تبليغاتX
نودیجه
نودیجه
ملی - علمی - ادبی - هنری
عاشقی یعنی همین
 

برای دیدن تصور در اندازه ی واقعی بر روی آن کلیک نمایید .

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 11:49 بعد از ظهر |
ژاپن ارائه دهنده بهترين خدمات اينترنتي جهان
 

کشورهاي سوئد، هلند، ليتواني و کره جنوبي نيز بهترين خدمات اينترنتي در جهان را به کاربران خود ارايه مي‌دهند و سرعت اتصال به اينترنت در آنها از حداقل‌هاي تعيين شده براي اين مطالعه بيشتر است.
همكاران سيستم - بر اساس نتايج حاصل از يک مطالعه جديد، سرعت خطوط پهن‌باند اينترنت در بريتانيا، ايتاليا، اسپانيا و ديگر کشورها مطابق با افزايش درخواست کاربران براي ابزارها و سرويس‌هاي ويديويي اينترنتي رشد نكرده است.

اين مطالعات که توسط شرکت سيسکو (Cisco Systems) انجام شد، ميزان سرعت خطوط پهن‌باند اينترنتي را در 42 کشور مورد مطالعه قرار داد.
اين در حالي است که شرکت‌ها براي بررسي‌هاي تحقيقاتي و آماري درباره وضعيت زيربنايي اينترنت در کشورها، معمولا نرخ نفوذ اينترنت بين کاربران را مورد مطالعه قرار مي‌دهند.

فرناندو گيل دو برنابه(Fernando Gil de Bernabé) مدير مرکز راهکارهاي تجاري اينترنت در شرکت سيسکو گفت: «بايد توجه داشت که کيفيت اتصال به خطوط پهن‌باند اهميت فراواني دارد، زيرا نشان مي‌دهد که کاربران با چه سرعتي مي‌توانند از پهناي باند خود براي بارگذاري و استفاده از سرويس‌هاي ويديويي، تصويري و موسيقي و ديگر ابزارهاي اينترنتي استفاده کنند».
خطوط پهن‌باند کند به اين معني است که فناوري شرکت‌ها توانايي لازم را ندارد و زيرساخت‌هاي آن‌ها براي ارايه خدمات اينترنتي بايد به‌روز شود.

در هر يک از اين کشورها، مهم‌ترين شاخص بر پايه سرعت انتشار يک فايل در اينترنت و بارگذاري فايل‌ها استوار بود. همچنين، زمان سپري شده براي درخواست کاربران و به دنبال آن، ارسال سيگنال به منظور ارتباط با سرور ديگر و يا برقراري ارتباط کامل از طرف کاربر نيز در اين شاخص‌ها مورد مطالعه قرار گرفت.

اين شاخص‌ها نشان مي‌داد که زيرساخت‌هاي موجود در کشورهاي مختلف، نسبت به استانداردهاي تعريف شده براي استفاده از اينترنت پرسرعت، کاربران خود را با چه کيفيتي به اينترنت متصل مي‌کنند.
طبق اين استانداردها، در حال حاضر سرعت بارگذاري بايد 7/3 مگابيت بر ثانيه، سرعت انتشار يک فايل روي اينترنت يک مگابيت بر ثانيه و مدت تاخير براي پاسخگويي کمتر از 95 ثانيه باشد.

در اين مطالعات مشخص شد که کشورهاي بريتانيا، ايتاليا، اسپانيا، کانادا، يونان، استراليا، ايرلند، برزيل، چين و هند اينترنت را با کيفيت ياد شده در اختيار کاربران خود نمي‌گذارند.
بر اساس نتايج بدست آمده از اين مطالعات، پيش‌بيني شده است که طي سه تا پنج سال آينده نياز کاربران براي اتصال به اينترنت به سرعت‌هاي 25/11 مگابيت در ثانيه براي بارگذاري، 5 مگابيت در ثانيه براي انتشار و کمتر از 60 ثانيه زمان تاخير خواهد رسيد.

اين طور که مطالعات حاضر نشان داده است، در حال حاضر تنها کشور ژاپن اينترنت را با کيفيت فراتر از استاندارد در اختيار کاربران خود مي‌گذارد.
کشورهاي سوئد، هلند، ليتواني و کره جنوبي نيز بهترين خدمات اينترنتي در جهان را به کاربران خود ارايه مي‌دهند و سرعت اتصال به اينترنت در آنها از حداقل‌هاي تعيين شده براي اين مطالعه بيشتر است.

اين مطالعات بر پايه اطلاعاتي که از سايت اينترنتي Speedtest.net جمع‌آوري شد، صورت گرفته است و سرعت انتشار فايل‌ها روي اينترنت، بارگذاري و زمان تاخير براي پاسخ‌گويي به درخواست کاربر را از کامپيوترهاي شخصي به سرورها مورد مطالعه قرار داده است.

سايت اينترنتي Speedtest.net اطلاعاتي نظير کشور کاربران، مراکز عرضه کننده خدمات اينترنت و سرعت اينترنت را در خود ذخيره مي‌کند.

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت 5:11 بعد از ظهر |
"مسعود مرادي" از داوري كناره‌گيري كرد
 

با ارسال نمابري به فيفا،
"مسعود مرادي" از داوري كناره‌گيري كرد

سرويس: ورزشي - فوتبال
1387/06/29
09-19-2008
11:54:02
8706-16903: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: ورزشي - فوتبال

مسعود مرادي با ارسال نمابري به فدراسيون جهاني فوتبال (فيفا) از كانديداتوري قضاوت در رقابت‌هاي جام جهاني 2010 انصراف داد.

به گزارش خبرگزاري دا نشجويان ايران (ايسنا)، مسعود مرادي پس از قضاوت ديدار تيم‌هاي القادسيه كويت - اوراواردز ژاپن در رقابت‌هاي ليگ قهرمانان آسيا با ارسال نمابري به فدراسيون جهاني فوتبال از كانديداتوري قضاوت در رقابت‌هاي جام جهاني انصراف داد.

همچنين مرادي از حضور در ادامه‌ي رقابت‌هاي ليگ برتر فوتبال ايران نيز كناره‌گيري كرد.

به گزارش ايسنا، اعتراض‌هاي صورت گرفته پس از بازي تيم‌هاي پرسپوليس و مس كرمان، تهديدات صورت گرفته عليه اين داور و انتقادات برخي كارشناسان داوري عامل اين تصميم اعلام شده است.

اين در حالي است كه مسعود مرادي براي شركت در آخرين دوره‌ي انتخابي داوران جام جهاني 2010 امشب از طريق پرواز تهران به وين و از وين به زوريخ عازم سوئيس مي‌شود تا انصراف خود را نيز به صورت كتبي به فيفا اعلام كند.

انتهاي پيام

كد خبر: 8706-16903

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت 4:52 بعد از ظهر |
گلچین تأثیر گذارترین تصاویر پاراالمپیک چین

 

گلچین تأثیر گذارترین تصاویر پاراالمپیک چین

 

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت 4:6 بعد از ظهر |
جشن مهرگان
 

جشن مهرگان خجسته باد

مهر روز از مهرماه برابر با 16 مهر در گاهشماری ایرانی

" می­ستاییم مهر ِدارنده­ی دشت­های پهناور را،
او که به همه­ی سرزمین­های ایرانی،
خانمانی پُر از آشتی، پُر از آرامی و پُر از شادی می­بخشد "
«اوستا - مهریَشت»

«جشن مهرگان» که در گذشته آن را «میتراکانا» یا «متراکانا»(Metrakana) می­نامیدند و در نخستین روز از پاییز برگزار می­شد، [1] پس از نوروز بزرگ­ترین جشن ایرانی و هندی است در ستایش ایزد «میثرَه» یا «میترا» و بعدها «مهر» که از مهر روز آغاز شده تا رام روز به اندازه­ی شش روز ادامه دارد.

سنگ نگاره ی میترا
سنگ‌‌نگاره­ی میترا در نمرود داغ، آناتولی خاوری
سده ی یکم پیش از میلاد

«مهریشت» نام بخش بزرگی در اوستا است که در بزرگداشت و ستایش این ایزد بزرگ و کهن ایرانی سروده شده است. مهر یشت، دهمین یشت اوستا است و همچون فروردین یشت، از کهن‌ترین بخش­های اوستا بشمار می‌آید. مهر یشت از نگاه اشاره‌های نجومی و باورهای کیهانی از مهم‌ترین و ناب‌ترین بخش‌های اوستا است و کهن‌ترین سند درباره­ی آگاهی ایرانیان از کروی بودن زمین، بند 95 همین یشت می­باشد. از مهر یشت تا به امروز 69 بند کهن و 77 بند افزوده شده از دوران ساسانیان، به جا مانده است.

روز آغاز جشن مهرگان، «مهرگان همگانی» یا «مهرگان عامه» و روز انجام، «مهرگان ویژه» یا «مهرگان خاصه» نام دارد.
همان­طور که می­دانیم در گاهشماری باستانی ایران، سال به دو پاره (فصل) بخش می­شد، تابستان (هَمَ) هفت ماهه و زمستان (زَیَنَ) پنج ماهه، که جشن نوروز جشن آغاز تابستان بزرگ و مهرگان جشن آغاز زمستان بزرگ بود و از این رو این دو جشن با هم برابری می­کرده­اند.

برج رادکان
برج رادکان - برج رادک خواجه نصیر توسی

آن­چنان که ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه»‌ از زبان «سلمان فارسی» آورده است :

«... ما در عهد زرتشتی بودن می‌گفتیم، خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد و فضل این دو روز بر روزهای دیگر مانند فضل یاقوت و زبرجد است بر جواهرهای دیگر ...»

در برهان قاطع «خلف تبریزی» نیز درباره­ی مهرگان می­خوانیم :

«نام روز شانزدهم از هر ماه و نام ماه هفتم از سال شمسی باشد و آن بودن آفتاب عالم تاب است در برج میزان که ابتدای فصل خزان است و نزد فارسیان بعد از جشن و عید نوروز که روز اول آمدن آفتاب است به برج حمل از این بزرگ­تر جشنی نمی­باشد و همچنان که نوروز را عامه و خاصه می­باشد، مهرگان را نیز عامه و خاصه است و تا شش روز تعظیم این جشن کنند. ابتدا از روز شانزدهم و آن را مهرگان عامه خوانند و انتها روز بیست و یکم و آن را مهرگان خاصه (روز جشن مُغان یعنی آتش پرستاران) خوانند و عجمان گویند که خدایتعالی زمین را در این روز گسترانید و اجساد را در این روز محل و مقر ارواح گردانید ...»

پیدایش مهرگان

پیشینه­ی جشن مهرگان به اندازه­ی قدمت ايزدش، میترا است و تا آن­جا که بن نوشت­های موجود نشان می‌دهند، اين جشن دست کم از دوران فريدون پیشدادی آغاز شده است که شاهنامه­ی فردوسی به روشنی به پیدایش اين جشن در دوران پادشاهی فريدون اشاره کرده است :

فریدون چو شد بر جهان کامکار              ندانست جز خویشتن شهریار
به رســم کیان تاج و تخت مهی               بیاراست  با  کاخ  شاهنشهی
به  روز خجسته ســر مهر ماه                به  سر  بر نهاد آن کیانی کلاه
زمانه بی اندوه گشـت از بدی                 گرفتند  هر  کــس ره  بـخردی
دل  از  داوری­هـا بپرداخـتـنـد                به آیین، یکی، جشن نو ساختند
نـشـسـتـنـد  فرزانگان،  شادکام               گـرفتند هـر یک ز ياقوت، جام
می روشن و چهره ی شاه نـَو                جهان  نو  ز  داد از سر ِماه نـَو
بـفـرمـود  تا  آتش  افـروخـتـنـد               همه  عنبر  و  زعفران سوختند
پـرسـتـیـدن مهرگان دیـن اوسـت              تن آسانی  و خوردن آیین اوست
کنون  یادگارست  از و ماه مهر            به کوش و به رنج ایچ منمای چهر

به بند کشیدن ضحاک در دماوند به دست فریدون

ابوریحان بیرونی نیز می‌آورد :

«... در روز مهرگان فرشتگان به یاری کاوه ی آهنگر شتافتند و فریدون به تخت شاهی نشست و ضحاک را در کوه دماوند زندانی کرد و مردمان را از گزند او برهانید ...»

و تاریخ نگار دیگری به نام «ابوسعید عبدالحی بن ضحاک بن محمود گردیزی» که در سال 444 هجری کتاب «زین­الاخبار» را نگاشته از جشن­های ایران باستان بخشی را آورده است و درباره­ی مهرگان می­گوید :

«این روز مهرگان باشد و نام روز و ماه همراهند و چنین گویند که اندر این روز آفریدون بر بیوراسب که او را ضحاک گویند، پیروز شد و او را اسیر کرد و او را بست و به دماوند برد و در آنجا وی را زندانی کرد. مهرگان بزرگ و برخی از مغان چنین گویند که این پیروزی فریدون بر بیوراسب، رام روز بوده است و زرتشت که مغان او را به پیامبری دارند، ایشان را فرموده است، بزرگ داشتن این روز و روز نوروز را.»

