرسی آسيائی تلاش ميکرد اما ژاپن با صد و پنجاه و هشت رای موافق در مقابل سی و دو رای مخالف در اين رقابت پيروز شد.

اتريش و ترکيه ايسلند را برای دو کرسی اروپا شکست دادند، در حالی که مکزيک و اوگاندا با رقيبی روبرو نبودند.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 ساعت 6:54 بعد از ظهر |
پیام بازرگانی

 

 

برای قراردادن تبلیغ خودتان

در صفحه اصلی نودیجه بلاگ با ما تماس بگیرید

nodigeh@gmail.com




|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و ششم مهر 1387 ساعت 8:28 بعد از ظهر |
چاپ عکس بوعلی بر روی اسکناس تاجیکستان

 تصوير بوعلي را روي اسکناس 20 ساماني (واحد پول تاجيکستان) تاجيکستان می بینید




 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و ششم مهر 1387 ساعت 8:23 بعد از ظهر |
مردی که جسد نوزادان را می خورد
بدون شرح !!!!










|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و ششم مهر 1387 ساعت 7:54 بعد از ظهر |
دکتر علی شریعتی dr.ali shariati
 

 

وقتی خواستم زندگی کنم راهم را بستند

وقتی خواستم ستایش کنم گفتند خرافات است

وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است

وقتی گریستم گفتند بهانه است

وقتی خندیدم گفتند دیوانه است

                  دنیا را نگه داریدمی خواهم پیاده شوم......

                                                 دکتر شریعتی

   

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 ساعت 6:59 بعد از ظهر |
ارنست چگوارا
 

 

ارنست چگوارا:

دستم بوی گل می داد مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند

 

 اما هیچ کس نیندیشید که شاید گلی کاشته باشم.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387 ساعت 6:56 بعد از ظهر |
نامه ای به کوروش
 

 

با سلام به شما دوستان گرامی .

 

 ما در نظر داریم تا مسابقه ای با نام

 

نامه ای به کوروش

 

 برگزار نماییم .

 

به بهترین نوشته هدیه ای اهدا خواهد شد .

 

مهلت ارسال نوشته ها تا  دی ماه ۸۷ 

 

شما می توانید نوشته های خود را به آدرس زیر ایمیل نمایید :

 

 

saeid.rahiminejad@gmail.com

 

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 ساعت 7:13 بعد از ظهر |
جشن مهرگان فرخنده باد happy meregan

 

امروز : سه شنبه (بهرام شید) شانزدهم (مهر روز) مهر 1387

 



           جشن مهرگان

 


بر همه ی ایرانیان فرخنده باد

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 ساعت 6:32 بعد از ظهر |
تا جشن مـــهـــرگـــان
 

امروز : آدینه (ناهیدشید) دوازدهم (ماه روز) مهر 1387

 

تا جـشــن مـهرگــان 03 روز و 18 ساعت و ۷ دقیقه و 35 ثانیه مانده است.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه دوازدهم مهر 1387 ساعت 11:55 قبل از ظهر |
نظر سنجی سازمان ملل در مورد درج نوروز در تقویم بین المللی به عنوان یک روز جهانی 'Norouz - New Day o
 

نظر سنجی سازمان ملل

 در مورد درج نوروز در تقویم بین المللی

به عنوان یک روز جهانی

Here's a petition to UN ; if you think you would want to sign it could you please do it .. The Petition is self-explanatory, please distribute worldwide, it is important to show all different places that this celebration takes place. 'Norouz - New Day on UN Calendars'  hosted on the web by our free online petition service, at

please click

  لطفا کلیک نمایید

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه پنجم مهر 1387 ساعت 2:35 بعد از ظهر |
واژه نامه آنلاین دهخدا
 

واژه نامه آنلاین دهخدا

 

برای ورود به صفحه واژه نامه بر روی نام دهخدا در زیر کلیک نمایید .

 

دهخدا

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت 1:39 بعد از ظهر |
تا جشن مهرگان

 

امروز : سه شنبه (بهرام شید) دوم (بهمن روز) مهر 1387

 

تا جـشــن مـهرگــان 13 روز و 10 ساعت و 44 دقیقه و 20 ثانیه مانده است.

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 7:18 بعد از ظهر |
پای بران ( جشن های ایرانی ماه اسفند )
 

مانتره سپند روز یا انارام روز از اسفندماه برابر با 29 یا 30 ام اسفند در گاهشماری ایرانی

مراسمی به نام «پای بَران» در زنجان که در شامگاه آخرین روز از سال برگزار می شود.

در این مراسم خانواده ها برای وابستگان خویش «پای» (سینی مسی حاوی برنج پخته، بورانی و غذاهای تدارک دیده شده برای عید و مقداری پارچه یا پوشاک) می فرستند و فرد برنده ی «پای»، هدایایی از صاحب خانه دریافت می کند.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 7:9 بعد از ظهر |
اوشیدر جشن ( جشن های ایرانی ماه اسفند )
 

مانتره سپند روز یا انارام روز از اسفندماه برابر با 29 یا 30 ام اسفند در گاهشماری ایرانی

جشن «اوشیدر» یا جشن «پایان زمستان» برابر با زمان گاهنباری بنام «هَمَسْپَت مَدَم» در اوستایی «هَمَسْپَث مَئیدَیه» به معنی برابری شب و روز یا برابری سرما و گرما.

همچنین هنگام جشن «اوشیدر» در سیستان به آرزوی فرا آمدن سوشیانت که در این روز مردمان، دختری را بر شتری آذین شده می نشانند و همراه با شادی و سرود او را برای آب تنی به دریاچه ی هامون می برند.

گرامیداشت درگذشتگان در سُغد و امروزه نیز در بسیاری نواحی گوناگون.

جشن «علفه» در خمین، همراه با بردن علف های صحرایی به خانه و روشن كردن چراغی در همه ی اتاق ها.

همچنین آتش افروزی بر فراز بام ها در بسیاری از نقاط ایران، در شامگاه آخرین روز سال.


بن نوشت :

راهنمای زمان جشن ها و گرهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 7:8 بعد از ظهر |
فروردگان ( جشن های ایرانی ماه اسفند )
 

اشتاد روز از اسفندماه برابر با 26 اسفند در گاهشماری ایرانی

جشنی در یادكرد و بزرگداشت روان و فروهر (فَروَهَر) درگذشتگان ِدر این روز و تا پایان سال.

این نام به گونه های «فرورگان» و «فرودگان» نیز آمده است.


بن نوشت :

راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 7:7 بعد از ظهر |
چهارشنبه سوری ( جشن های ایرانی اسفندماه )
 

برابر با شب آخرین چهارشنبه ی سال جشنی به نام «چهارشنبه سوری» یا «جشن شب سوری» در سراسر سرزمین های ایرانی همراه با آتش افروزی و پریدن از روی آن و مراسمی ویژه برگزار می شود.

«دل هر ایرانی آتشکده ای است»

ابراهیم پور داوود

پیشینه ی جشن چهارشنبه سوری

از دیرباز تا کنون، آتش در نزد ایرانیان از ارزش و جایگاه خاصی برخوردار بوده است و بیشتر جشن ها و آیین ها پیوند نزدیکی با آتش داشته و دارند. گمان می رود که جشن چهارشنبه سوری نوع تغییر یافته ای از گاهنبار «همس پت میدیم گاه» ششمین و آخرین گاهنبار سال است. بخش نخست این واژه یعنی «همس» از «هم» به معنی گرما و تابستان در زبان اوستایی گرفته شده است و واژه ی همس پت میدیم روی هم به معنی برابر شدن روز و شب و آغاز گرما است و این گاهنبار در روز نخست پنجه ی پایان اسفندماه برگزار می شده است.