گویا تاریخ‌نویسان، شاعران و نویسندگان هم پیمان گشته‌اند تا از پیدایش مهرگان گزارش‌های یکسانی ارایه دهند.

«اسدی توسی» نیز در «گرشاسب نامه» از چرایی پیدایش مهرگان گزارش می‌دهد :

فــریـدون  فــرخ  بـه  گـرز  نـبـرد              ز  ضـحـاک  تـازی  بـرآورد  گرد
چو در برج شاهین شد از خوشه مهر            نشست  او  به  شاهی  سر ماه مهر

و باز هم «بیرونی» در «التفهیم» می‌نویسد :

«... مهرگان شانزدهمین روز از مهرماه و نامش مهر، اندرین روز، آفریدون ظفر یافت بر بیورسب جادو، آنک معروف است به ضحاک و به کوه دماوند بازداشت و روزها که سپس مهرگان است همه جشنند، بر کردار آنچه از پس نوروز بُوَد ...»

گزارش خلف تبریزی درباره­ی پیدایش مهرگان نیز این­چنین است :

«... و در این روز ملایکه یاری و ممدکاری کاوه آهنگر کردند و فریدون در این روز بر تخت شاهی نشست و در این روز ضحاک را گرفته به کوه دماوند فرستاد که در بند کنند و مردمان به سبب این مقدمه جشنی عظیم کردند و عید نمودند و بعد از آن حکام را مهر و محبت به رعایا به هم رسید و چون مهرگان به معنی محبت پیوستن است بنابراین بدین نام موسوم گشت ...»

دکتر «محمود روح‌الامینی» به نقل از آثارالباقیه­ی بیرونی می‌نویسد :

«… و برخی مهرگان را بر نوروز برتری داده‌اند چنانکه پاییز را بر بهار برتری داده‌اند و تکیه‌گاه ایشان اینست که «اسکندر» از «ارسطو» پرسید که کدامیک از این دو فصل بهتر است ؟ ارسطو گفت پادشاها در بهار حشرات و هوام آغاز می‌کند که نشو یابند، و در پاییز آغاز ذهاب آن­هاست، پس پاییز از بهار بهتر است...»

و حتی بیرونی که به سخت‌کوشی و پرکاری نامدار است گویا بایسته‌ی خویش می‌داند که در مهرگان و نوروز بیاساید، آنگونه که «شهروزی» در مورد وی می‌گوید :

«… دست و چشم و فکر او هیچ‌گاه از عمل بازنماند، مگر به روز نوروز و مهرگان.»

در نظم و نثر پارسی از روزگاران گذشته، درباره­ی جشن مهرگان گفت­وگو و اشاره بسیار شده است. پس از ساسانیان، در آن روزگاران پر آشوب که نابسامانی و پریشانی در ایران گسترش پیدا کرده بود، باز هم ایرانیان آیین­های گذشته و آدابشان را همچنان نگه می­داشتند و هنگامی که فرصتی به دست می­آوردند، این آداب و آیین­ها به آشکاری و روشنی و فر و شکوه برگزار می­شد و هنگامی که سخت­گیری تازیان در این­باره آغاز می­شد، ایرانیان به گونه­های پنهان آیین­های خود را برگزار می­کردند. سرانجام به انگیزه­ی اهلیت این آیین­ها، شایان نگرش بود و پذیرا شدن یا زیر همان عنوان­ها و یا زیر سرپوش­ها و عنوان­هایی تازه­ مورد پذیرش و اقتباس تازیان یورشی و دشمنان ایران قرار می­گرفت. از آن جمله است جشن مهرگان.

«رودکی» درباره­ی مهرگان چنین سروده است [2] :

ملکا  جشن  مهرگان  آمــــد          جشن  شاهان  و  خسروان  آمــد
جز  به  جای  ملهم و خرگاه         بـــدل  بــاغ  و  بـــوسـتـان  آمـــد
مورد برجای سوسن آمـــد بــاز      مــی  بر  جــای  ارغــوان  آمــــد
تو جوانـمرد و دولت تو جـوان       مــی  بر  بخت  تــو جـوان  آمــد

«ابولفضل بیهقی» نیز شرح جشن مهرگان را در که در روزگار مسعود غزنوی برگزار می­شد در کتاب خود آورده است :

«... و روز دوشنبه دو روز مانده از ماه رمضان به جشن مهرگان بنشست و چندان نثارها و هدیه­ها و طرف و ستور آورده بودند که از حد و اندازه بگذشت و سوری صاحب دیوان بی­اندازه چیزها فرستاده بود، نزدیک درش تا پیش آورد، همچنان نمایندگان بزرگان پیرامون چون خوارزمشاه آلتونتاش و امیر چغانیان و امیر گرگان و کشورهای قصدار، مکران و دیگران بسیار چیز آوردند و روزی با نام بگذشت. [3]

چگونگی برپایی جشن مهرگان در گذشته

با نگاهی با آثار بجا مانده از بزرگان و دانشمندان و مورخانی چون فردوسی، بیرونی، اسدی توسی، کتزیاس، دوریس، استرابون، و همچنین آثار شاعرانی چون رودکی، فرخی، منوچهری دامغانی، ناصرخسرو، سعد سلمان و ... می­توان به راحتی شیوه­ی برگزاری جشن مهرگان در دوران پیشین را دریافت.

«کتزیاس»(Katesias) یونانی، پزشک ویژه­ی اردشیر دوم هخامنشی می­نویسد :
«... پادشاهان هخامنشی به هیچ­گونه نباید مست شوند، مگر در روز جشن مهرگان که لباس­های ارغوانی گرانبهایی می­پوشند و همراه با مردم و دسته‌های نوازندگان و خنیاگران در باده پیمایی همگانی شرکت می­جویند ...»

این تنها روز در ایران هخامنشی بوده که مردم می‌توانستند در حضور پادشاهان به صورت همگانی باده گساری کنند.

تاریخ نگار دیگری به نام «دوریس»(Duris) می­نویسد :
«... پادشاهان در این جشن پایکوبی و دست افشانی می­کردند ...»

بنا به گفته­ی «استرابون»(Strabon) خشتره پاون (ساتراپ) ارمنستان، در جشن مهرگان بیست هزار کره اسب به رسم پیشکشی به دربار شاهنشاه هخامنشی گسیل می­داشت.

اردشیر پاپکان (بابکان) و خسرو انوشیروان در این روز تن­پوش نو به مردم می­بخشیدند.

در این روز موبد موبدان خوانچه­ای که در آن لیمو، شکر، نیلوفر، سیب، به، انار، و یک خوشه­ی انگور سفید و هفت دانه مورد گذاشته بود، واج گویان (زمزمه کنان) نزد شاه می­آورد. هفت مورد و هفت چیز دیگر که در خوانچه می­گذاشتند، همان هفت چین [4] بود که جز تشریفات جشن نوروز و مهرگان به حساب می­آید.

ابوریحان بیرونی می­گوید :

«... گویند مهر، نام خورشید است و در چنین روزی پدیدار گشته، از این­رو، نام مهرگان را به او نسبت داده­اند. پادشاهان در این روز تاجی به شکل خورشید که در آن دایره­ای مانند چرخ چسبیده بود بر سر می­گذاشتند و می­گویند که در این روز فریدون بر بیوراسپ (ضحاک ماردوش) دست یافت. چون در چنین روزی فرشتگان از آسمان به یاری فریدون پایین آمدند، لذا در جشن مهرگان به یاد آن روز، در سرای پادشاهان، مردی دلیر می­گماشتند و بامدادان به آواز بلند ندا می­داد، ای فرشتگان به سوی دنیا بشتابید و جهان را از گزند اهریمنان برهانید.»

خلف تبریزی نیز بخشی از مراسم جشن مهرگان را چنین توصیف می­کند :

«... و گویند که اردشیر بابکان تاجی که بر آن صورت آفتاب نقش کرده بودند در این روز بر سر نهاد و بعد از او پادشاهان عجم نیز در این روز همچنان تاجی بر سر اولاد خود نهادندی و روغن «بان» که آن درختی است و میوه­ی آن را «حسب البان» گویند به جهت یُمن و تبرک بر بدن مالیدندی و اول کسی که در این روز نزدیک پادشاهان عجم آمدی موبد موبدان و دانشمندان بودی و هفت خوان از میوه همچو ترنج و سیب و بی و انار و عناب و انگور سفید و کُنار با خود آوردندی، چه عقیده­ی فارسیان آن است که در این روز از هر هفت میوه­ی مذکور بخورند و روغن بان بر بدن بمالند و گلاب بیاشامند و بر خود و دوستان خود بپاشند ...»

«کومون»(Cumont) خاورشناس و دانشمند بلژیکی در کتاب گرانبهای خود به نام «آیین میترا» چنین می­گوید :

«.. بدون تردید، جشن مهرگان که در کشورهای روم باستان، روز پیدایش خورشید نامیده می­شد و آن را «سل ناتالیس این وکتی»(Sol Natalis Invecti) یعنی «روز زایش خورشید شکست ناپذیر» [5] می­گفتند که به بیست و پنجم ماه دسامبر کشیده شد و شماری زیاد از عیسویان پیش از عیسی مسیح به آیین مهرپرستی گرویدند و پس از گسترش دین مسیح در اروپا، روز زایش مسیح قرار داده شد. چون عیسویان نمی­خواستند این روز را جشن بگیرند به نام زاده شدن عیسی جشن گرفتند.»

در واقع باید گفت که کریسمس عیسویان بر پایه­ی مهر روز ایرانیان باستان است.

دکتر «ذبیح الله صفا» در مجله­ی مهر، شماره­ی ده، سال نخست چنین می­نویسد :

«در روزهای مهرگان و نوروز، پارسیان، مُشک و عنبر و عود هندی به یکدیگر می­دادند و توده­های مردم هر کدام به فراخور حال و توانایی و کار خود برای پادشاه پیشکش می­آوردند و رسم و آیین و آداب جشن مهرگان همانند بزرگواری روز نخست نوروز بوده است.»

به روایتی نیز تاجگذاری اردشیر پاپکان، مقارن با جشن مهرگان بود.

ابومسلم خراسانی، برمکیان و دولت مردان آن زمان عباسیان، در گرفتن جشن مهرگان پافشاری داشتند.

در کتاب «تلمود»، از کتاب­های مقدس یهود هم از جشن مهرگان سخن رفته است و این نشان می‌دهد که این جشن در بسیاری از مناطق دنیای باستان برگزار می‌شده است.

واژگان «مهرجان»(مهرجانات) و «نیروز» که معرب شده­ی مهرگان و نوروز است و اکنون نیز در بسیاری از کشورهای عرب زبان حاشیه­ی خلیج فارس و برخی از کشورهای شمال آفریقا به مفهوم جشنواره (فستیوال)، کاربرد دارد و وارد زبان و قلمرو فرهنگی کشورهای مسلمان و عرب زبان گردیده است نیز،‌ نشانه‌ی دیگری است بر فر و شکوه این دو جشن باستانی.

  

چگونگی برگزاری کنونی جشن مهرگان

امروزه هم میهنانمان چند روز مانده به پاییز با خانه تکانی به پیشباز پاییز و مهرگان می­روند، در روز مهر از ماه مهر جلوی در خانه­ها را آب پاشی و جارو کرده و پس از آن با رفتن به نیایشگاه­ها و گردهم آمدن با تهیه­ی خوراک­های سنتی از یکدیگر پذیرایی می­کنند و با سخنرانی­، خواندن سرود و شعر و دکلمه جشن مهرگان را با شادی برپا می­کنند.

در برخی روستاهای کشور، جشن مهرگان همراه با اجرای موسیقی سنتی همراه است بدین گونه که در روز پنجم پس از مهرگان، گروهی از اهالی روستا که بیشتر آنان را جوانان تشکیل می­دهند در تالار مرکزی یا نیایشگاه مرکزی روستا یا سرچشمه و قنات، گرد هم می­آیند و «گروه ساز» را تشکیل می­دهند، هنرمندان روستایی نیز با سُرنا و دف گروه را همراهی می­کنند، آن­ها با هم حرکت کرده و از یک سوی ِروستا و از نخستین خانه مراسم بازدید از اهالی روستا را آغاز می­کنند و با شادی وارد خانه­ها می­شوند؛ کدبانوی هر خانه مانند همه­ی جشن­های ایرانی نخست آینه وگلاب می­آورد و اندکی گلاب در دست افراد ریخته و آینه را در برابر چهره­ی آن­ها نگه می­دارد و سپس «لــُرَک» را که فراهم نموده میان همه­ی گروه پخش می­کند، این آجیل مخصوص، مخلوطی است از تخم کدو، آفتابگردان، و نخودچی کشمش که همراه با شربت و چای پذیرایی می­شود.
آنگاه یکی از افراد گروه ِساز که صدایی رسا دارد نام­های کسانی را که پیش از این در این خانه سکونت داشته و درگذشته­اند باز می­گوید و برای همه­ی آن­ها آمرزش و شادی روان آرزو می­کند.
پس از آن بشقابی از لرک از این خانه دریافت می­کنند و در دستمال بزرگی که بر کمر بسته­اند می­ریزند و از خانه بیرون می­آیند و به خانه پسین می­روند. چنان که در خانه­ای بسته باشد برای لحظه­ای بیرون خانه می­ایستند و با بیان نام­های درگذشتگان آن خانه، بر روان و فروهر آن­ها درود می­فرستند.
برخی از خانواده­ها نیز پول و میوه برای استفاده در جشن مهرگان به گروه می­دهند و برخی دیگر نیز نوعی نان مخصوص به نام «لورگ» درست می­کنند و گوشت­های بریان شده که به قطعات کوچکی تقسیم شده است همراه با سبزی داخل آن قرار داده به گروه می­دهند. پس از پایان مراسم در نیایشگاه، موبد یا کدخدا، آجیل، میوه و نان و گوشت و سبزی گردآوری شده را در میان شرکت کنندگان پخش می­کند.
مردم تا آنجا که امکان دارد با لباس­های ارغوانی یا سرخ گرد هم آمده و به پایکوبی و شادی می­پردازند و هر یک چند نبشته­ی شادباش (کارت تبریک) برای هدیه به همراه دارند.