در هیچیک از متون باقیمانده ی پیش از اسلام اشاره ای به جشن چهارشنبه سوری نشده است. در اوستا، کتیبه های عیلامی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی و نیز در متون پهلوی و حتی در روایت های مورخان یونانی درباره ی ایران نیز درباره ی جشن چارشنبه سوری سخنی گفته نشده است.
متون دوران پس از اسلام نیز در این باره تقریبا ساکت بوده اند، حتی در آثار محقق دقیقی همچون «ابوریحان بیرونی» نیز درباره ی آن توضیحی داده نشده است. اما برخی اشاره ها در تعدادی از متون کهن، نشان دهنده ی این است که گویا چارشنبه سوری نه تنها برگزار می شده، بلکه از آن به عنوان «عادت قدیم» نیز نام برده شده است.[1]
نخستین و کهن ترین کتابی که در آن به چنین آتش افروزی اشاره شده است، کتاب «تاریخ بخارا» نوشته ی ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی (286 تا 358 هجری قمری) است. در این کتاب که به نام «مزارات بخارا» نیز شناخته می شود، واقعه ای به شرح زیر از میانه ی سده ی چهارم و زمان «منصور بن نوح سامانی» نقل شده است :

«... و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیسد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون «شب سوری» چنان که «عادت قدیم» است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.»[2]

در این روایت هرچند به صراحت به زمان برگزاری جشن اشاره نشده است، اما عبارت «هنوز سال تمام نشده بود» و نیز «شب سوری» گویا اشاره به مراسم چارشنبه سوری دارد که شاید در آن زمان، انجام مراسم در شب چارشنبه، تثبیت نشده بوده است.

دومین متن کهن که اشاره ای هرچند غیر مستقیم به جشن چارشنبه سوری دارد، شاهنامه ی فردوسی است. در داستان بهرام چوبینه با «پرموده» پسر ساوه شاه آمده است که هنگامی که هر دو سپاه آماده ی رزم بودند، ستاره بینی بهرام را پند می دهد که :

ستاره شمر گفت بهرام را          که در «چارشنبه» مزن کام را
اگر زین بپیچی گزند آیدت          همه  کار  ناسودمند  آیدت
یکی باغ بُد درمیان سپاه        از این روی و زان روی بُد رزمگاه
بشد «چارشنبه» هم از بامداد    بدان  باغ  که  امروز  باشیم  شاد
ببردند پر مایه گستردنی          می و رود و رامشگر و خوردنی
.
.
.
ز جیهون همی آتش افروختند       زمین و هوا را همی سوختند [3]

درباره ی این سروده های شاهنامه ذکر چند نکته ضروری است :

نخست اینکه بر مبنای واژه نامه ی «فریتس وُلف»، در سراسر شاهنامه به جز یکشنبه و چارشنبه، روز دیگری از هفته نام برده نشده است و تنها باری که از چارشنبه یاد شده، در همین داستان و همین جشنی است که در زمان بهرام چوبین انجام شده و این کهن ترین یادکرد جشن چارشنبه در متون است. هرچند که زمان سرایش شاهنامه چند دهه پس از تاریخ بخارا بوده است، اما موضوع داستان به سدها سال پیش از آن باز می گردد.

دویم اینکه آوردن نام چارشنبه در داستان بهرام چوبین خود دلیل دیگری است که روزهای هفته در ایران باستان وجود داشته است.

سیُم اینکه برخلاف اعتقاد عربان که روز چارشنبه را نحس و بدیُمن می پنداشتند و این اعتقاد در آثار جاحظ و حتی منوچهری دامغانی نیز راه یافته است، اما ایرانیان نه تنها این روز، بلکه هیچ روز و زمان دیگری را نحس نمی پنداشتند و بخصوص چارشنبه را «گاهِ کام و جشن» دانسته اند.[4]

این جشن با «آب» نیز در پیوند است و در برخی نقاط، پریدن از روی نهر یا آوردن آب از چشمه توسط دختران و شکستن کوزه های آب دیده شده است. در شیراز دختران و زنان از بامداد چارشنبه سوری تا پایان روز به آب تنی در چشمه ی کنار آرامگاه سعدی می پردازند و پسانگاه پسران و مردان آن را ادامه می دهند.

در آذربایجان (و نیز در جمهوری آذربایجان کنونی (اَران)) جشن چارشنبه سوری در هر چهار چارشنبه ی اسفندماه برگزار می شود. برخی جشن چارشنبه سوری را به دلیل نبود روزهای هفته در ایران باستان، جشنی نوساخته قلمداد می کنند در حالی که این پندار درست به نظر نمی رسد. هرچند که از دلایل و دیرینگی چارشنبه سوری آگاهی چندانی در دست نیست، اما شواهد متعددی در وجود نام  روزهای هفته در ایران باستان در دست است و از جمله در شاهنامه ی فردوسی هم به نام روزهای هفته و هم به جشن آتشی در «چارشنبه روز» اشاره شده است. با توجه به شواهد موجود، احتمال می رود که این جشن با جشن «فروردگان» در بیست و ششم اسفند و نیز با خانه تکانی پایان سال و پاکیزگی خانه در پیوند باشد. پریدن از روی آتش نیز بر خلاف برخی پندارها بهیچ وجه بی احترامی به آتش نیست، بلکه این کار بگونه ای نمادین برای سوزاندن و پاک کردن همه ی بدی ها و نادرستی ها و کدورت ها انجام می شود. سرودها و ترانه های معروف چارشنبه سوری نیز به این نکته اشاره دارند.[5]

جشن شب چهارشنبه سوری

گستره ی برگزاری جشن چهارشنبه سوری

در همه ی سرزمین های ایرانی در فاصله ی پنج هزار کیلومتری کردستان تا چین، آیین جشن چهارشنبه سوری به همراه مراسم جانبی بسیار متنوع و زیبای آن و سرایش ترانه های شادی بخش و جشن و پایکوبی برگزار می شود. گستره ی برگزاری این جشن حوزه ی حضور فرهنگ ایرانی را نشان می دهد. این گستره نه تنها کشور ایران بلکه از سرزمین های شرق عراق و شمال آن (کردستان غربی)، شمال سوریه، شرق ترکیه، جنوب روسیه (داغستان و چچنستان)، آذربایجان و قفقاز، ارمنستان، غرب پاکستان، افغانستان، جنوب ترکمنستان، تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، غرب و شمال هند وغرب چین تشکیل می شود.[6]

مراسم شب چهارشنبه سوری

در شب چهارشنبه سوری، به جز روشن کردن سه یا هفت کوپه آتش به یاد سه پند بزرگ ایرانیان، «اندیشه ی نیک»، «گفتار نیک»، و «کردار نیک» و یا هفت امشاسپند «هرمزد»، «وهومن»، «اردیبهشت»، «شهریور»، «سپندارمذ»، «خورداد» و «امرداد»، مراسمی ویژه ای نیز برگزار می شود مانند :

آتش افروزی بر فراز خانه ها و بلندی ها، خانه تکانی پیش از چهارشنبه سوری، خریدن آیینه و کوزه ی نو، خرید اسفند (اسپند دانه)، چراغانی، تهیه و خوردن آجیل هفت مغز، کوزه شکستن، فال گوش ایستادن، فال کوزه، ریختن آب قلیا و آب دباغ خانه به گوشه و کنار خانه، به صحرا رفتن در روز چهارشنبه سوری، تخم مرغ شکستن، شال اندازی، قاشق زنی، گره گشایی از بخت دختران با بستن قفل به گردن یا گوشه ای از چادر، نشستن روی چرخ کوزه گری، شکستن گردو، گفتن آرزوها به آب روان، فریاد زدن خواسته ها در چاه قدیمی، کمک خواستن از «چهارشنبه خاتون»، رنگ کردن خانه با گِل هایی به رنگ آبی و زرد، پختن آش ویژه ی چهارشنبه سوری و ...

روشن کردن سه یا هفت کوپه آتش در چهارشنبه سوری

گزیده ای از مراسم ویژه ی چهارشنبه سوری در جای جای ایران

مراسم قاشق زنی که تقریبا در همه ی سرزمین های ایرانی برگزار می شود بدین گونه است که مردم و بعضا کودکان کاسه و قاشق را به هم کوبیده و در پشت در پنهان می شوند و صاحبخانه نیز تخم مرغ یا تنقلاتی داخل کاسه می گذارد. قاشق زنان چه مرد چه زن اغلب خود را با چادر می پوشانند.