سفره مهرگان

خوان یا سفره­ی مهرگانی نیز همچون سفره­ی هفت سین نوروز و دیگر سفره­های جشن­های ایرانی، هفت­چینی از میوه­ها و خوراکی­هاست همراه با شاخه­هایی از درختان «سرو»، «مورد» و «گز» و شربتی از عصاره­ی «هوم»(هَئومَه) [6] که با شیر رقیق شده و نان مخصوص «لورگ» که روی پارچه‌ای ارغوانی گرد ِیک آتش­دان چیده می­شوند.

هفت میوه­ همچون سیب، انار، ترنج، سنجد، بی (به)، انگور سفید، انجیر، کُـنار، زالزالک، ازگیل، خرمالو و ...
آجیل ویژه­ای از هفت خشکبار از جمله مغز گردو، پسته، مغز فندق، بادام، تخمه، توت خشک، انجیر خشک، نخودچی و ...
آش هفت غله از گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن.
کاسه­ای پر از آب و گلاب و سکه و برگ آویشن همراه با گل­های بنفشه و نازبو (ریحان)، آیینه، سرمه­دان، شیرینی و بوی­های خوش همچون اسفند و عود و کُندر.

سفره مهرگان

موسیقی مهرگان

خلف تبریزی در «برهان قاطع» برای یکی از مقام‌ها و لحن‌های موسیقی سنتی ایران نام «موسیقی مهرگانی» را آورده است، که گمان می­رود در دوران گذشته در جشن مهرگان موسیقی ویژه­ای نواخته می­شده که اکنون از آن آگاهی نداریم.

همچنین در میان دوازده مقام نامبرده شده در کتاب «موسیقی کبیر» ابونصر فارابی، مقام یازدهم با نام مهرگان ثبت شده است و نیز نظامی گنجوی در منظومه­ی «خسرو و شیرین» نام بیست و یکمین لحن از سی لحن نامبردار شده را «مهرگانی» نوشته است.

مهرگان در ادبیات

در ادبیات به ویژه چامه­های (شعرهای) پارسی، از مهرگان بسیار سخن به میان آمده است که در این­جا تنها نمونه­های کوتاهی از آن­ها را می­آوریم :

مسعود سعد سلمان :

روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان            مهر بفزا ای نگار ماه چهر مهربان
مهربانی کن به جشن مهرگان و روز مهر           مهربانی کن به روز مهر و جشن مهرگان
جام را چون لاله گردان از نبید باده رنگ          وندر آن منگر که لاله نیست اندر بوستان
کاین جهان را ناگهان از خرمی امروز کرد            بوستان نو شکفته عدل سلطان جهان


منوچهری دامغانی :

شاد باشید که جشن مهرگان آمد             بانگ و آوای ِدَرای ِکاروان آمد
کاروان مهرگان از خَزران آمد              یا ز اقصای بلاد چینستان آمد
نا از این آمد، بالله نه از آن آمد            که ز فردوس برین وز آسمان آمد
مهرگان آمد، هان در بگشاییدش              اندر آرید و تواضع بنماییدش
از غبار راه ایدر بزداییدش                   بنشانید و به لب خرد نجاییدش
خوب دارید و فرمان بستاییدش              هرزمان خدمت لختی بفزاییدش


دقیقی :

گاه آن آمد که باد مهرگان لشگر کشد      دست او پیراهن اشجار از سر بر کشد
باغ­ها را داغ­های عریان بر برزند        شاخ­ها را چادر نسطوریان بر سر کشد
زانکه سی سنبر چون ما مست و نرگس شوخ چشم   هردو بدخو را همی در زر و در زیور کشد
مهرگان آمد و جشن ملک افریدونا       آن ­کجا گاو خوشش بودی بر ما یونا


قطران تبریزی :

آدینه و مهرگان و ماه نو            بادند خجسته هر سه بر خسرو


عنصری :

مهرگان آمد گرفته فالش از نیکی مثال      نیک­روز و نیک­جشن و نیک­وقت و نیک­فال


ناصر خسرو :

نـوروز بـه از مـهـرگـان، گـرچـه               هـــر دو زمـــانــنــد، اعــتــدالــــی

امیرهوشنگ ابتهاج (هـ الف. سایه) :

بــگشاییم کفتران را بــال
   بــفروزیم شعله بـر سر کوه
بـسـرایـیـم شادمانه سرود
   وین­چنین با هزار گونه شکوه

مهرگان را به پیشباز رویم ...

         رقص پر پیچ و تاب پرچم­ما
                     زیر پرواز کفتران سپید
         شادی آرمیده گام سپهر
                    خنده­ی نوشکفته­ی خورشید

مهرگان را درود می­گویند ...
گرم هر کار مست، هر پندار
همره هر پیام، هر سوگند
در دل هر نگاه، هر آواز
توی هر بوسه، هر لبخند

" ما خواهانیم که پشتیبان کشور تو باشیم،
ما نمی­خواهیم از کشور تو جدا شویم،
نمی­خواهیم از خانه خود جدا شویم،
مباد جز این ای مهر نیرومند ! "

«اوستا، مهر یشت، بند 75»

 

پانوشت­ها :

^ [1] جشن بزرگ «میثرَکَنَه / میتراکانا / مهرگان»، بزرگ­ترین جشن هخامنشی است در ستایش و گرامیداشت «میترا» که در نخستین روز ماه «باگایادی / بَغَیادی»(یاد خدا)، و نیز آغاز سال نو در گاهشماری هخامنشی برگزار می­شده است و امروزه نیز سنت کهن آغاز سال نو از ابتدای پاییز با نام «سال وِرز»، در تقویم محلی کردان مُکری مهاباد و طایفه­های کردان شکری باقی مانده­ است. هنگام اصلی جشن «مهرگان» نیز در اصل در چنین روزی بوده که بعدها به شانزدهم مهرماه منتقل شده است. (تقی زاده، ص 76).

^ [2] چهار بیت را «شمس­الدین محمدبن قیس رازی» در «کتاب المعجم فی معاییر اشعار العجم» آورده است.

^ [3] تاریخ بیهقی - به کوشش دکتر غنی و دکتر فیاض (ص273).

^ [4] هفت چین پس از ورود اسلام و اعراب به ایران به هفت سین تبدیل شد زیرا که در زبان تازی «چ» نیست.

^ [5] یشت­ها استاد پورداوود ، صفحه­ی 396 به بعد و یشت­ها 44:2 و خرده اوستا ، صفحه­ی 205 تا 209.

^ [6] «هوم» درختچه‌ایست همیشه سرسبز که در باورهای ایرانی به عنوان سروَر و رَد گیاهان شناخته می‌شده و از افشره­ی آن نوشیدنی‌ای فراهم می‌ساختند.
«هوم» را در ناحیه‌های مختلف با نام‌های گوناگونی می­شناسند : «ریش بز»، «اُرمَک»، «کُشْک»(در دشت جوین خراسان)، «اَلــْتــَه»، «مادِرَخ»(در بدخشان افغانستان)، «خوم»(در ناحیه­ی پَنجکَت تاجیکستان) و «شَرَپَّـه»(در بالا آب زرافشان و یغناب).
اهمیت و جایگاه هوم به چند ویژگی آن بستگی داشته است : هوم تنها در کوهستان‌ها و به ویژه در صخره‌های سنگی و بر فراز آن­ها و بطور خودرو می‌روید و می‌دانیم که کوه خود واسطه­ی میان جهان خاکی و جهان مینوی یا سرای مردمان و سرای ایزدان و اهورامزدا است، به ویژه که برگ‌ها و ساقه‌های هوم همواره سر به آسمان کشیده هستند؛ «هوم» حتی در دل برف سرسبز باقی می‌ماند و در اوایل پاییز میوه‌های سرخ کوچک می‌دهد و هنگامی که برخی شاخه‌ها یا برگ‌های آن خشک می‌شود به رنگ زرین زیبایی نمودار می‌شود که اشاره به «هوم زرین» از همان گرفته شده است؛ «هوم» علیرغم سرسبزی و آبدار بودن، به راحتی در شعله‌های آتش می‌سوزد و موجب بر انگیختگی و بر افروختگی شعله‌های آتش می‌شود؛ «هوم» از خانواده­ی «اِفِدرا»(Ephedra) و دارنده­ی ماده «اِفِدرین» و در نتیجه، افشره­ی آن به عنوان یک گیاه دارویی خاصیت تسکینی و آرامش‌بخشی دارد؛ در باورهای عامه، افشره­ی هوم را موجب افزایش توان فرزند‌آوری در زنان نازا و همچنین موجب فزایندگی هوش و روان می‌دانند. کارکردهای هوم بیشتر از آن است که در این­جا به همه­ی آن اشاره شود.
«هوم» بجز نام گیاه، نام ایزد نگاهبان این گیاه نیز به حساب می‌آید. در شاهنامه از مردی به نام «هوم» نیز سخن رفته است که در کوهستان زندگی می‌کند و در گرفتن افراسیاب به کیخسرو یاری می‌رساند؛ این نام نیز بی‌گمان اشاره به گیاه هوم است که در طول زمان دچار تغییرات شده است.
به این نکته نیز می‌توان اشاره کرد که «زنگ آتشکده» و «ناقوس کلیسا» هر دو از هاون و دسته هاونی که «هوم» را در آن می‌کوبیده‌اند و بعدها به شکل آیینی در نیایش‌ها در آمده بوده است، اقتباس شده است. (از اوستای کهن - رضا مرادی غیاث آبادی)

^ بالای برگه ^


بن نوشت­ها :

آیین‌ها و جشن‌های کهن در ایران امروز - محمود روح‌الامینی
جشن‌های ایرانی - پرویز رجبی
دیدی نو از آیینی کهن - دکتر فرهنگ مهر
تاریخ نوروز و گاهشماری ایران - عبدالعظیم رضایی
تاریخ تمدن و فرهنگ ایران - عبدالعظیم رضایی
اوستا کهن ترین سرودهای ایرانیان - جلیل دوستخواه
یشت­ها - استاد پورداوود
راهنمای زمان جشن­ها و گردهمایی­های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
اوستای کهن - رضا مرادی غیاث آبادی
فرهنگ واژگان برهان قاطع
لغت نامه­ی دهخدا

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:44 بعد از ظهر |
سوکوت یا عید سایبان ها
 

پانزدهم ماه تیشری عبری برابر با 15 مهرماه در گاهشماری ایرانی

پانزدهم ماه عبری تیشری، آغاز جشنی به نام «سوکوت» یا «عید سایبان­ها» در بین یهودیان ایران است، واژه­ی «سوکوت» جمع کلمه‌ی عبری «سوکا» به معنی سایه‌بان است.
سوکا جشنی است که به مناسبت خروج بنی اسرائیل از مصر و به یاد الطاف خداوند به قوم بنی اسرائیل در صحرای سینا برگزار می­شود.

سوکوت 5 روز بعد از «یوم کیپور» (روزه‌ی بزرگ کلیمیان که 25 ساعت می‌باشد) شروع می‌شود و هفت روز ادامه دارد.
در این جشن با ساختن سایبان تا یک هفته آیین­های دینی برگزار می­شود.

برابر نظر بیشتر مفسران تورات، منظور از سایه‌بان (سوکا) در بیابان، ابرهای ویژه‌ای بودند که به طور معجزه‌وار مردم را در بیابان از اطراف احاطه کرده و آنها را از هر گونه گزند و آسیب طبیعی محافظت می‌کردند.
بنابراین سکونت در سوکا، یادآوری معجزه خداوند در خارج ساختن عبرانیان از مصر و محافظت از آنها در مدت چهل سال اقامت در بیابان است.