در تاجیکستان و ازبکستان، در بخارا و سمرقند و شهر سبز، در شب چهارشنبه سوری همه ی مردم شستشو می کنند و مردان پس از تراشیدن موی سر خود از روی بوته ی آتش فروزان می پرند و می گویند : «روی پاک از تو، دامن پاک از ما»[7]

در بدخشان و شمال افغانستان نیز دختران موی سر خود را به چهل رشته تقسیم کرده و آن را می بافند و در انتهای رشته ی موها تـَرکه ی ظریفی می بندند تا تمام چهل رشته به ترتیب در کنار یکدیگر قرار گیرند و هنگام پریدن از روی آتش می گویند : «به روی مبارکت گردم. زردی مرا گیر و سرخی ات را بده». در بعضی از دهات درواز بدخشان از شب تا بامداد نوروز برگرد آتش می نشینند و می رقصند.

در غرب چین در شهرهای یارکند و تاشغورقان و نیز در کاشغر مردم در اطراف درخت کهنسالی که آن را یادگار آرش تیرانداز و آن جا را مرز ایران می دانند، آتش می افروزند و می گویند «زیان و زحمتمان را افشاندیم و سوزاندیم».

در آذربایجان، جعبه های کوچکی با کاغذهای رنگین به شکل کجاوه درست کرده و ریسمانی به آن می بندند و از روزن سقف خانه یا پنجره به داخل آویزان می کنند، صاحب خانه نیز شیرینی و خوراکی های را که از پیش آماده کرده درون این کجاوه ها می ریزد.

در روستای هشترود مراغه، هفت سنگ بر پیرامون بام خانه می چینند و در میان بام، آتش را در کنار کاسه ی آبی برمی افروزند و پس از پایان مراسم، کاسه ی آب را بر سر خانواده یا همسایگان خالی می کنند و برای آنان با گفتن «زندگی تان به روشنی درآید» زندگی خوب و روشنایی آرزو می کنند.

در بسیاری از روستاهای استان مرکزی ایران جوانانی که نامزد دارند از روی بام خانه ی دختر، شال خود را پایین می کنند و دختران در گوشه ی آن شال شیرینی و تخمه می پیچند. این رسم را «شال اندازی» می گویند.

در کرمانشاه زنان آبستن با آوردن هیزم برای آتش چهارشنبه سوری، باور دارند که هر چوبی که در آتش می گذارند پلیدی ها و وقایع ناگوار را از فرزندشان دور می کنند.

مردم شاه آباد (اسلام آباد) استان کرمانشاه، چهارشنبه سوری را جشن پیروزی کاوه ی آهنگر بر ضحاک می دانند و هر ساله به پاس این پیروزی در کوه های پیرامون شهر و روستا آتشی بزرگ برافروخته و با خواندن آوازهای گروهی و جشن و پایکوبی تا نیمه های شب بر گرد آتش می چرخند.

زرتشتیان روستای مریم آباد یزد نیز بر این باورند که آتش چهارشنبه سوری، آتشی است که «منیژه» به هنگام کوشش برای رهایی «بیژن» از چاه، بر سر دهانه ی چاه روشن کرده است.

در خراسان هر خانواده چهارشنبه سوری را با سه یا هفت بوته ی آتش آغاز کرده و همه ی اعضا خانواده از روی آتش می پرند و می خوانند : «آل به در، بلا به در، دزد به در و حیز از دهات به در» و پس از پایان مراسم آتش را به حال خود می گذارند تا خاموش شود و آب ریختن و دمیدن بر آتش را گناهی بزرگ می دانند.

در روستای آزادور در دشت جوین خراسان نیز، سبزه ی نوروزی را در بین بوته های آتش قرار داده و از روی آن هم می پرند در حالیکه آیینه و کاسه ی آبی نیز در کنار آتش به چشم می خورد.

در بین ترکمنان بجنورد از این شب به نام «چارشنبه ی سنگین» یاد می شود و در این شب بین همسایگان و آشنایان، آش رشته و نان روغنی و آبگوشت پخش می کنند.

در هرات و بلخ دیگر شهرهای افغانستان، خاکستر چارشنبه سوری را دختری جمع کرده و در کنار روستا می ریزد و هنگام بازگشت در می زند و اهل خانه می پرسند کیست ؟
دخترک می گوید منم.
می پرسند از کجا می آیی ؟
می گوید : از عروسی.
می پرسند چه آورده ای ؟
می گوید : تندرستی.

در روستای زرتشتی نشین قاسم آباد یزد نیز پس از مراسم چهارشنبه سوری مراسم «چک و دوله» برگزار می شود. به این ترتیب که یک دولچه ی (سطل) کوچک را برمی دارند و درون آن کمی آب همرا با آویشن و برگ سبز می ریزند. هرکس آن جا هست چیزی از خودش مانند انگشتر و ... را درون آن می اندازد، پس از آن روی دولچه را با پارچه ی سبزی می پوشانند و یک دختر نابالغ را در میان جمع خود نشانده و این دولچه را به دستش می دهند. دخترک اشیا را یکی یکی در مشت خود پنهان می کند و بیرون می آورد و یک نفر دیگر دو بیتی هایی را می خواند و پس از خواندن دو بیتی دخترک شیئ را نشان می دهد و صاحب آن با توجه به شعر خوانده شده به نیت و تعبیر خود می رسد.

در تهران، زنان با حبوباتی که از راه قاشق زنی گردآوری کرده اند، آشی می پزند با نام «ابودرد» و باور دارند که این آش علاج همه ی بیماری ها است. همچنین در این شب دختران گوشه ی روسری یا چادر خود را گره می زنند و در بیرون خانه به نخستین کسی که برسند می خواهند که این گره را بگشاید تا گره های سال آینده باز شود.[8]

آجیل چهارشنبه سوری

آجیل چهارشنبه سوری نیز همچون همه ی جشن های ایرانی جز ضروریات سفره ی شب چهارشنبه سوری می باشد که از هفت نوع میوه ی خشک و برنج، عدس، خرسِه، نخود، تخمه ی آفتابگردان، تخمه کدوی بو داده، کشمش و گردو تهیه شده و در هر خانواده باید آن را تهیه می کرد و به نام هفت امشاسپند در سفره ی چهارشنبه سوری می گذاشتند. از این آجیل همه ی اعضای خانواده برای شگون و تندرستی می خوردند، سپس در کوزه ی کهنه ی سال پیشین مقداری آب ریخته از بالای بام به زمین می انداختند زیرا می گفتند که فروهرها از کوزه ی نو دیدن خواهند کرد و از آب آن کوزه ی کهنه که به معنی روشنایی بود در خانه آن ها پاشیده می شد.
در زمان ساسانیان به جای آب سکه هایی را درون کوزه می انداختند و آن را از پشت بام به زمین پرتاب می کردند به منزله ی این که روزی و برکت برای آنان نازل شود.[9]


بن نوشت ها :

1. از نوشتار «چارشنبه سوری در دو متن کهن» - رضا مرادی غیاث آبادی، تارنمای پژوهش های ایرانی.
2. تاریخ (مزارات) بخارا - ابوبکر محمدبن جعفر نرشخی - ترجمه ی ابونصر قبادی - به کوشش تقی مدرس رضوی، بنیاد فرهنگ ایران، 1351، ص 37.
3. شاهنامه ی فردوسی - تصحیح رستم علی اف - انستیتوی خاورشناسی آکادمی علوم اتحاد شوروی سابق، جلد هشتم، مسکو، 1970، ص 377 تا 379؛ بیت آخر به نقل از نسخه ی دستنویس موزه ی بریتانیا.
4. از نوشتار «چارشنبه سوری در دو متن کهن»
5. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی، 1384.
6. چهارشنبه سوری - فرشته رفیع زاده، 1382. (با اندکی تخلص)
7. همان.
8. همان.
9. اصل و نسب و دین های ایران باستان - عبدالعظیم رضایی چاپ سوم 1374.
10. جشن های آتش - هاشم رضی چاپ سوم 1384.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 7:7 بعد از ظهر |
جشن گلدان
 

بهرام روز از اسفندماه برابر با 20 اسفند در گاهشماری ایرانی

جشن «گلدان» یا «اینجه»، روز آماده سازی و كاشت گل ها و گیاهان در گلدان ها و نیز جشن درختكاری.

روز درختکاری ایرانی


 بن نوشت :

راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 7:4 بعد از ظهر |
نوروز رودها ( جشن های ایرانی ماه اسفند )
 

فروردین روز از اسفندماه برابر با 19 اسفند در گاهشماری ایرانی

جشن «نوروز رودها»، گرامیداشت، لایروبی و پاكسازی رودها، كاریزها و چشمه ها همراه با پاشیدن عطر و گلاب بر آنها.