یکی دیگر از فلسفه‌های ساختن سوکا، با توجه به وضعیت خاص سقف آن بیان می‌شود. سقف سوکا از جنس حصیر یا شاخ و برگ درختان است، به طوری که باران به آسانی داخل آن می‌شود. کسی که در سوکا ساکن است، از یک سو به وضعیت افرادی که سر پناه مناسبی برای خود ندارند، آگاه می‌شود و احساس همدردی بیشتری با مستمندان می‌کند و از سوی دیگر، به فرمان خداوند، خانه مستحکم و راحت خود را ترک کرده، در محلی که به ظاهر سقف محکمی ندارد، ساکن شده است. وی در این حالت، توکل و ایمان خود را به خداوند تقویت کرده، اعلام می‌کند که به فرمان خالقش حاضر است حتی مکان راحت خود را ترک کرده و به محل مورد نظر او - گرچه دارای امکانات کمتری است برود و امید خواهد داشت که خداوند او را در هر وضعیتی - مانند اجدادش در بیابان سینای - حفظ می‌کند.

نام دیگر سوکوت «حگ ها آسیف» به معنی جشن جمع آوری محصول است. سوکوت در ایام جمع آوری محصول برگزار می‌شود. جشن شاووعوت (اعطای تورات) اولین برداشت محصول است، حاصلی که در بهار کاشته شده است. سوکوت هم جشن جمع آوری محصول در پاییز است.


در گردآوری این نوشتار از نوشتار الیشا شمسیان در تارنمای نارنج نیز استفاده شده است.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:41 بعد از ظهر |
جشن تیرگان سوم
 

تیر روز از مهرماه برابر با 13 مهر در گاهشماری ایرانی

یکی دیگر از جشن­های تیرگان [1]، است در گرامیداشت ستاره­ی باران آور «تیشتَر»(= شباهنگ = شِعرای یمانی) و در خوارزم باستان به نام «چیری روچ» یا «تیرروز» نامیده می­شده است.


پانوشت :

1. یکی دیگر از جشن­های تیرگان به جز سیزدهم تیر که مشهورترین آن­ها می­باشد سیزدهم فروردین ماه یا همان سیزده بدر می­باشد.


بن نوشت :

راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:40 بعد از ظهر |
جشن کاشت
 

از هرمزد تا سپندارمذ از مهرماه برابر با 1 تا 5 مهر در گاهشماری ایرانی

در روزهای نخستین مهرماه جشنی به نام «جشن کاشت» در برخی از شهرها و روستاهای ایران به ویژه در مهاباد آذربایجان غربی برگزار می­شود.
بدین­گونه که کیسه­هایی از حبوبات و بذرهای مختلف را از شاخه­های درخت کوچک خشکیده­ای آویزان کرده و آن را آتش می­زنند، کیسه­ای را که زودتر از همه بسوزد، نمونه­ی محصول کشت بیشتر قرار می­دهند.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:39 بعد از ظهر |
روش هشانا Rosh Hashanah
 

یکم تیشری عبری برابر با 1 مهرماه در گاهشماری ایرانی

جشن سال نو و روش هشانا بر هم میهنان کلیمی خجسته باد

نخستین روز و دومین روز از ماه تیشری عبری جشن «روش هشانا»(Rosh Hashanah) - در عبری به معنی آغاز سال - برگزار می­شود که نمود آغاز سال یهودی می­باشد.
این عید را «روز داوری» یا «روز یادبود» یا «روز نواختن شوفار» نیز می­نامند.

بنابر باور یهودیان این عید روز آفرینش حضرت آدم می­باشد و در آن سرنوشت هرکسی در سال نو، رقم می‌خورد. از این رو برای کلیمیان ایران، دو روز روش هشانا تعطیل است و آنان با رفتن به کنیساها و برپایی مراسم ویژه، سرنوشت نیک و سعادتمندانه را از خداوند درخواست می‌کنند.

نام «روز یادبود» که به سال نو یهودی اطلاق می‌شود به خاطر آن است که یهودی از خالق خود می­طلبد که برای نسل حضرت ابراهیم، قربانی کردن اسحق پسرش را به یاد آورد و نام «روز نواختن شوفار» نیز به خاطر شوفار (بوقی از شاخ قوچ) است که در کنیساها در این روز نواخته می‌شود. این طنین قلب‌های خفته را می‌لرزاند و انسان‌ها را به توبه و اصلاح اعمال فرا می‌خواند. از آن­جا که روز سال نو «روز داوری» می­باشد، در این روز نمازهای مفصل­تری می­خوانند.

در شب جشن «روش هشانا» خوراکی­های ویژه­ای می­خورند که از دیدگاه معنی عبری آن­ها جنبه­ی نمادین دارند.

۱. سیب وعسل : با خوردن سیب وعسل از درگاه خداوند سالی نیکو و شیرین از آغاز سال تا پایان آن را درخواست می‌کنند.

۲. کدو : با خوردن کدو از درگاه خداوند می­خواهند که اگر تقدیر ِبدی برایشان صادر شده، آن را نابود کرده و شایستگی اعمال نیکشان به درگاه خدا اعلام گردد.

۳. لوبیا : نمادی است از افزایش موفقیت و خوشبختی و اینکه همواره کارهای نیک انجام دهند.

۴. گوشت کله بره : کله­ی بره یادآوری است از جان نثاری ِ«اسحق» فرزند حضرت ابراهیم و آرزوی بزرگی و سرداری و زیردست دشمنان و کافران نشدن.

۵. چغندر : خوردن چغندر آرزوی نابودی همه­ی دشمنان و بدخواهان پیروان توحید در جهان است.

۶. شُش (ریه) : شش نمادی است از سبکی و خوردن ریه آرزویی است برای سبک بودن گناهان.

۷. انار شیرین : انار می‌خورند تا مثل دانه‌های انار، مملو از صواب بوده و همواره برای اطاعت از احکام و اجرای اوامر الهی آماده باشند.


برگرفته از تارنمای نارنج - نوشته الیشا شمسیان -

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:39 بعد از ظهر |
جشن میتراکانا
 

هرمَزد روز از مهرماه برابر با 1 مهرماه در گاهشماری ایرانی

روز جشن بزرگ «میثرَکَنَه / میتراکانا / مهرگان»، بزرگ­ترین جشن هخامنشی در ستایش و گرامیداشت «میترا» در نخستین روز ماه «باگایادی / بَغَیادی»(یاد خدا)، و نیز آغاز سال نو در گاهشماری هخامنشی.
امروزه نیز سنت کهن آغاز سال نو از ابتدای پاییز با نام «سال وِرز»، در تقویم محلی کردان مُکری مهاباد و طایفه­های کردان شکری باقی مانده­ است.
در تقویم محلی پامیر (به ویژه دو ناحیه­ی «ونج» و «خوف») از نخستین روز پاییز(تیرماه)(1) با نام «نوروزِ تیرَه ما» یاد می­کنند.
آغاز پاییز به عنوان آغاز سال نو زراعی همچنان در میان کشاورزان رایج است. همچنین بیرونی از این روز با عنوان «نیم سرده»(نیمه­ی سال) نام برده است.
هنگام اصلی جشن «مهرگان» نیز در اصل در چنین روزی بوده که بعدها به شانزدهم مهرماه منتقل شده است.
در ادبیات کهن فارسی نیز همواره جشن مهرگان با نخستین روز فصل پاییز برابر دانسته شده است.(2)


پانوشت­ها:

1. فصل پاییز با نام­های « پادیز / پاذیز »، « خزان » و « تیرماه / تیرَه­ماه » نیز شتاخته شده است. نام پسین یا تیرماه در ادبیات فارسی و از جمله در شاهنامه­ی فردوسی به همه­ی فصل پاییز اطلاق شده است و امروزه نیز در تاجیکستان و شمال افغانستان تداول دارد.

2. تقی زاده، ص 76.


بن نوشت :

راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:38 بعد از ظهر |
جشن پایان تابستان
 

واپسین روز از شهریورماه برابر با 31 شهریور در گاهشماری ایرانی

جشن پایان فصل تابستان و زمان گاهنباری به نام «پَتیَه شَهیم» در اوستایی «پَئیتیش هَهیَه» به معنی «پایان تابستان».


بن نوشت :

راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:14 بعد از ظهر |
جشن انار
 

جشن انارچینی

از ماراسپند روز شهریورماه برابر با 29 شهریور در گاهشماری ایرانی

برگزاری «جشن انارچینی» در پایان شهریورماه تا آغاز مهرماه در بخش تارم و روستاهای انبوده‎ و رودبار الموت قزوین که همراه با شادی کردن و نواختن دایره و سورنا و دهل انجام می شود و پیش از آن کسی حق چیدن انار ندارد.
انار سنگان‎‎ و انار انبوده‎ مهم تـریـن محصولات‎‎‎ باغی‎‎ این‎ منطقه است كه شهرت جهانی دارد و به‎ كشورهای‎ خارجی‎‎ نیز صادر می شود.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:13 بعد از ظهر |
گاهنبار پتیه شهیمگاه
 

از اشتاد روز تا انارام روز از شهریورماه برابر با 26 تا 30 شهریور در گاهشماری ایرانی

«پَتیه شَهیم»(در اوستایی پئی تیش ههیه)، به معنی پایان تابستان، سومین جشن از جشن های گاهنباری است.
در باور سنتی زرتشتیان این جشن یادآور سومین مرحله ی آفرینش است و هنگام آفریده شدن زمین.
مراسم این جشن نیز به مانند جشن های گاهنباری دیگر است، با این تفاوت که این جشن، جشن کشاورزی است و با گردآوری دانه ها در کشتزارها و چیدن میوه ها در باغ ها برگزار می شود.

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:12 بعد از ظهر |
روز بزرگداشت سالخوردگان
 

ارد روز از شهریورماه برابر با 25 شهریور در گاهشماری ایرانی

رسمی با پیشینه ی سه هزار ساله در بزرگداشت سالخوردگان و ارج نهادن به پدربزرگان و مادربزرگان در ایران باستان به نام «اشیش وانگ»، که روز رحمت خدا، اخلاقیات و معنویات و روان پاک بود و تا کنون نیز در برخی از مناطق سرزمین های ایرانی با دیدار از بزرگان خانواده ادامه دارد.

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:11 بعد از ظهر |
بازار
 

دی به مهر روز از شهریورماه برابر با 15 شهریور در گاهشماری ایرانی

بازاری همگانی در در سُغد و فرارود (ماورا النهر) باستان.

همچنین گردیزی در «زین الاخبار» جشن خزان را به این روز منسوب می­دارد.


بن نوشت :

راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:11 بعد از ظهر |
جشن خزان
 

جشن خزان

دی به آذر روز از شهریورماه برابر با 8 شهریور در گاهشماری ایرانی

جشنی به نام «جشن خزان» یا «جشن مُغان» در برخی از شهرهای ایران به ویژه شهر دماوند، این جشن از جمله جشن های کهنی است که همراه با آتش افروزی بر بام خانه ها و چراغانی کردن و آذین بستن کوچه و خیابان برگزار می شده است. از جمله مراسم این جشن می توان به سوارکاری نیز اشاره کرد.

انگیزه ی برپایی این جشن، پایان تابستان و آغاز فصل خزان می باشد.

برخی نیز هنگام برپایی این جشن را در هجدهم شهریورماه دانسته اند. گویا دو جشن با نام جشن خزان برگزار می شده که جشن خزان نخستین در روز دی بآذر، برابر روز هشتم شهریور ماه انجام می شده و جشن خزان دیگر، هرمزد روز از مهرماه ، روز اول مهر.

«ابوریحان بیرونی» نیز از دو خزان نام می برد : خزان خاصه در هجدهم شهریور و خزان عامه در دوم مهر.

«خلف تبریزی» درباره ی این جشن می گوید:

«خزان روز هشتم باشد از شهریورماه قدیم و این روز جشن مغان است.»


«گردیزی» نیز در «زین الاخبار»، جشن خزان را به روز پانزدهم شهریورماه منسوب می دارد.

«جیمز موریه» از آخرین کسانی است که در سفرنامه اش از برگزاری این جشن در شهر دماوند در روز هشتم شهریورماه یاد کرده است.


بن نوشت ها:

1. برگردان فارسی آثارالباقیه - ابوریحان بیرونی
2. فرهنگ برهان قاطع
3. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:10 بعد از ظهر |
جشن شهریورگان
 

جشن شهریورگان خجسته باد

شهریور روز از شهریورماه برابر با 4 شهریور در گاهشماری ایرانی

جشن شهریورگان از جمله ی جشن های آتش می باشد و در شهریور روز از شهریورماه برگزار می شود.

واژه ی شهریور که برگرفته از «خشَترَه وَئیریَه» اوستایی است به معنی شهر و شهریاری شایسته و نیرومند است.

شهریور نام یکی از امشاسپندان است که مظهر پادشاهی آسمانی و نیروی خدایی بوده و همیشه خواهان فر و بزرگی و نیرومندی برای مردمان است.
این امشاسپند در جهان مادی، نگهبان سیم و زر و فلزات دیگر و دستگیری از بینوایان و فرشته ی رحم و جوانمردی است.

از آن جایی که این جشن به پادشاهان دادگر بستگی دارد که نماینده ی شهریاری آسمانی هستند، ایرانیان باستان در این روز پس از نیایش اهورامزدا و نیکوکاری کردن و دادن غذا به فقرا و نیازمندان، نزد پادشاه رفته و این جشن را شادباش می گفته اند. سپس فلزهای کهنه را از انبارها بیرون آورده و نو می کردند و پس از آن به شادی و پایکوبی می پرداختند.