بن نوشت :

راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 7:3 بعد از ظهر |
وخشنکام ( جشن هلی ایرانی ماه اسفند )
 

آبان روز از اسفندماه برابر با 10 اسفند در گاهشماری ایرانی

جشن «وَخشنکام» در گرامیداشت رود «آمودریا» یا «جیهون»، بزرگ ترین رود سرزمین های ایرانی.

این نام از بزرگ ترین شاخه ی آمودریا بنام رود «وخش» برگرفته شده است. ابوریحان بیرونی «وخشنکام» را «فرشته جیهون» می داند و می بایست با «اَناهیتـَه» یا «آناهید» اینهمانی داشته باشد.


بن نوشت :

راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:59 بعد از ظهر |
جشن اسفندگان ( جشن های ایرانی ماه اسفند )
 

جشن اسفندگان فرخنده باد

سپندارمذ روز از اسفندماه برابر با 5 اسفند در گاهشماری ایرانی

اینک زمین را می ستاییم؛
زمینی که ما را در بر گرفته است.
ای اََهوره مَزدا !
زنان را می ستاییم.
زنانی را که از آن ِتو به شمار آیند
و از بهترین اَشَه برخوردارند، می ستاییم.

اوستا - یسنا 38 - بند 1

روز پنجم هرماه و ماه دوازدهم هر سال «اسفند» یا «سپندارمذ» نام دارد. این واژه که در اوستایی «سْپِنـْـتـَه آرمَئیتی»(Spenta-Ârmaiti) می باشد و نام چهارمین امشاسپند است، از دو بخش «سپنته» یا «سپند» به مانک پاک و مقدس و «آرمئیتی» به معنی فروتنی و بردباری تشکیل شده است و معنی این دو با هم فروتنی ِپاک و مقدس است.
این واژه در پهلوی «سپندارمت»(SpandÂrmat) و در فارسی «سپندارمذ» و «اسفندارمذ» و «اسفند» شده است.

امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین ِسرسبز و نشانی از باروری و زایش است. جشن «سپندارمذگان» یا «اسفندگان»، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز به نام «مردگیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران»(=هدیه گرفتن از مردان) نیز در ادبیات فارسی بكار رفته است.

یکی دیگر از نام های این جشن نیز، جشن «برزگران» یا «برزیگران» است که به مناسبت نقش مهم برزگران و کشاورزان در سبز کردن زمین و باروری زمین بوده است.

به بیان ابوریحان بیرونی، «اسفندارمذ» ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگاهبان زنان شوهر دوست و پارسا و درست کار بوده. به همین مناسبت این روز، عید زنان به شمار می رفت. مردم به جهت گرامیداشت، به آنان هدیه داده و بخشش می کردند. زنان نه تنها از هدایا و دهش هایی برخوردار می شدند، بلکه به نوعی در این روز فرمانروایی می کردند و مردان باید که از آنان فرمان می بردند.

گردیزی نیز در کتاب زین الاخبار خود به واژه ی «مردگیران» اینگونه اشاره کرده است که از این جهت این جشن را مردگیران می گفتند که زنان به اختیار خویش و با آزادی، شوی و مرد زندگی خود را برمی گزیدند.

هنوز نیز در برخی از گوشه های ایران زمین مانند اصفهان، پهله، ری و دیگر شهرهای ناحیه ی مرکز و غرب ایران، مراسم جشن اسفندگان همچون گذشته برگزار می شود، در این روز بانوان لباس و کفش نو می پوشند، زنانی که مهربان، پاکدامن، پرهیزگار و پارسا بوده اند و در زندگی زناشویی خود فرزندان نیک را به جامعه تحویل داده اند مورد تشویق قرار می گیرند و از مردهای خود پیش کش هایی دریافت می کنند. آن ها در این روز از کارهای همیشگی خود در خانه و زندگی معاف شده و مردان و پسران وظایف جاری زنانه را در خانه به عهده می گیرند.


بن نوشت ها :

1. گاه شماری و جشن های ایران باستان - هاشم رضی
2. تاریخ نوروز و گاه شماری ایران - عبدالعظیم رضایی
3. ترجمه ی فارسی آثارالباقیه ابوریحان بیرونی - اکبر دانا سرشت
4. جشن های ایرانی - پرویز رجبی
5. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
6. فرهنگ لغات مرحوم دهخدا
7. فرهنگ فارسی برهان قاطع


نیز ببینید :

سخنی دیگر در باره زمان جشن اسفندگان - تارنمای پژوهش های ایرانی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:58 بعد از ظهر |
آبسالان ( جشن های ایرانی ماه اسفند )
 

هرمزد روز از اسفندماه برابر با 1 اسفند در گاهشماری ایرانی

جشن «اسفندی» و هدیه به زنان در نیاسر كاشان، اقلید و محلات؛ و پختن آش «اسفندی».

آغاز سال نو در تقویم محلی نطنز، ساوه و كاشان.

در فراهان معروف به «آفتو به حوت»(آفتاب در برج ماهی).

همچنین جشن «آبسالان» یا «بهارجشن» یا «جشن روباه» به مناسبت روان شدن جویبارها و طلیعه بهار. خجستگی دیدار روباه. (واژه ی «آبسالان» با «آبشار» و فشار آب ها در پیوند است.)

در متون كهن، هنگام این جشن به گونه های مختلفی آمده است كه مانند بسیاری از دیگر دگرگونی ها ناشی از محاسبه ی زمان با تقویم های گوناگون و كبیسه گیری های متنوع بوده است.

همچنین روز جشنی به نام «كوسه سواری» یا «كوسه برنشین».
مراسم نمایشی خنده آور كه توسط مردی كوسه رو كه بر درازگوشی سوار بوده برگزار می شده است. كوسه خود را باد می زده و مردم به او آب می پاشیده اند.


بن نوشت :

راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:55 بعد از ظهر |
آفریجگان ( جشن های ایرانی ماه بهمن )
 

انارام روز از بهمن ماه برابر با 30 بهمن در گاهشماری ایرانی

جشن آبریزگان دیگری كه با نام «آفریجگان» نیز شناخته شده است.

همچنین هنگام جشن مهرگان (میرما) در تقویم دیلمی و در گیلان.


بن نوشت :

راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:53 بعد از ظهر |
درندز ( جشن های ایرانی ماه بهمن )
 

سیزدهم فوریه برابر با 24 بهمن در گاهشماری ایرانی

جشن آتش افروزی در میان ارمنیان ایران به نام «دِرِندِز» یا «ترانتاز»

ارمنیان ایران این جشن را در نیمه ی زمستان و در شب 13 فوریه به نام «تیرن انداراج»(tearan andaraj یا «دیارنداراج» با تشریفات خاص برپا می کردند و بعدها در ارمنستان «تِرانتاز» و «دِرِندِز» خوانده شد ولی مراسم کنونی این جشن هنوز شباهت های بسیار به مراسم جشن سده دارد.
در ارمنستان باستان برای آتش، صفات زنانه و برای آب، فروزه های مردانه ای می پنداشتند. در افسانه های بسیار کهن ارمنی چنین آمده است که خدایان «آرامازد»(همان اهورامزدا) و «آستقیک» بر قله ی کوه پاقات نشیمن داشتند و کمی پایین تر از نوک کوه، جایگاه آتشی جاویدان و در پای کوه منزل چشمه ای بزرگ بوده است. پس آتش و آب خواهر و برادر بودند. بنابراین نه تنها آب و آتش بلکه خاکستر نیز مقدس شمرده می شد.

این جشن رفته رفته صورت دینی به خود گرفت و در فرهنگ مسیحی ارمنیان، وارد شد و با برخی پیرایه ها در زمره ی جشن های کلیسای ملی ارمنی درآمد.

اکنون ارمنیان هرساله این جشن را در غروب روز 13 فوریه برابر با 24 بهمن ماه به یادبود ورود مریم مقدس همراه با مسیح ِچهل روزه، به بیت المقدس و استقبال از آن ها با افروختن آتش و آذین بندی گذرگاه با مشعل و چراغ، در کلیساها جشن می گیرند.