در صفحه ی 251 آثارالباقیه چنین آمده است :

«... شهریورماه که روز چهارم آن شهریور روز است و آن به مناسبت توافق دو اسم، جشن می باشد، آن را شهریورگان گویند. معنی شهریور دوستی و آرزوست. شهریور فرشته ای است که به جواهر هفتگانه از قبیل طلا، نقره، مس، آهن و دیگر فلزات که برقراری صنعت و دوام دنیا و مردم به آن ها بستگی دارد، موکل است.»

از دو دید دیگر می توان اهمیت جشن شهریورگان را دریافت :

نخست اینکه ماه شهریور، ماه گردآوری محصولات کشاورزی می باشد و به خصوص برای کشاورزان این نتیجه گرفتن از کار و زحمت و کشت وکار و به دست آوردن محصول همیشه همراه با شادمانی بوده و برای همین باید این کار با جشنی همراه می شده.

دیگر اینکه در این ماه «پاییزه کاری» آغاز می شود و چون آغاز هر کار نیکی را باید با شادی در آمیخت از این رو نیز جشن شهریورگان را می توان آغاز فصل نویی دیگر از هنگام کشت دانست.


بن نوشت ها :

1. جشن های آتش - هاشم رضی.
2. برگردان فارسی آثارالباقیه ی ابوریحان بیرونی - اکبر داناسرشت.
3. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی.
4. تاریخ نوروز و گاهشماری ایران - شادروان عبدالعظیم رضایی.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:9 بعد از ظهر |
جشن کشمین
 

اردیبهشت روز از شهریورماه برابر با 3 شهریور در گاهشماری ایرانی

جشنی ناشناخته در سُغد باستان که با بازاری همگانی همراه بوده است.


بن نوشت :

راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:8 بعد از ظهر |
جشن فغدیه
 

هرمَزد روز از شهریورماه برابر با 1 شهریور در گاهشماری ایرانی

جشن خنک شدن هوا در خوارزم که «فغربه» هم گفته شده است.


بن نوشت :

راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:8 بعد از ظهر |
جشن خاچوراتس
 

هیجدهمین روز از ماه ناواسارد ارمنی برابر با 26 ام امرداد در گاهشماری ایرانی

جشنی به نام خاچوراتس یا روز تجلی چلیپا (صلیب) در میان ارامنیان ایران
و انجام مراسم بزرگداشت صلیب در کلیسا در نزدیکترین یکشنبه به این روز

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:7 بعد از ظهر |
عروج مریم عذرا
 

پانزدهم ماه ناواسارد ارمنی و ماه آب آشوری برابر با 24 امرداد در گاهشماری ایرانی

جشنی به نام «عید عروج حضرت مریم» در میان ارمنیان و آشوریان ایران و انجام مراسمی به نام «تبرک انگور» یا «خاقوق اورهنک».

عروج مریم عذراانگور برای آشوریان، مانند گندم ارزش غذایی بسیاری دارد؛ زیرا از روزگاران قدیم پرورش تاک و گندم، حرفه و شغل اصلی آنان بوده است. به همین دلیل، برای انگور مراسم خاصی به جای می آورند و تا نخستین محصول خود را تبرک نکنند، از آن نمی خورند.

آشوری ها، جشن تبرک انگور را در روز «شارادمارتی ماریام»؛ یعنی همان روز درگذشت حضرت مریم، انجام می دهند.
آشوری ها در این روز به کلیسا می روند و مراسم مخصوص هر یکشنبه را انجام می دهند و به همراه آن، دعاهای ویژه ی تبرک انگور را می خوانند.

پس از ایراد خطبه و آوازها و سرودهای مذهبی که همه به زبان آشوری است، کشیش سه بار بر ظرف محتوی انگور، صلیب رسم می کند و با این کار، انگور متبرک می شود. در پایان مراسم، نان مقدس و نیز مقداری انگور میان شرکت کنندگان در کلیسا تقسیم می شود.

ارمنیان نیز این مراسم را که به آن «خاقوق اورهنگ» می گویند، در روز عید حضرت مریم انجام می دهند. در این روز، در کلیسا، ابتدا شاراگان خاصی به نام « پارک سورب خاچی» اجرا می شود و سپس بندهایی از انجیل خوانده می شود.

شاراگان را کشیش یا بالاترین فرد روحانی و مذهبی، با هم آوازی گروه کر می خواند و احیانا برخی از مردم حاضر در کلیسا نیز، شاراگان را همراه آن ها زمزمه می کنند. در پایان، از درگاه الهی درخواست می شود که روح و جسم آدمیان را از گناهان پاک سازد و برای شرکت در مراسم تبرک انگور آماده کند. سپس طی تشریفاتی، سه بار انگور متبرک می شود و در میان حاضران تقسیم می گردد.

درباره ی چرایی تبرک انگور، می گویند که طبق روایات، حضرت مسیح خود را به انگور تشبیه می کرد و می فرمود :

«همان گونه که انگور ذره ای فساد را تحمل نمی کند، من هم نمی کنم.»

و این گفته، علت احترام انگور از جانب کلیسا عنوان شده است.

روز تبرک انگور قرن ها پیش از مسیحیت وجود داشته است. در فصل میوه چینی، میوه باغ ها را تبرک می کردند، به همین آیین بعد از مسیحیت رنگ مذهبی داده شد. با عروج حضرت مریم در فرهنگ ارامنه، انگور، انار و زردآلو سمبل تسلسل نسل ها و پایداری و نشاط شده است.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:6 بعد از ظهر |
جشن می خواره
 

رَشن روز از امردادماه برابر با 18 امرداد در گاهشماری ایرانی

جشن «مَی خواره» در سرزمین «سُغد» و «ورا رود»(= ماورالنهر) که ابوریحان بیرونی از آن یاد می کند و آن را برابر با هجدهمین روز مردادماه یا «اشناخندا»ی سغدی می داند.

گل و گیاه هومبا توجه به گفتار بیرونی که ویژگی جشن «می خواره» را نوشیدن عصیر ناب یاد می کند و نیز با توجه به چند شاهد دیگر، می توان گمان داد که یکی از ویژگی های جشن مردادگان، نوشیدن نوشیدنی های خاصی همچو افشره ی گیاه «هوم» و یا آبجو بوده باشد. گیاه مقدس «هوم» و افشره ی آن برای مردمان باستان همواره یک نوشابه ی جاودانی و عامل بی مرگی دانسته می شده است.
آنچنان که از منابع هندو همانند «ریگ ودا» برمی آید، این نوشیدنی و نیز جام آن به نام «اَمرتـَه» شناخته می شده که به معنای بی مرگی است.

همچنین در «ایلیاد» هومر برای شستشوی «آشیل» پهلوان اسطوره ای یونانی از نوشابه ای جاودانی به نام «اَمبروسیه» یاد شده است که آن نیز با بی مرگی در پیوند است.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:5 بعد از ظهر |
سال نو دیلمی
 

یکم نوروزما دیلمی برابر با 17 امرداد در گاهشماری ایرانی

نخستین روز از «نوروزما» و آغاز سال نو در گاهشماری دیلمی (گیلانی).

نام ماه­ها در گاهشماری دیلمی

1. نوروز ما
2. كورچ ما
3. اریه ما

4. تیرما
5. مردال ما
6. شریر ما

7 .امیر ما
8 .اول ما
9. سیا ما

10. دیا ما
11. ورفنه ما
12. اسفندارمز ما

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:4 بعد از ظهر |
زیارت پیر نارکی
 

مهر روز تا ورهرام روز از امردادماه برابر با 16 تا 20 امرداد در گاهشماری ایرانی

نیایشگاه پیر نارکی

نیایشگاه « پیر نارکی » در 58 کیلومتری باختر شهر یزد بر دامنه­ی کوه بلندی بنام « تجنک » نزدیک « دره زنجیر » یا در نزدیکی تفت ، از « دره گیگون » قرار دارد.
در باور مردم این مکان پناهگاه عروسی از فرمانروایان پارس به نام « ناز بانو » یا « زربانو » است.
« نازبانو » در هنگام حمله­ی ­تازیان، به کوهی در دره­ی زنجیر رسیده و خواهان پناه گرفتن در کوه می­شود که کوه وی را پناه نمی­دهد، از همین روی مردم تا کنون نیز به آن کوه سنگ می­زنند او سپس به کوه گیگون‌ می­رسد، از کوه می­گذرد و در دامنه­ی کوه نارکی درخواست یاری از پروردگار می­کند ، که کوه وی را در خود پناه می­دهد و از آنجا چشمه­ای روان می­شود و بعدها نازبانو در خواب یک بیابان گرد روشن بین نمایان شده و از او می­خواهد که بنای نیایشگاه پیر نارکی را بنا کند.

مراسمی که در نیایشگاه پیر نارکی برگزار می­شود مانند پیرسبز (چکچکو) مفصل نیست و بیشتر جنبه­ی گردهمایی فرهنگی را دارد.
در این مراسم پس از نیایشی کوتاه و پخش کردن نزوراتی چون آش ، آبگوشت و سیروک (نانی شبیه به پیراشکی بزرگ)، از دانش آموزان و دانشجویان ممتاز زرتشتی تجلیل شده و جوایزی به آن­ها داده می­شود.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:3 بعد از ظهر |
جشن میانه ی تابستان
 

دی به مهرروز از امرداد ماه برابر با 15 امرداد در گاهشماری ایرانی

جشن میانه ی فصل تابستان و زمان گاهنباری به نام «میدیوشم» در اوستایی «مَئیذیوئی شِمَه» به معنای «میانه ی تابستان».


بن نوشت :

راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:2 بعد از ظهر |
جشن فندق
 

جشن فندق چینیتیر روز از امردادماه برابر با 13 امرداد در گاهشماری ایرانی

در نیمه­ی امرداد ماه جشنی بنام «جشن فندق» یا «جشن فندق چینی» در بسیاری از روستاهای استان قزوین، به ویژه در «رودبار شهرستان» برگزار می­شود.

در این جشن هم به مانند «جشن انار چینی»، همه با هم به مزارع می­روند، در ابتدا یک نفر چامه­هایی كه بیشتر به صورت بداهه می­باشند می­خواند و دیگران نیز با او هم­آواز می­شوند و در همین حال چیدن فندق را آغاز می­کنند، دوشیزگانی كه تازه نامزد شده­اند برای همسران خود از مغز فندق رشته­ای به مانند گردنبند، درست می­كنند که «گلوانه» نام دارد، آن را پیش خود نگه می­دارند و در فصل زمستان به شوهرانشان هدیه می­دهند.

فندق از جمله محصولاتی است كه هم در صنعت استفاده می­شود و هم جنبه­ی مصرف خوراكی دارد و رودبار شهرستان از جمله مناطقی است كه فندق به صورت عمده در آن كشت می­شود.

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:2 بعد از ظهر |
جشن چله تابستان
 

آبان روز از امردادماه برابر با 10 امرداد در گاهشماری ایرانی

جشنی به نام «چله تابستان» که امروزه نیز در روستاهای جنوب خراسان برگزار می­شود.


بن نوشت :

راهنمای زمان جشن­ها و گردهمایی­های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 3:0 بعد از ظهر |
عید تادئوس
 

عید تادئوس

کلیسای طاطائوس یا قره کلیسا - آذربایجان غربی

بیست و نهم جولای برابر با 7 امرداد در گاهشماری ایرانی

تادئوس یا قره­کلیسا (طاطائوس - تاتائوس - Tatavoos) نخستین کلیسای مسیحیت در ایران است که در منطقه­ی سرسبز و زیبای چالدران در شمال غرب کشور ساخته شده است.

هر سال عده­ی زیادی از ارمنیان ایران و کشورهای همسایه، برای بزرگداشت روز ویژه­ی تادئوس در آنجا گرد هم می­آیند.
این مراسم هر سال بین اول تا هفتم امرداد ماه برگزار می­شود. محوطه­ی بزرگی در اطراف کلیسا، با چادرهایی رنگارنگ برپا و تدارک دیده می­شود و خانواده­ها در این چادرها ساکن می­شوند. در این روزها کودکان برای انجام مراسم غسل تعمید به کلیسا آورده می­شوند. مادران، کودکان خود را به دست کشیش­های کلیسای تادئوس می­سپارند تا غسل تعمیدشان دهند.
شب هنگام نیز ساکنان از چادرها نیز بیرون می­آیند و آتش برپا می­کنند. جوان­ترها به نشانه­ی گرمی و دوستی به دور آتش حلقه می­زنند و به زبان­های ارمنی، فارسی و گاه آذری، آوازهایی مخصوص می­خوانند.

محوطه ی اطراف کلیسای طاطائوس در آذربایجان غربیبامداد روز مراسم اصلی، ساکنان چادرها زودتر از همیشه بیدار می­شوند. گوسفندهای نذری را قربانی می­کنند و گوشت نذری را در بین میهمانان دیگر تادئوس پخش می­کنند.
در این روز، خواندن دعا و انجام فرایض مذهبی ویژه­ی ارمنیان در داخل کلیسا انجام می­پذیرد و پس از مراسم مذهبی، تبرک ساختمان کلیسا با آب مقدس، حدود نیمروز انجام می­شود و پس از آن شادی و پایکوبی به مناسبت این روز مقدس آغاز می­شود.