در این جشن، کـُپه های بوته را که در حیاط کلیسا می چینند و با شمع افروخته ای که مقام روحانی ارمنیان از مهراب کلیسا می آورد، آتش می زنند.
هر کس پس از جشن درندز و در هنگام بیرون رفتن از کلیسا، شمع یا فانوس یا اخگردانی (مشعلی) را با آتش فروزان در حیاط کلیسا روشن کرده و به خانه می برد.


بن نوشت ها :

1. تاثیر روابط ایرانیان و ارمنیان بر رفتارهای فرهنگی آئینی یکدیگر - دکتر علی بلوکباشی
2. تارنمای ایران شهر

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:52 بعد از ظهر |
بادروزی ( جشن های ایرانی ماه بهمن )
 

باد روز از بهمن ماه برابر با  22 بهمن در گاهشماری ایرانی

جشنی به نام «بادروزی» یا «کژین» یا «بادبره» یا «باذ وره» در گرامیداشت باد، در اوستایی «واتـَه»، و ایزد نگاهبان آن با همین نام که از بزرگ ترین ایزدان ایرانی در باورهای «زَروانی» یا «زُروانی» بشمار می رفته است.

کوشیار گیلانی در «زیج جامع» از آن به نام «باذ وره» یاد کرده است.

این جشن نیز با بازار همگانی همراه بوده است و در آن روز ریسمان هایی از نخ هفت رنگ را به آغوش باد می سپرده اند.

افسانه ای نیز درباره ی این جشن وجود دارد :

گویند هفت سال در ایران باد نیامد، در این روز شبانی نزد كسری آمده و گفت : «دوش آن مقدار باد آمده که موی بر پشت گوسفندان بجنبید»، پس در آن روز نشاط کردند و شادی نمودند.


بن نوشت ها :

1. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
2. سالنامه ی ایران نگار 85

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:50 بعد از ظهر |
بهار کردی - میانه ی زمستان ( جشن های ایرانی ماه بهمن )
 

دی به مهر روز از بهمن ماه برابر با 15 بهمن در گاهشماری ایرانی

جشن میانه ی زمستان و گاهنباری فراموش شده که دلیل فراموشی آن دانسته نیست. با این وجود برخی دیگر از جشن های میانه ی زمستان، بازمانده ای از این گاهنبار هستند.

همچنین آغاز سال نو در تقویم های شمال غربی ِهندوکش در افغانستان امروزی، آغاز سال نو در تقویم های محلی لرستان، بختیاری و کردستان بنام «وَهار کردی».

و همچنین هنگام جشن مهرگان «میر ما» یا «مهرماه» در تقویم طبری.


بن نوشت :

راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:48 بعد از ظهر |
طوبی شباط
 

پانزدهم ماه شواط (شباط) عبری برابر با 14 بهمن در گاهشماری ایرانی

روز درختکاری یا جشن سال نو درختان در آیین یهودیان ایران، این جشن با کشاورزی در ارتباط است، پس از نخستین باران زمستانی در روز 15 شباط برگزار می گردد.


 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:47 بعد از ظهر |
جشن سده ( جشن های ایرانی ماه بهمن )
 

جشن سده خجسته باد

آبان روز از بهمن ماه برابر با 10 بهمن در گاهشماری ایرانی

ستایش پاک تو را باشد، ای آتش پاک گهر،
ای بزرگ­ترین بخشوده­ی اهورامزدا،
ای فروزنده­ای که در خوری ستایش را،
می­ستاییم تو را، که در خانه­مانمان افروخته­ای...

(اوستا - آتش نیایش)

شامگاه چهلمین روز پس از جشن شب چله، آبان روز از بهمن ماه و در چله­ی زمستان، جشن «سَدَه» یا «سَت» یا «سده سوزی» برگزار می­شود.
جشن سده در نواحی مختلف با نام­های مختلفی شناخته می­شود : در خراسان «سَرِه»، در نواحی اراک «جشن چوپانان»، در خمین «کُردِه»، در دلیجان «هَله هَله» و در بَدَخشان تاجیکستان به نام «خِرپَچار». در فراهان، سنگسر سمنان، چهار روز پیش و پس از سده را «چاروچار» و سردترین شب زمستان می­دانند.
همان­گونه که می­دانیم در ایران باستان سال به دو بخش تابستان بزرگ «هَمَه» و زمستان بزرگ «زَیِنَه» تقسیم شده بود که هریک را چَهره می­نامیدند. بخش نخست که تابستان است از آغاز فروردین تا آخر مهر، یعنی 210 شبانه روز و بخش دیگر که زمستان بزرگ است از آغاز آبان ماه تا آخر اسفند یعنی پنج ماه به اضافه­ی روزهای کبیسه و به عبارت دیگر در سه سال نخستین 156 روز و سال چهارم 157 روز بوده است. بنابراین سده عبارت است از 100 روز از آبان گذشته که سده یا سته نامیده می­شود، یعنی 100 روز از زمستان گذشته است.

ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» می­نویسد :

«... ایرانیان پس از آن­که کبس از ماه­های ایشان برطرف شد، در این وقت منتظر بودند که سرما از ایشان برطرف شود و دوره­ی آن به سر آید، زیرا ایشان آغاز زمستان را از پنج روز که از آبان ماه بگذرد می­شمردند و آخر زمستان ده روز که از بهمن ماه می­گذشت می­شد... و اهل کرج این شب را «شب گَزَنه» می­گویند، یعنی شبی که در آن گزیدن زیاد است و مقصودشان این است که سرما شخص را در این شب می­گزد ...»

و در کتاب «التفهیم» نیز درباره­ی نامگذاری جشن سده آورده است :

«... و اما سبب نامش چنان است که از آن تا نوروز پنجاه روز است و پنجاه شب ...»

منوچهری دامغانی نیز می­گوید :

و نیک بیامدست به پنجاه روز پیش        جشن سده، طلایه­ی نوروز و نوبهار

برخی روایات پیدایش سده را به اردشیر پاپکان و برخی دیگر به کیومرث نسبت داده­اند و گفته­اند چون عدد فرزندانش به سد رسید، جشنی بزرگ برپا کرد و آتشی فراوان افروختند و آن را سده نام نهادند. از پیروزی فریدون بر ضحاک نیز خبر آمده است.

خلف تبریزی در «برهان قاطع» آورده است که :

«کیومرث را سد فرزند از اناث و ذکور بود، چون به حد رشد و تمیز رسیدند، در شب این روز جشن ساخت و همه را کدخدا کرد و فرمود که آتش بسیار برافروختند بدان سبب آن را سده می­گویند.»

در پی این مطلب نیز می­گوید که این جشن را بعضی به آدم نیز نسبت می­دهند، و آشکار است که منظور از آدم همان کیومرث است که در اساطیر ایرانی نخستین بشر محسوب می­شود.
بیرونی نیز در التفهیم و آثارالباقیه به همین موضوع در شمار یکی از انگیزه­های برپایی این جشن اشاره می­کند.

گَردیزی مولف «زین الاخبار» نیز همین نسبت را به گونه­ای دیگری یاد کرده و آن را به «مشیه» و «مشیانه» که در اساطیر ایرانی نخستین زوج محسوب می­شوند، نسبت می­دهد و این روایتی است که به گونه­های مختلف، اما در معنی، ریشه­ی یگانه دارند و اغلب مورخان یاد کرده­اند.
اما دلیلی دیگر نیز برای برپایی جشن سده یاد شده است و آن به پیکار فریدون و ضحاک بر می­گردد و از نگرش معنوی با داستان هوشنگ و مار سیاه آمیزه­های فراوانی دارد.

گوشه ای از مراسم جشن سده

از بسیاری اشارات نویسندگان، مورخان و پژوهشگران، آشکار است که جشن­های نوروز، سده و مهرگان، جشن­هایی بوده ­است همگانی که با سرور و شادمانی و به صورت کارناوال برپا می­شده است. مردمان هریک به فراخور توان به تهیه­ی هیزم و خار و خاشاک به ویژه چوب «گزمی» می­پرداختند و پشته­هایی از آن­ها فراهم می­کردند و آتش می­زدند، سپس با صورتک­هایی بر چهره و دست افشانی و پایکوبی تا چندین روز با گریز از همه­ی قیود، به جشن و شادمانی مشغول می­شدند. آتش­ها در بالای پشت بام­ها یا در دشت­ها و بلندی­ها روشن می­شد، مراسم جشن سده علاوه بر آتش افروزی­های گسترده، با برپایی مجالس سور و سرور و میهمانی­های بسیار مفصل همراه بوده است. پس از مراسم آتش افروزی، نیز این میهمانی­ها ادامه داشته و بر سر خوان می­نشتند و نوشخواری در حد افراط از رسوم بوده است. مجالس رقص و موسیقی و آواز تا بامدادان به طول می­انجامید و روز پس از جشن، پادشاه و بزرگان به پذیرایی می­نشستند.