تادئوس مسیحی در همان سال­های نخستینی که حضرت عیسی به تبلیغ دین می­پرداخت، راه ارمنستان را در پیش گرفت. این حواری مسیح، به نقاط مختلف ارمنستان سفر کرد و به تبلیغ مسیحیت پرداخت. تادئوس قدیس همراه عده­ای از پیروانش در سال ۴۸ میلادی در ناحیه­ی «آرتاز» کشته شد و با رسمیت یافتن دین مسیح، پیروان این آیین مقبره­ایی بر مزار این قدیس برپا کردند که در سده­های بعدی به زیارتگاه با شکوهی مبدل گشت.

نخستین نشانه­ای که در متون تاریخی از این زیارتگاه پیدا شده در یکی از نوشته­های «توما آرزرونی»، مورخ ارمنی است که در اواخر سده­ی نهم و اوایل سده­ی دهم میلادی از دیر تادئوس (طارئوس) قدیس نامبرده است.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:59 بعد از ظهر |
جشن امردادگان
 

جشن امردادگان فرخنده باد

امرداد روز از امردادماه برابر با 7 امرداد در گاهشماری ایرانی

مرداد مه است سخت خرم        مَی نوش پیاپی و دمادم

«مسعود سعد سلمان»

هفتمین روز از ماه امرداد (مرداد) جشنی در ستایش و گرامیداشت «امُرداد»، در اوستایی «اَمِرتاتَ» و در پهلوی «اَمُرداد» به معنی بی مرگی و جاودانگی و نام یکی از امشاسپندان، برگزار می شود.

امرداد در باورهای ایرانی در جهان خاکی نگاهبان و سرپرست گیاهان و رستنی ها بشمار می رود و همواره با «خرداد» در كنار هم جای دارند و «كمال» و «دوام» در جهان مینوی نیز از این دو امشاسپند است.

واژه ی امرتات، از سه بخش درست شده است : «اَ» + «مَر» + «تات» که بخش نخست در زبان اوستایی پیشوند نفی است، بخش دوم، از ریشه ی مصدری «مَر» به مانک «مرگ» و بخش سوم پسوند «كاملی»، «رسایی» و «سالمی» را می رساند.

این نام در اوستا، به ویژه گات ها صفتی است از برای اهورامزدا، مظهر زوال ناپذیری و پایندگی خداوند.

از این روی این جشن را بیشتر در کنار چشمه سارها و باغ ها و مزرعه های خرم و دلنشین در دامن طبیعت برپا می کنند.

در برگ 250 برگردان فارسی «آثارالباقیه»ی ابوریحان بیرونی چنین آمده است که :

«... مرداد ماه که روز هفتم آن مرداد روز است و آن روز را به انگیزه ی پیش آمدن دو نام با هم، جشن می گرفتند. معنای امرداد آن است که مرگ و نیستی نداشته باشد. امرداد فرشته ای است که به نگهداری جهان و آراستن غذاها و داروها که اصل آن از نباتات است و بر کنار کردن گرسنگی و زیان و بیماری ها می باشد، کارگزاری یافته است ...»


بن نوشت ها :

1. تاریخ نوروز و گاهشماری ایران - عبدالعظیم رضایی
2. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی در ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
3. لغت نامه ی دهخدا
4. گاهشماری و جشن های ایرانی - هاشم رضی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:58 بعد از ظهر |
عید وارداوار
 

26 ژوئیه برابر با 4 امرداد در گاهشماری ایرانی

در این روز جشنی به نام «وارداوار»(Vardavar) یا «جشن آب پاشی» برگزاری می­شود که یکی از جشن­های بزرگ ارمنیان ایران می­باشد و زمان برگزاری آن 100 روز پس از عید پاک است.

درباره­ی چرایی ِنامگذاری این عید، گفتارهای متفاوتی وجود دارد برخی از محققان «وارد» را به معنی «آب» و «اوار» را به معنای «راه آب» می­دانند و این جشن را به ایزد بانوی آب­ها «آناهیتا» نسبت می­دهند و برخی دیگر واژه­ی «وارد» را به معنی گل می‌دانند و این جشن را از آن  «آستفیک» ایزدبانوی زیبایی و دلاوری می­دانند.

جشن وارداوار در یکی از کلیساهای ارمنستانبر پایه­ی نوشته‌های مورخان ارمنی، در ارمنستان قدیم، جشن «وارداوار» برای بزرگداشت ایزدبانوی زیبایی با شکوه فراوان برپا می‌شده، همه­ی مردم در این جشن شرکت می‌کردند و الهه را با گل‌های سرخ می‌آراستند. می‌گویند گل‌سرخ، پیش از این به رنگ سفید بوده است تا هنگامی که الهه، با پای برهنه به میان مردم آمد و خارها پاهای او را زخمی کردند و از خون وی آن گل­های سفید رنگین شدند، از آن پس گل سرخ امروزی پدید آمد.

ارمنیان امروز، از عید پاک 100 روز را شمارش کرده و در نزدیک‌ترین یکشنبه، مراسم «وارداوار» را به جای می‌آورند.
مراسم آب پاشی در جشن وارداوار ارمنیان ایراندر این روز به جز اجرای مراسم «باداراک» در کلیسا، دعا و خطبه‌ای اضافه بر مراسم هر یکشنبه، مخصوص روز «وارداوار» ‌ایراد می‌شود و سرانجام، هنگامی که از کلیسا بیرون می‌آیند، در کوچه و خیابان و در منزل به روی یکدیگر یا زمین آب می‌پاشند.

از مراسم دیگر این روز می­توان از کبوتر‌پرانی نیز نام برد.
گفته می‌شود که این رسم نیز از گذشته‌های دور به یادگار مانده است، چرا که کبوتران سپید، همگی به الهه­ی زیبایی و عشق تعلق دارند.

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:57 بعد از ظهر |
سال نو طبری
 

نخستین روز از فردینه ماه تبری برابر با 2 امرداد در گاهشماری ایرانی

آغاز تاریخ «تبری» یا «مازندرانی» همزمان با سال ۳۱ هجری است. پس از در گذشت یزدگرد سوم، «اسپهبد گیل ژاماسبی» پادشاه تبرستان برای آیین نیاکان خود پرچم استقلال برافراشت، از آن زمان تاریخ نوین مازندران پس از ظهور و گسترش اسلام در این سرزمین آغاز گشت.

در گاهشماری مازندرانی که به نام «فرس قدیم» شناخته می شود، سال ۳۶۵ روز دارد و آن دوازده ماه ۳۰ روزه است و ۵ روز به نام «پیتک» یا «پتک»، در سال چهارم یک روز به پتک افزوده می شود و آن را «شیشک» می نامند. این سال، ۶ ساعت و کسری کمتر از ۱ سال خورشیدی دارد و از این رو ماه های آن گردان است و جای هر ماهش با گذشت ۱۲۸ سال یک ماه پیشتر می افتد.
ولی همچون سال خورشیدی هر سال تبری نیز به چهار بخش، بهار، تابستان، پاییز و زمستان تقسیم می شود.

مازندرانی ها سال این گاهشماری را از «ارکه ما»(آذرماه) آغاز و به «اونما»(آبان ماه) ختم می کنند.

پنج روز «پیتک» را هم به پایان «اونما» می افزایند و هر یک از ماه ها را به ترتیب زیر چنین می خوانند :

ارکما یا ارکه ماه (آذرماه) arkemah
دما یا دیما (دی ماه) demah
وهمن ما یا وهمنه ماه (بهمن ماه) vahmenemah

نوروز ما یا نرزما یا عیدما (اسفندماه) nerzemah
سیوما یا فردین ما (فروردین ماه) ferdinemah
کرچ ما یا ک'رچ ما (اردیبهشت ماه) kerchemah

خرماه یا هر ما (خرداد ماه) kharemah
تیرما (تیر ماه) tiremah
مردال ما یا ملارما (مرداد ماه) mellaremah

شرویرما یا شروین ما (شهریور ماه) sharviremah
میرما (مهرماه) miremah
اونما (آبانماه) onemah

نظیر این گاه شماری را «امیر تیمور قاجاری» در زمان محمدشاه قاجار، در کتاب «نصاب طبری» زیر عنوان «اسامی ماه های فرس» چنین یاد کرده است :

«... سیوماه و کرچ و هره ماه، تیر دگر هست مردال و شروین میر چه اونه ماه وارکه ماه است و دی ز پی وهمن و هست نوروز اخیر پتک را بدان خسمه زائده به آیین هرگز صغیر و کبیر مازندرانی ها نخستین روز هر ماه را «مارماه» می  نامند و در سپیده دم آن در هر خانه مرد یا زن یا کودکی خوش قد پا به آستانه ی خانه می گذارد تا به آن خانواده، آن ماه تا آخرین روزهایش خوش بگذرد. نیز در روز «مارما» هر ماه داد و ستد نمی کنند و چیزی به کسی نمی دهند یا نمی بخشند و چنین کارهایی را بدشگون می  پندارند. چگونگی هوای هر روز از پنج روز پیتک را نشانه ای از هوای ماهی از پنج ماه پس از آن می  دانند. اگر هوای نخستین روز پیتک آفتابی باشد هوای روزهای «ارکما» را هم آفتابی می  پندارند. یا اگر هوای دومین روز آن بارانی باشد، هوای «دما» را بارانی می دانند، به همین گونه چگونگی «وهمن ما» و «فردین ما» و «نوروزما» می انگارند.
همچنین هوای هریک از روزهای طاق «کرچما» را تا چهاردهم، یعنی روزهای اول و سوم و پنجم، سیزدهم، که جمله هفت روز می شود، نشان های از هوای روزهای «کرچما» و شش ماه دیگر سال می دانند.
مثلا اگر آسمان روز اول «کرچما» گرفته و بارانی شود، هوای سراسر ماه «کرچما» را گرفته و بارانی می پندارند. یا اگر هوای روز سوم آن باز و آفتابی شود، هوای تمام روزهای ماه «هر ما» را باز و آفتابی خواهند دانست.

به همین طریق هوای روزهای پنجم و هفتم و سیزدهم را نشانه هایی از برای هوای ماه های «تیرما» «مردال ما» و ... «اونما» می انگارند این هفت روز از «کرچما» را «کرچ در» می نامند و در این روزها گلکاری نمی کنند، تن نمی شویند، موی سر و چهره نمی تراشند و پشم گوسفند و موی بز نمی چینند و چون معتقدند که : اگر گلکاری بکنند مار در خانه ی شان آشکار خواهد شد و آشیانه و تخم گذاری خواهد کرد. اگر موی سر بتراشند یا  تن بشویند، موی سر و تن و چهره ی شان سفید می شود و می ریزد. اگر پشم گوسفند یا موی بز را بچینند، بیماری و بلا در دام می افتد.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:56 بعد از ظهر |
دهوا ربا
 

جشن دهواربا

روز یکم ماه دولا صابئین مندایی برابر با 2 امرداد در گاهشماری ایرانی

«دهواربا»(Dehva rabba) یا «تکریص» عید بزرگ و اصلی مندائیان است. ماه «دولا» نخستین ماه سال نو مندایی به حساب آمده و با ماه «امرداد» در گاهشماری ایرانی برابر است.

مندائیان از ساعاتی پیش از آغاز سال نو (از پسین آخرین روز سال پیش) به پاکسازی و خانه تکانی «کنشی زهلی»(کنشوزهلی - kenshi zehli) و سپس به نظافت شخصی وغسل تعمید می پردازند و از پسین آخرین روز سال تا 36 ساعت بعد یعنی تا بامداد روز دوم ماه دولا از خانه بیرون نمی روند و از روز دوم ماه دولا دید و بازدید از دوستان و خویشان را آغاز می کنند.

در باورهای مندایی ها این روز، روز بخشیده شدن گناهان حضرت آدم است.

بازدید از خویشان درجه یک، ‌مادر، پدر و روحانی عالی مقام (گنجور) در روز دوم ماه دولا انجام می شود. شاید به خاطر این است که دو روز نخست و دوم ماه دولا به عنوان دهوا ربا (عید بزرگ) شناخته شده است. ولی در واقع روز عید بزرگ همان روز اول ماه دولا است.

این موضوع که چرا مندائیان طی 36 ساعت آغازین سال نو از منزل خارج نمی شوند، همیشه مورد بحث و بررسی داخلی این قوم قرار گرفته است. که دلایلی همچون خانه تکانی، توبه به نفس خویش، ریاضت زاهدانه را روشنفکرانه امروزی مطرح می کنند.

ولی در واقع بایستی به روانشناسی اسطوره ای بیشتر بها داد.

تغییر سال و پایان پذیرفتن سال پیشین و درآمدن سال جدید همیشه توامان با اضطراب است. اضطراب از اینکه موجودات آسمانی چگونه این تحول را رقم می زنند و آینده را چگونه تقدیر می کنند. سکوت مندائیان و عدم تحرک 36 ساعته ی آنان، راه را برای غلبه ی موجودات نورانی بر ظلمت هموارتر می کند.

از دیگر مراسم این روزها سربریدن تعدادی گوسفند نر و ذخیره ی آب مصرفی چند روز آینده را می توان نام برد.