دو چیز یافت از این آتش سده دو همال      ستاره یاره­ی زرین و آسمان خلخال
ز  آفتاب  یکی  جام کرد چرخ امشب        به یاد شاه به کف  برنهاد  مالامال

«منشوری سمرقندی»

جشن سده  و سال  نو  ماه محرم         فرخنده  کناد  ایزد   بر خسرو  عالم
جشن سده  در  مجلس  آراسته­ی  تو       با  شادی چون زیر همی سازد با  بم
جشن سده را رسم نگه داشتی ای شاه      آتش به خَشَن بردی از خانه­ی چهارم
چون  آتش  سوزنده  بیفروزد آتش        آن یک  رخ ساقی  و  دگر جام دمادم

«فرخی»

آمد  ای سید  احرار شب  جشن سده           شب جشن سده را حرمت، بسیار بوَد
می خور ای سید احرار شب جشن سده       باده خوردن بلی از عادت احرار بوَد

«منوچهری»

وینک بیامده است به پنجاه روز پیش      جشن سده طلایه­ی نوروز و نو بهار
آری هرآنگهی که سپاهی شود به رزم       ز اول به چند روز بیاید طلایه دار

«منوچهری»

گذاشتیم و گذشتیم و آمدیم و شدیم     تو  شاد زی  و بکن  نوش  باده­ی روشن
سده دلیل بهار است و روزگار نشاط     نشاط کن که جهان پر گل است و پر سوسن
بخواه جام و برافروز آذر بُرزین     که پر شمامه­ی کافور شد کُه و برزن

«عمعق بخارایی»

شب سده است بیار ای چراغ رود نواز        از آتش می، غم بسوز و چنگ نواز
به جام خویش مر این رام ِخویش را می ده     به کام خویش مر این زار خویش را بنواز
طریق راحت گشای و راه رنج به بند         عنان هجر فرو گیر و اسب وصل بتاز
چون شعر خوانی در وصف این شب سده خوان     چو عشق بازی در مدح شاه دنیا باز

«عثمانی مختاری»

شب­های سیه زلف مغان وش داری     در جام طرب باده­ی دلکش داری
تو خود همه ساله سده­ی خوش داری     تـا زلف چلیپا، رخ آتش داری

«خاقانی شیروانی»

آتش جشن سده، آتش مهر وطن است     کاندرین مُلک نخواهد که شب تار بود
در چنین جشن ِطرب، آری خورشید دگر     گر بتابد ز دل خاک، سزاوار بود
خرم است این سده و شادروان باد که گفت     شب جشن سده را حرمت بسیار بُوَد

«محمد دبیر سیاقی»

اَلاَرضُ و النّار مَشرقَه     وَالنّار مَعبودَه مذکانت النّار

«بشاربن برد تخارستانی»


بن نوشت­ها :

1. تاریخ نوروز و گاهشماری ایران - استاد عبدالعظیم رضایی
2. گاهشماری و جشن­های ایران باستان - هاشم رضی
3. جشن­های آتش - هاشم رضی
4. راهنمای زمان جشن­ها و گرهمایی­های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
5. آثارالباقیه ابوریحان بیرونی - ترجمه­ی اکبر داناسرشت
6. برهان قاطع - خلف تبریزی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:46 بعد از ظهر |
پیرشالیار
 

از سپندارمذ روز از بهمن ماه برابر با 5 بهمن در گاهشماری ایرانی

از حدود 5 ام بهمن ماه مراسمی به نام «پیرشالیار» در اورامان تخت (هورامان) کردستان و در کنار مرقد پیرشالیار برگزار می شود که سه روز به درازا می کشد. در این مراسم از باغ پیرشالیار گردوهایی چیده شده و برای اهالی فرستاده می شود.

آغاز مراسم روز چهارشنبه است. بامداد روز نخست دامداران دام های نذری خود را می آورند و قربانی می کنند، گوشت قربانی در بین مردم تقسیم می شود و مقداری دیگر از گوشت ها برای تهیه ی غذای دسته جمعی، «آش جو» یا «هولوشینه تشی» به داخل خانه ی پیر برده می شود.

گردهمایی در پیرشالیار   گردهمایی در پیرشالیار

نیمروز روز دوم گروه های دف زن  خود را آماده کرده و شروع به دف زنی می کنند. نوجوانان، جوانان و پیران دست در دست هم زنجیره ای بزرگ تشکیل داده و رقص دسته جمعی را آغاز می کنند و با حرکتی نمادین همبستگی همیشگی خود را به نمایش می گذارند. در هنگام رقص، افرادی نیز قصیده هایی از بر می خوانند و گروه بزرگ رقص هم لفظ «جلاله الله» را زمزمه می کنند. در این سه روز مردم هورامان تخت تمام کارهای خود را تعطیل کرده و فقط وقتشان را در این جشن باستانی صرف می کنند.

جوانان دف زن کرد در مراسم پیرشالیار   دف زنان در مراسم پیر شالیار

درروز پایانی نیز مردم تا شب به رقص می پردازند و ساعاتی از شب را نیز در خانه ی پیرشالیار می گذرانند، که به این شب، شب نشست یا «شه وونیشتی» گفته می شود. در این شب سخنرانان به سخنرانی درمورد پیر شالیار و بحث های مذهبی و عرفانی می پردازند. بعد از آن سرودی یا قصیده ای خوانده می شود وپایان جلسه با دعا ختم می شود.

پیرشالیار کیست ؟

پیرشالیار فرزند جاماسب، یکی از رهبران و مُغان آیین زرتشت بوده که در اورامان می زیسته است، وی مردی دانا و آگاه با طبعی روان بود.
این مغ کتابی را به نام «مارفه  تو پیرشالیار»(معرفت پیرشهریار) به لجهه ی کردی اورامی به نظم درآورده است مشتمل بر امثال و حکم و پند و اندرز با ذکر نکاتی چند از آداب و رسوم آیین باستانی و تاکید و توصیه در جهت حفظ و نگهداری آن.
نسخه ی این کتاب اکنون کمیاب است و فقط عبارات و ابیاتی از آن را برخی از مردم آن سامان از بر دارند و در مواردی به جای ضرب المثل به کار می برند.

در این کتاب منظوم، بعد از هر دو بیت، بیتی تکرار شده است به این مضمون :

گوشت جه واته ی پیرشالیار بوو           هوشت جه کیاسته ی زانای سیمیار بوو

(به گفته پیرشهریار گوش بده، و برای درک نوشته زردشت دانا و هوشیار باش)

چند بند دیگر از آن منظومه :

داران گیان داران، جه رگ و دل به رگه ن           گایی پر به  رگه ن گایی بی به رگه ن
که ره گ جه هیلین، هیلی جه که رگه ن               رواس جه رواس ورگه ن جه ورگه ن

(درختان جان دارند، جگر و دلشان برگ است، گاهی پر برگ و گاهی بی برگند. مرغ از تخم است، و تخم از مرغ، روباه از روباه است و گرگ از گرگ)

وه وری وه وارو، وه وره وه رینه          وریسه ، بریو چوارسه رینه
که رگی سیاوه هیلیش چه  رمینه            گوشلی مه مریو دوی درینه

(برفی می باره که برف خوره است، و رسن که پاره شود چهار سر پیدا می کند، ماکیان سیاه، تخمش سفید است، دیگچه که سوراخ شد، دو در پیدا می کند)

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:44 بعد از ظهر |
نوسده ( جشن های ایرانی ماه بهمن )
 

سپندارمذ روز از بهمن ماه برابر با 5 بهمن در گاهشماری ایرانی

در چهار کتاب از جشن «نوسده» یا «برسده» یا «بر سَذَق» یا «نو سذق» یاد شده است.
این جشن پنج روز پیش از «جشن سده» و آخرین روز از پنجه در گاهشماری پشتکوه ایلام برگزار می شود.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:42 بعد از ظهر |
جشن بهمنگان ( جشن های ایرانی ماه بهمن )
 

جشن بهمنگان فرخنده باد

بهمن روز از بهمن ماه برابر با 2 بهمن در گاهشماری ایرانی

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:41 بعد از ظهر |
کوسه گلدی ( جشن های ایرانی ماه دی )
 

در نیمه ی زمستان، چوپانان و دامداران مناطق مرکزی ایران مراسمی به نام «کوسه گلدی» برگزار می کنند.

در این مراسم یک نفر نقش کوسه را بازی می کند و لباس قرمز و پوستینی به تن کرده، کلاه ویژه ی قرمز رنگی به سر می گذارد و تنبک زنان و رقص کنان به در خانه های دامداران رفته و با خواندن آواز از صاحب خانه ها، گردو و بادام هدیه می گیرد.

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:40 بعد از ظهر |
درامزینان ( جشن های ایرانی ماه دی )
 

مهر روز از دی ماه برابر با 16 دی در گاهشماری ایرانی

جشنی به نام «درامزینان» یا «کاکتل» یا «کاکثل» در متون ایرانی که جشنی بسیار کهن و اسطوره ای و ناشناخته است که نام های گوناگون آن ارتباط با «درفش کاویان» و «گاو کتل» یا «گاو درفش» را نشان می دهد.
در این روایت ها «فریدون» نیز جایگاه شاخصی دارد و می دانیم که در باورهای کهن، پیوندهای بسیاری میان فریدون و گاو وجود دارد.(مانند پرورش فریدون توسط «گاو پُرمایه» یا «گاو بَرمایه» و گرزه ی «گاو سر» فریدون)

گونه های مختلف نام های کهن، نشانه ی دیرینگی ِاین آیین و فراموش شدن شکل اصلی نام آن است.

این روز احتمالا در پیوند با دیده شدن صورت فلکی «گاو» یا «ثور» نیز بوده است.


بن نوشت:

راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:40 بعد از ظهر |
سیرسور ( جشن های ایرانی ماه دی )
 

گوش روز از دی ماه برابر با 14 دی در گاهشماری ایرانی

جشنی در گوش روز از دی ماه برگزار می شده است به نام «سیرسور» که در این روز ویژه، همراه با غذا سیر می خوردند یا آن را در میان گوشت نهاده و می پختند و بر این باور داشتند که خوردن این غذاها زیان های دیوها را دور می کند.
نیز روز غلبه ی دیوان بر جمشیدشاه و کشته شدن وی در روایت های ایرانی، که در شاهنامه ی فردوسی هم آمده است که پدیده ی گوشت خواری پس از جمشید رواج پیدا کرده.

در زین الاخبار نیز در این باره آمده است :

«... سنت بر آن بود که در این روز از خوردن چربی خودداری کنند ...»

در برهان قاطع نیز می خوانیم :

«... در این روز فارسیان عید کنند و جشن سازند و در این روز گوشت و سیر برادر پیاز خورند و گویند که خوردن آن ایمن بودن از مس جن است و جن گرفته را از آن دهند. نیک است در این روز فرزند به مکتب دادن پیشه و صنعت آموختن.»


بن نوشت ها :

1. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
2. فرهنگ لغت برهان قاطع - خلف تبریزی

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:37 بعد از ظهر |
جشن تبیکان ( جشن های ایرانی ماه دی )
 

دی به مهر روز از دی ماه برابر با 15 دی در گاهشماری ایرانی

جشنی همراه با ساخت تندیس ها و پیکره هایی به شکل انسان با گل یا خمیر که در پشت بام ها قرار می دادند و گاه آن ها را می سوزاندند.
در باور مردم این کار برای از بین بردن موجودات آزار رسان بوده است.
در برخی متون از این جشن به نام «تبیکان» یا «بتیکان» نام برده شده است که به احتمال شکل تغییر یافته ی «دیبگان» است.

همچنین در بامداد این روز سیب خورده و نرگس می بوییدند و با فرا رسیدن شامگاه سنبل بر آتش می نهادند و بر این باور داشتند که با این کار سراسر سال را آسوده و دور از فقر و خشکسالی خواهند بود.

 


بن نوشت ها:

1. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
2. سالنمای ایران نگار 85

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:37 بعد از ظهر |
جشن دیگان ( جشن های ایرانی ماه دی)
 

جشن دیگان خجسته باد

دی به آذر روز از دی ماه برابر با 8 دی در گاهشماری ایرانی

واژه ی دی که در اوستا «دتهوش»(Dathush) یا «دزوه»(Daz-vah) می باشد به معنی دادار یا آفریننده و آفریدگار است که همیشه به مانند صفتی برای اهورامزدا آورده شده است.
واژه ی «دی» از مصدر «دا» آمده است که در اوستا و فارسی هخامنشی (پارسی باستان) و سانسکریت به معنی دادن، آفریدن، ساختن، و بخشیدن، است.
در پهلوی «داتن»(Datan) و در فارسی «دادن» شده است و «داتر»(Dater) که در پهلوی «داتار» و در فارسی «دادار» یا آفریدگار گفته می شود و در خود اوستا در آفرینگان گاهنبار بند 11 صفت دتهوش برای دهمین ماه سال بکار رفته است.

ابوریحان بیرونی درباره ی «دی» می گوید :

«... دی ماه، نخستین روز آن خرم روز است و این روز و ماه هر دو به نام خداوند است که «هرمز» نامیده می شود، یعنی حکیم و دارای رای و آفریدگار. در این روز عادت ایرانیان چنین بوده که پادشاه از تخت شاهی پایین می آمد و جامه ای سفید می پوشید و در بیابان بر فرش های سپید می نشست و دربان و یساولان را که شکوه پادشاه با آن هاست به کنار می راند و هر کس که می خواست پادشاه را ببیند، خواه دارا و خواه نادار بدون هیچ گونه نگهبان و پاسبان، نزد شاه می رفت و با او به گفتگو می پرداخت و در این روز پادشاه با برزگران می نشست و در یک سفره با آن ها خوراک می خورد و می گفت : من مانند یکی از شماها هستم و با شماها برادرم، زیرا استواری و پایداری جهان به کارهایی است که به دست شما انجام می شود و امنیت کشور نیز با من است، نه پادشاه را از مردم گریزی است و نه مردم را از پادشاه ...»

چهار جشن منسوب به «دی» یا «دادار»(خداوند - هرمزد) :

1- اورمزد و دی ماه در نخستین روز دی ماه
2- دی بآذر و دی ماه در هشتمین روز دی ماه
3- دی بمهر و دی ماه پانزدهمین روز دی ماه
4- دی بدین و دی ماه بیست و سومین روز دی ماه

که «کوشیار گیلانی» در «زیج جامع» این روزها را «دی جشن» می نامد.


بن نوشت ها :

1. تاریخ نوروز و گاهشماری ایران - استاد عبدالعظیم رضایی
2. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
3. ترجمه ی آثار الباقیه ابوریحان بیرونی - اکبر دانا سرشت

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:36 بعد از ظهر |
بازار ( جشن های ایرانی دی ماه )
 

سپندارمَذ روز از دی ماه برابر با 5 دی در گاهشماری ایرانی

جشنی همراه با بازار عمومی در سُغد باستان.


بن نوشت :

راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:35 بعد از ظهر |
خرم روز ( جشن های ایرانی ماه دی )
 

هرمزد روز از دی ماه برابر با 1 دی در گاهشماری ایرانی

از گرامی ترین روزهای ایرانیان به نام «خرم روز» یا «خور روز»(خورشید روز) یا جشن «نود روز»(90 روز تا نوروز)

آغاز سال نو در برخی از تقویم های ایران باستان که هنوز نیز در پامیر و بدخشان بکار گرفته می شود.
دیده شدن خورشید در این روز نه تنها «زایش خورشید» را نوید می دهد، بلکه آغاز روز، ماه، و فصل و سال جدید نیز بوده است.

همچنین هنگام جشنی به نام «آب نو» در آذربایجان همراه با تعویض آب ِآب انبارها با آب ِتازه همراه با مراسمی همگانی.