همچنین روی آوردن به طالع بینی و فال برای اینکه شاید حوادث و اتفاقات سال آینده را پیش بینی کنند. ضمنا هر صائبی شب سال نو را بیدار می ماند تا مبادا محتلم شود.

دید و بازدیدهای عید بزرگ تا روز ششم دولا ادامه دارد.

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:53 بعد از ظهر |
آتش افروزی و کشتی لوچو
 

کشتی سنتی لوچو

از زامیاد روز از تیرماه برابر با 28 تیر در گاهشماری ایرانی

در پایان تیرماه (بیشتر آدینه) آیین آتش افروزی بر فراز پشت بام­ها و برگزاری کـُشتی سنتی «لوچو» یا «لب چوب» در روستای امامزاده حسن سوادکوه و روستای اسپاهی کلا مازندران برگزار می­شود.

کشتی لوچو کشتی محلی ویژه­ی مازندران است. این مسابقات در فصلی که شالیکاران وقت آزاد زیادی دارند برگزار می­شود و جوایز زیادی مانند پشتی و گوسفند به پهلوانان داده می­شود.

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:49 بعد از ظهر |
عید نوسردایل
 

هفتم ماه تموز آشوری برابر با 16 تیر در گاهشماری ایرانی

عید «نوسردایل» یا جشن «آبریزان» یکی از جشن­های ملی - مذهبی آشوریان ایران است که در هفتم «تموز»ماه آشوری برگزار می­شود.

در این روز «ایشتار» الهه­ی عشق و باروری به دنبال نجات همسر خود «تموز» که به دست «تیامات»، خدای تاریکی و پلیدی اسیر شده بود به دنیای زیر زمینی رفت. در باور آشوریان ایران، آبریزان برای زود برگشتن اوست.

روایت دیگری نیز برای این جشن وجود دارد و آن متبرک ساختن آب دریاچه­ی ارومیه توسط «تومای قدیس» و دستور او مبنی بر پاشیدن آب به یکدیگر به نیت تعمید است.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:49 بعد از ظهر |
زیارت پارس بانو
 

از مهر روز تا ورهرام روز از تیرماه برابر با 16 تا 20 تیر در گاهشماری ایرانی

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنیدنیایشگاه «پارس بانو»، «بانوی پارس» یا «پیربانو» در 120 کیلومتری شمال غربی یزد (54 کیلومتری اردکان)، در جنوب عقدا و درون دره­ای به نام «زرجو»(زرجوع) واقع شده است.
روستای  زرجوع  در مسیر یک دره­ی باریک قرار گرفته و کوه­های اطراف آن پوشیده از درختان بادام و انجیرکوهی است.
بنای اصلی نیایشگاه که در کنار یک رودخانه­ی فصلی ساخته شده است، به صورت گنبدی از کاشی کاری­هایی به رنگ سبز و با نماد «سرو» شکل گرفته است.
در دامنه­ی مجاور نیایشگاه، خیله­هایی ساخته شده تا خانواده­ها در زمان ویژه­ی زیارت پیر پارس بانو که به مدت 5 روز ادامه دارد، برای سکونت موقت از آن­ها استفاده کنند.

برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنیددر باورهای مردم، این نیایشگاه جایگاه جان باختن و ناپدید گشتن شهبانوی پارس (دختر یزدگرد ساسانی) بنام «خاتون بانو» بوده است و شهبانو در خواب نابینایی نمایان شده و پس از شفای چشمان وی از او می­خواهد تا بنای نیایشگاه را بنیان نهد.

مراسمی که در این نیایشگاه برپا می­دارند همانند آیین­هایی است که در مراسم نیایشگاه­های دیگر به آن­ها اشاره شده است.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:44 بعد از ظهر |
جشن خام خواری
 

دی به مهر روز از تیرماه برابر با 15 تیر در گاهشماری ایرانی

«جشن خام خواری» یا به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، «عمس» یا «غفس» یا «خواره»، جشنی از جشن های سُغد باستان بوده و از مراسم این جشن، دوری گزیدن از خوراک حیوانی و پختنی ها را می توان نام برد.

در تقویم سُغدی برابر با پانزدهمین روز ِماه «بساکنج» است.

 

بن نوشت :

راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مردای غیاث آبادی

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:42 بعد از ظهر |
جشن تیرگان
 

تیر روز از تیرماه برابر با 13 تیر در گاهشماری ایرانی

تشتر، ستاره ی رایومند فرهمند را می ستاییم؛ که شتابان به سوی «فراخکرت» بتازد
چون آن تیر ِدر هوا پَران که آرش تیرانداز - بهترین تیرانداز ایرانی -
از کوه «اَیریو خشتوثَ» به سوی کوه «خوانونـَت» بیانداخت ...

آنگاه آفریدگار اهوره مزدا بدان دمید، پس آنگاه [ ایزدان ] آب و گیاه، مهر فراخ چراگاه، آن [ تیر ] را راهی پدید آوردند.

اوستا - تشتر یشت، کرده ی چهارم

«جشن تیرگان» از بزرگ ترین جشن های ایران باستان است در ستایش و گرامیداشت «تیشتـَر»(تِشتـَر- تیر- شباهنگ - شِعرای یَمانی)، ستاره ی باران آور در باورهای مردمی، و درخشان ترین ستاره ی آسمان که در نیمه ی دوم سال، همزمان با افزایش بارندگی ها، در آسمان سرِ شبی دیده می شود.

 

آب پاشی

این جشن در کنار آب ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیش ِرو همراه بوده و همچون دیگر جشن هایی که با آب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان» یا «آب پاشان» یا «سر شوران» یاد شده است.

در گذشته «تیرگان» روز بزرگداشت نویسندگان و گاه به «روز آرش شیواتیر» منسوب شده است.

«ابوریحان بیرونی» و «گردیزی» در «زین الاخبار» ناپدید شدن یکی از جاودانان ایرانی یعنی «کیخسرو» را در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمه ای دانسته اند.

جشن تیرگان بجز این روز در نخستین تیر روز از سال یعنی سیزدهم فروردین (سیزده بدر) و سیزدهم مهرماه نیز برگزار می شود.

ارمنیان ایران نیز در روز سیزدهم ژانویه آیین هایی برگزار می کنند که برگرفته و در ادامه ی جشن تیرگان است.

فال کوزه

یکی دیگر از مراسم این جشن مانند بسیاری از جشن های ایرانی «فال کوزه»(چکُ دولَه) می باشد.

روز قبل از جشن تیرگان، دوشیزه  ای را برمی گزینند و کوزه ی سفالی سبز رنگ دهان گشادی به او می دهند که «دوله» نام دارد، او این ظرف را از آب پاکیزه پر می کند و یک دستمال سبز ابریشمی را بر روی دهانه ی آن می اندازد آنگاه «دوله» را نزد همه ی کسانی که می برد که آرزویی در دل دارند و می خواهند در مراسم «چک دولَه» شرکت کنند و آن ها جسم کوچکی مانند انگشتری، گوشواره، سنجاق سر، سکه یا مانند این ها در آب دوله می اندازند. سپس دختر دوله را به زیر درختی همیشه سبز چون سرو یا مورد می برد و در آن جا می گذارد. در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان، همه ی کسانی که در دوله جسمی انداخته اند و نیت و آرزویی داشتنه اند در جایی گرد هم می آیند و دوشیزه، دوله را از زیر درخت به میان جمع می آورد. در این فال گیری بیشتر بانوان شرکت می کنند و سال خوردگان با صدایی بلند به نوبت شعرهایی می خوانند و دختر در پایان هر شعر، دست خود را درون دوله می برد و یکی از چیزها را بیرون می آورد، به این ترتیب صاحب آن جسم متوجه می شود که شعر خوانده شده مربوط به نیت، خواسته و آرزوی او بوده است.

دستبند تیر و باد

نمونه ای از دستبند تیر و باددر آغاز جشن بعد از خوردن شیرینی، بندی به نام «تیر و باد» که از 7 ریسمان به 7 رنگ متفاوت بافته شده است به دست می بندند و در باد روز از تیرماه (9 روز بعد) این بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد می سپارند تا آرزوها و خواسته هایشان را به عنوان پیام رسان به همراه ببرد.
این کار با خواندن شعر زیر انجام می شود :

تــیـــر بــرو بــاد بــیـا       غــم بــرو شـادی بـیا
محنت برو روزی بیا        خـوشه ی مرواری بیا

در باورهای مردم، درباره ی جشن تیرگان دو روایت وجود دارد که روایت نخست همچنان که در بالا گفته شد مربوط به فرشته باران یا «تیشتر» می باشد و نبرد همیشگی میان نیکی و بدی است :

در اوستا، تشتر یشت (تیر یشت)، تیشتر فرشته ی باران است که در ده روز اول ماه به چهره ی جوانی پانزده ساله در می آید و در ده روز دوم به چهره ی گاوی با شاخ های زرین و در ده روز سوم به چهره ی اسبی سپید و زیبا با گوش های زرین.

تیشتر به شکل اسب زیبای سفید زرین گوشی، با ساز و برگ زرین، به دریای کیهانی فرو می رود. در آنجا با دیو خشکسالی «اپوش» که به شکل اسب سیاهی است و با گوش و دم سیاه خود، ظاهری ترسناک دارد، روبه رو می شود. این دو، سه شبانه روز با یکدیگر به نبرد برمی خیزند و تیشتر در این نبرد شکست می خورد، به نزد خدای بزرگ آمده و از او یاری و مدد می جوید و به خواست و قدرت پروردگار این بار بر اهریمن خشکسالی پیروز می گردد و آب ها می توانند بدون مانعی به مزرعه ها و چراگاه ها جاری شوند. باد ابرهای باران زا را که از دریای گیهانی برمی خاستند به این سو و آن سو راند، و باران های زندگی بخش بر هفت کشور زمین فرو ریخت و به مناسبت این پیروزی ایرانیان این روز را به جشن پرداختند.

روایت دیگر نیز درباره ی «آرش کمانگیر» اسطوره و قهرمان ملی ایرانیان است و اینکه میان ایران و توران سال ها جنگ و ستیز بود، در نبرد میان «افراسیاب» و «منوچهر»، شاه ایران، سپاه ایران شکست سختی می خورد؛ این رویداد در روز نخست تیر روی می دهد و در گذشته ها این روز برای ایرانیان عزا ای ملی بود (و جالب است بدانید هنوزم دیدار از خانواده های عزادار در این روز میان زرتشتیان رایج است) سپاه ایران در مازندران به تنگنا می افتد و سرانجام دو سوی نبرد به سازش در می آیند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود و ستیز از میان برخیزد می پذیرند که از مازندران تیری به جانب خاور (خراسان) پرتاب کنند هر جا تیر فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هیچ یک از دو کشور از آن فراتر نروند؛ تا در این گفتگو بودند، سپندارمذ (ایزدبانوی زمین) پدیدار شد و فرمان داد تیر و کمان آوردند. آرش در میان ایرانیان بزرگ ترین کماندار بود و به نیروی بی مانندش تیر را دورتر از همه پرتاب می کرد. سپندارمذ به آرش گفت تا کمان بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد.
او خود را آماده کرد، برهنه شد، و بدن خود را به شاه و سپاهیان نمود و گفت ببینید من تندرستم و کژی ای در وجودم نیست، ولی می دانم چون تیر را از کمان رها کنم همه ی نیرویم با تیر از بدن بیرون خواهد آمد. آنگاه آرش تیر و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند برآمد و به نیروی خداداد تیر را رها کرد و خود بی جان بر زمین افتاد (درود بر روان پاک آرش و روان های پاک همه ی سربازان ایرانی).
هرمز، خدای بزرگ، به فرشته ی باد (وایو) فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد. تیر از بامداد تا نیمروز در آسمان می رفت و از کوه و در و دشت می گذشت تا در کنار رود «جیهون» بر تنه ی درخت گردویی که بزرگ تر از آن در گیتی نبود؛ نشست.

آنجا را مرز ایران و توران جای دادند و هر سال به یاد آن جشن گرفتند.

 

بن نوشت ها :

1. جشن های آب - هاشم رضی
2. تاریخ نوروز و گاهشماری ایران - عبدالعظیم رضایی
3. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
4. از نوروز تا نوروز - کورش نیکنام
5. فرهنگ فارسی برهان قاطع - خلف تبریزی
6. برگردان فارسی آثارالباقیه ی ابوریحان بیرونی - اکبر داناسرشت
7. لغتنامه ی دهخدا

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:41 بعد از ظهر |
گاهنبار میدیوشهم گاه
 

از خور تا دی بمهر روز از تیرماه برابر با 11 تا 15 تیر در گاهشماری ایرانی

«مَیدیوشَهـِم گاه» از ترکیب واژگان اوستایی «مئیذیو» به معنی «میان» و «شَمَه» به معنی «تابستان» و باهم «مَـئیذیوشِـمَـه» به معنی «میانه ی تابستان» است و دومین جشن از جشن های گاهنباری در سال می باشد.

مراسم گاهنبار میدیوشهم گاه نیز همانند گاهنبار یا چَهره ی پیشین (مَیدیوزَرِم) که به آن اشاره شده برگزار می شود.