بن نوشت :

راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:34 بعد از ظهر |
شب چله - شب یلدا ( جشن های ایرانی ماه آذر )
 

جشن شب چله فرخنده باد

انارم روز از آذرماه برابر با 30 آذر در گاهشماری ایرانی

می ستاییم مهر را
آنکه از آسمان بر فراز برجی پهن با هزاران چشم بر ایرانیان می نگرد
نگاهبان زورمندی که هرگز خواب به چشم او راه نیابد
آن که مردمان را از نیاز و دشواری برهاند

(اوستا - مهر یشت)

«شب چله»(یلدا) یا جشن زایش مهر، درازترین شب سال و شب زادن دوباره ی خورشید و آغاز فصل زمستان است که یادگاری هفت هزار ساله و ارزشمند از نیاکان فرهیخته ی مان به شمار می آید. ایرانیانی که هزاران سال پیش دریافتند که گاه‌شماری بر پایه ی ماه نمی‌تواند گاه‌شماری درستی باشد. پس به پژوهش درباره ی حرکت خورشید پرداختند و گاه‌شماری خود را بر پایه ی آن قرار دادند. ایشان حرکت خورشید را در برج‌های آسمان اندازه‌گیری کردند و برای هر برجی نام خاصی گذاشتند و دریافتند هنگامی که برآمدن خورشید با برآمدن برج «بره» در یک زمان باشد، بهار است و دریافتند که در ابتدای پاییز و بهار روز و شب برابر است و در ابتدای تابستان روز بلندتر از شب است. ایرانیان باستان گاه‌شماری خود را بر اساس چله (چهل روز) تقسیم کردند و 9 چله (ماه) داشتند.
می دانیم که در فرهنگ ایرانیان عدد چهل مانند عدد هفت و دوازده قداست خاصی دارد. واژه‌های «چله نشستن»، «چل چلی» و در طبرستان واژه‌های «پیرا چله،‌ گرما چله» نشانه ی اهمیت این عدد در میان فرهنگ ایرانی است.
امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند که مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود، اما می‌دانیم که در باورهای کهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است و جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی کیهانی دارد.
در گاهشماری ایرانی که دقیق ترین ِگاهشماری ها و سازگارترین ِآن ها با تقویم طبیعی است، همواره و در همه ی سال‌ها، شب چله و انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یکم دی‌ماه است.

آجیل جشن شب چله

شب چله در آیین مهر

همان گونه که در پیش آمد، شب چله زاد روز ایزد مهر یا میترا است. نخستین روز زمستان به نام «خوره روز» (خورشید روز)، روز تولد مهر و نخستین روز سال نو بشمار می‌آمده است و امروزه کارکرد خود را در تقویم میلادی که ادامه ی گاهشماری میترایی است و حدود چهار سده پس از مبدا میلادی به وجود آمده، ادامه می‌دهد. کیش مهر (میتراییسم) تاثیر گذارترین آیینی است که پس از مهاجرت آریاییان در زمان فریدون به اروپای کنونی رفت و ردپای آن را در همه ی ادیان جهان می توان مشاهده کرد.
کلمه ی یلدا واژه ای سریانی است و به معنای تولد یا میلاد است. در برخی منابع آمده است که پس از مسیحی شدن رومیان، چهارسد سال پس از تولد عیسی مسیح، کلیسا جشن تولد مهر را به عنوان زاد روز عیسی پذیرفت، زیرا زمان دقیق تولد وی معلوم نبود. در واقع یلدا یک جشن آریایی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند. وقتی میتراییسم از تمدن ایران باستان به سایر جهان منتقل شد در روم و بسیاری از کشورهای اروپایی روز 21 دسامبر به عنوان تولد میترا جشن گرفته می شد ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباه محاسباتی، این روز به 25 دسامبر انتقال یافت و از سوی مسیحیان به عنوان روز کریسمس جشن گرفته شد. از این روست که تا امروز بابا نوئل با لباس و کلاه مُغان ظاهر می شود و درخت سرو و ستاره ی بالای آن هم یادگاری از کیش مهر و فرهنگ ایرانی است.
ابوریحان بیرونی، مبدا سالشماری تقویم کهن سیستانی را از آغاز زمستان ذکر کرده و جالب این که نام نخستین ماه سال در تقویم سیستانی نیز «کریست» بوده است.
منسوب داشتن میلاد به میلاد مسیح، به قرون متأخرتر باز می‌گردد و پیش از آن، آنگونه که ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نقل کرده است، منظور از میلاد، میلاد مهر یا خورشید است. نامگذاری نخستین ماه زمستان و سال نو با نام «دی» به معنای دادار - خداوند از همان باورهای میترایی سرچشمه می‌گیرد.

نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک، قهرمان بزرگ ملی ایران بوده‌اند (که هنوز هم حامیان سرمایه‌داری لجام گسیخته اندیشه‌های عدالت‌جویانه او را سد راه منافع طبقاتی خود می‌دانند) سخت گرامی و بزرگ دانسته می‌شد و از آن با نام «خرم روز» یاد می‌کرده و آیین‌هایی ویژه داشته‌اند. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستانی هنوز در میان برخی اقوام دیده می‌شود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است. همچنین در تقویم کهن ارمنیان نیز از نخستین ماه سال نو با نام «ناواسارد» یاد شده است که با واژه اوستایی «نوسرذه» به معنای «سال نو» در پیوند است.

سفره ی جشن شب چله

آیین های برگزاری جشن شب چله

ایرانیان همواره شیفته ی شادی و جشن بوده اند و این جشن ها را با روشنایی و نور می آراستند. آن ها خورشید را نماد نیکی می دانستند و در جشن هایشان آن را ستایش می کردند. در درازترین و تیره ترین شب سال، ستایش خورشید نماد دیگری می یابد. مردمان سرزمین ایران با بیدار ماندن، طلوع خورشید و سپیده دم را انتظار می کشند تا خود شاهد دمیدن خورشید باشند و آن را ستایش کنند.
در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است که یکی از آن ها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی که از لازمه‌های آن، حضور کهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد کهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراکی‌های فراوان برای بیداری درازمدت که همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.
از جمله آیین های این شب می توان به دورهم نشینی، فراهم کردن تنقلات و آجیل(لرک) و میوه های خشک، قصه گویی، فال حافظ، فال کوزه، و شعرخوانی (بیتو خوانی) اشاره کرد.

سفره ی جشن شب چله

شب چله در ادبیات

کرده خورشید صبح ملکت تو                 روز همه دشمنان شب یلدا ؟

مسعود سعد سلمان


نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست                 شب فراق تو هرگه که هست یلداییست

سعدی


تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است                        تو شمع فروزانی و گیتی شب یلدا

معزی


سخنم بلند نام از سخن تو گشت و شاید                            که دراز نامی از نام مسیح یافت یلدا

سیف اسفرنگی


نور رایش تیره شب را روز نورانی کند                       دود چشمش روز روشن را شب یلدا کند

منوچهری
 

چون حلقه ربایند به نیزه، تو به نیزه                                خال رخ رنگی بربایی شب یلدا

عنصری


روز رویش چون بر انداخت نقاب ااز سر زلف                                 گویی از روز قیامت شب یلدا برخاست

سعدی


هست چون صبح آشکارا، کاین صبح چند را                                    بیم صبح رستخیز ست از شب یلدای من

خاقانی


گفتگوی خانم نوشین شاهرخی به مناسبت شب چله (یلدا) با آقایان دکتر جلیل دوستخواه، دکتر جلال خالقی مطلق، دکتر پرویز رجبی و دکتر رضا مرادی غیاث آبادی را از اینجا بشنوید.


بن نوشت ها :

1. دیدی نو از آیینی کهن - دکتر فرهنگ مهر
2. گاه شماری و جشن های ایران باستان - هاشم رضی
3. تاریخ نوروز و گاهشماری ایران - استاد عبدالعظیم رضایی
4. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
5. ترجمه ی آثارالباقیه - اکبر داناسرشت
6. برهان قاطع - خلف تبریزی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:31 بعد از ظهر |
عاشوریه ( جشن های ایرانی ماه آذر )
 

بیست و هفتم ماه کیسلو عبری برابر با 27 آذر در گاهشماری ایرانی

در این روز (روز نخست سُرطانا) صابئین مندایی به یاد غرق شدگان توفان نوح مراسمی به نام «لوفانی» و «دخرانی» برگزار می کنند.

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 6:30 بعد از ظهر |