در باور سنتی زرتشتیان این جشن برای یادآوری دومین مرحله ی آفرینش است و هنگام پدیدار شدن آب در هستی می باشد.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:36 بعد از ظهر |
جشن نیلوفر
 

خرداد روز از تیرماه برابر با 6 تیر در گاهشماری ایرانی

روز ششم خردادماه هنگام جشنی است به نام «نیلوفر» که امروزه بسیار ناشناخته است و شاید به مناسبت شکوفا شدن گل های نیلوفر در آغازین روزهای تابستان باشد.

«ابوریحان بیرونی» از آن به نام جشنی تازه نام برده است و «خلف تبریزی» در برهان قاطع روز برگزاری این جشن را هفتم و یا هشتم امرداد ماه برمی شمارد ولی از روی نوشته ها برمی آید که ۵ روز پیش از گاهان بار دوم، یا جشن نیمه ی تابستانی ایرانی و ۷ روز پیش از تیر روز و جشن تیرگان برگزار می شده است.

در لغتننامه ی دهخدا نیز با اشاره به برهان قاطع آمده است که : در این روز هر که حاجتی از پادشاه خواستی البته روا شدی.


بن نوشت ها :

1. جشن های ایرانی - هاشم رضی
2. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
3. فرهنگ فارسی برهان قاطع - محمد حسین خلف تبریزی
4. لغتنامه ی دهخدا - علی اکبر دهخدا

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:36 بعد از ظهر |
نیایش پیر نارستانه
 

از سپندارمذ روز تا آذر روز از تیرماه برابر با 5 تا 9 تیر در گاهشماری ایرانی

«پیر نارستانه» نام نیایشگاهی است در حدود سی کیلومتری شهر یزد در پشت کوه «دربید»، که زرتشتیان هر ساله به مدت 5 روز برای به جا آوردن مراسم و آداب و رسوم مربوط و با هم بودن و شادی کردن به این نیایشگاه می­روند.

این نیایشگاه در داخل دره­ای با ژرفای کم جای دارد که از سه طرف آن کوه آن را در برگرفته است. در کنار جایگاه چشمه­ای وجود دارد که آب آن از ذخیره کردن بارندگی ارتفاعات پیرامون در استخر آن سوی پیر تامین می­شود. در محل نیایشگاه درخت «مورد»ای رشد کرده که شاخه­های آن از ساختمان خارج شده و دیدگاه دلنشینی را پدید آورده.
بر اساس باورهای مردم، این مکان پناهگاه یکی از شاهزادگان ساسانی به نام «شاهزاده اردشیر» است که در هنگام حمله­ی تازیان برای در امان ماندن به این مکان آمده، بر پایه­ی این باورها شاهزاده اردشیر بر شکارچی روشن‌بینی نمایان شده و شکارچی بنابه خواست و فرمان شاهزاده اردشیر، بنای پیر نارستانه را بنیان نهاده است.

پس از حمله اعراب به ایران در زمان ساسانیان، خانواده­ی یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، که به پرهیزگاری شهره بودند، گریختند و به کوه­ها پناه بردند. به اعتقاد برخی از زرتشتیان، آن­ها در کوه­ها و چاه­های اطراف یزد در شکاف­ها یا دل زمین پنهان شدند و مزار آن­ها اکنون زیارتگاه زرتشتیان است. البته این باور در طول تاریخ با خرافات هم آمیخته شده است.
در واقع این شاهزاده­های گریخته از دست اعراب، نقش اسطوره­های مقاومت را برای ایرانیان یافته­اند و از این رو از آن­ها برای کسب هویت خود استفاده می­کنند.
چندین نیایشگاه (زیارتگاه) در نزدیکی شهر یزد قرار دارند که می­توان از زیارتگاه­های «پیرسبز» یا «چک چک»، «پیر هریشت»، «پارس بانو» و «پیر نارکی» نام برد.
این نیایشگاه­ها، همه بیرون از شهرها هستند و زیارت کنندگان شب نیز در آنجا می­مانند. در اطراف هریک از این نیایش­گاه­ها، صفه­ها، ایوان­ها و آشپزخانه­هایی نیز برای ماندن چندین روزه­ی خانواده­ها ساخته شده است.

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:35 بعد از ظهر |
پرسه ی همگانی تیرماه
 

هرمزد روز از تیرماه برابر با یکم تیر در گاهشماری ایرانی

مراسم پُرسه­ی همگانی به یاد روان و فروهر درگذشتگان در هُرمزد روز(اورمزد روز) از تیرماه برپا می­شود.
در باور ایرانیان، در چنین روزی گروه زیادی از ایرانیان باستان در راه پاسداری ارزش­های میهنی و دینی خود، جان خویش را فدا کرده­اند. از این روی، در نخستین روز تیر از هر سال یکی از روزهای پرسه­ی همگانی با مراسم ویژه برگزار می­شود.

در بامداد روز پرسه­ی همگانی، به نیایشگاه­ها و تالارهای رسمی نزدیک محل زندگی خود می­روند. در این مراسم خانواده­هایی حضور دارند که از یک سال پیش تا کنون فردی از اعضای آن­ها درگذشته باشد و بقیه برای گرامیداشت یاد و خاطره­ی نیکان و نیکوکاران درگذشته در جهان مادی، در مراسم پرسه شرکت می­جویند.
در این مراسم، به ویژه بانوان، شاخه­هایی از برگ سبز «مورد» یا «شمشاد»، «عود»، «کُندر» و یا «چوب سندل» را با خود می­آورند و در کنار سفره­ی پرسه بر روی میز می­گذارند.
بر روی میز، سفره­ای گسترده شده که روی آن بشقاب میوه، سینی لُرک و ظرفی از مخلوط قهوه و ظرف دیگری از بلورهای نبات می­گذارند.
مخلوط قهوه شامل پودر قهوه، مقداری آرد نخود، کمی پودر قند و اندکی پودر هل است. آتشدانی هم در کنار آن­ها می­گذارند و پیوسته در زمان برگزاری مراسم کندر و چوب سندل بر آتش می­پاشند تا بوی عطرآگین آن­ها هوا را خوشبو سازد.
در پسین روز پرسه، مردم به آرامگاه­ها می­روند و با نیایش خود به روان و فروهرهای همه­ی درگذشتگان درود می­فرستند.
در بسیاری از شهرهای ایران در بامداد روز پرسه، نخست به دیدن خانواده­هایی می­روند که در سال گذشته درگذشته­ای داشته­اند و برای چند دقیقه­ای در خانه­ی آن­ها می­مانند و چای و شربت می­خورند و شادی برای روان هما روانان آرزو می­کنند.

یکی از نوشیدنی­هایی که برخی از خانواده­ها در خانه تهیه کرده و به مهمان­ها می­دهند شربت «خُرفه» است که برای تهیه­ی این نوشیدنی، دانه­های کوچک گیاه خرفه را کاملا نرم می­کنند و آن را با آب مخلوط کرده و به هم می­زنند تا شیره­ی سفید رنگی به دست آید و پس از صاف کردن این مایع، مقداری شکر، گلاب، و یخ به آن اضافه می­کنند.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:33 بعد از ظهر |
آغاز تابستان
 

آغاز تابستان

هرمزد روز از تیرماه برابر با 1 تیر در گاهشماری ایرانی

آغاز تابستان، انقلاب تابستانی، رسیدن خورشید به بالاترین جایگاه و آغاز سال نو در گاهشماری گاهنباری.

برگزاری جشن آغاز تابستان هنوز در برخی نواحی ایران همراه با گردهمایی و مراسم آب پاشی و آبریزگان، در صحرا برگزار می شود.


بن نوشت :

راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:32 بعد از ظهر |
پایان بهار payan e bahar
 

پایان بهار

سی و یکم خردادماه در گاهشماری ایرانی

روز پایان سال در تقویم گاهنباری و آخرین روز فصل بهار. در پایان این روز و آغاز تابستان، خورشید به بالاترین جایگاه خود می­رسد که نام «خرداد» به معنای رسایی و کمال به همین مناسبت به این ماه داده شده است.

به دلیل اینکه این زمان مصادف با جشن­های آغاز سال نو در تقویم گاهنباری بوده است، همانند پایان دیگر فصل­ها دارای جشن ویژه­ی پایان فصل نمی­باشد. بازمانده­هایی از جشن­های آغاز سال نو و آغاز تابستان هنوز در برخی آیین­های ایرانی باقی مانده است.

 

بن نوشت :

1. راهنمای زمان جشن­ها و گردهمایی­های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:30 بعد از ظهر |
عیدماه
 

عیدماه

بیست و ششم نَوروزماه تبری برابر با 29 خرداد در گاهشماری ایرانی

پنج روز مانده به سال نو تبری، در 26 ام ماه «نوروز» در گاهشماری تبری جشنی به نام «عیدماه» یا «جشن مردگان» به ویژه در میان مردمان سوادکوه مازندران برگزار می­شود.

این جشن همراه با آتش افروزی بر بلندی­ها و بام خانه­ها با شادی و بازی­های گروهی برگزار می­شود و بسیاری از جوانان این منطقه می­کوشند تا جشن پیوند و آغاز زندگی مشترک خود را در این هنگام برگزار کنند.

در روستای «امامزاده حسن» سوادکوه این مراسم با آداب خاصی انجام می‌شود، این رسم به «جشن مردگان» نیز معروف است. بر اساس سنت رایج و باورهای مردم در زمان‌های قدیم «فریدون» پادشاه پیشدادی به خونخواهی پدرش «جمشید» شاه «آژی دهاک»(ضحاک) را سرنگون می‌کند.
مردم خبر این پیروزی را در شب با آتش زدن بوته‌ها به یکدیگر اطلاع می‌‌دهند و فردای آن روز با برپایی جشن و مسابقه­ی کشتی این پیروزی را گرامی می‌‌دارند.

امروزه نیز اهالی روستاهای اطراف همگی به امامزاده حسن می‌‌آیند و علاوه بر خیرات کردن برای درگذشتگان خود و روشن کردن شمع روی مزارشان، تماشاگر مسابقه­ی «کشتی سنتی لوچو» می‌شوند. در این روز کشتی گیران سوادکوه در این محوطه گرد آمده و به مصاف با هم می‌‌روند. در مناطق جلگه‌ای جشن مردگان در آرامگاه‌ها برگزار می‌شود.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:28 بعد از ظهر |
گل و گوجه عروس
 

گل و گوجه عروس

مانتره سپندروز از خردادماه برابر با 29خرداد در گاهشماری ایرانی

مراسمی به نام «گل و گوجه عروس» به ویژه در خراسان که همزمان با فرارسیدن به بار نشستن درختان و رسیدن نخستین میوه­های درختی برگزار می­شود.
در این مراسم در روزی تعیین شده بین اهالی روستا، میوه­های نوبرانه را همراه با سبزی، کاهو، آرد و روغن در سینی بزرگی چیده و به خانه­ی نو عروسان می­برند.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:26 بعد از ظهر |
زیارت ستی پیر و پیرسبز
 

زیارت ستی پیر و پیرسبز

22 خرداد 1385

از اشتاد روز تا انارام روز از خردادماه برابر با 26 ام  تا 30 ام خرداد در گاهشماری ایرانی

آیین «زیارت ستی پیر» و «زیارت پیر سبز» ( ۶۸ کیلومتری یزد ) برگزار می شود.

زرتشتیان ایران در این روزها با پوشیدن لباسهایی با رنگ روشن و پوشاندن موی سرشان در حالی که مقداری میوه ، اسپند و مواد غذایی به همراه دارند ، نخست به زیارتگاه ستی پیر (مه ستی - قلعه هستبندان ) در شرق شهر یزد نزدیک مریم آباد « قلعه اسدان » که به باور مردم پناهگاه مادر شاهزادگان ساسانی است و سه نیایشگاه دارد می روند و آیینهای ویژهای به جا می آورند و سپس به زیارتگاه « پیر سبز » ( چک چک یا به گویش محلی چکچکو ) می روند.

زیارتگاه پیر سبز در نزدیکی شریف آباد ( اردکان ) در دامنه ی کوهی در یک سراشیبی تند و در دره عمیقی در بخش « خرانق اردکان » قرار دارد و گفته می شود نام « چک چک » یا « چک چکو » از صدای قطره های آبی گرفته شده که از صخره ای می چکد و اکنون به درون یک منبع ذخیره هدایت می شود.

بر اساس باورهای مردم ، این مکان مقدس جایگاه پنهان شدن « حیات بانو یا نیک بانو »، یکی از شاه دخت‌های ساسانی می باشد که در هنگام حمله ی تازیان به این مکان گریخته و پناه گرفته بود و بعدها چوپانی او را در خواب می ‌بیند و نیک بانو به او می‌ فرماید تا بنای پیر سبز را بنیان گذارد.
دراین نیایشگاه درخت کهنسالی وجود دارد که به باور زرتشتیان ، این درخت عصای نیک بانو دختر یزد گرد آخرین پادشاه ساسانی است که پس از فرورفتن در زمین به درخت بزرگی تبدیل شده است.
نیایشگاه پیر سبز امکانات رفاهی مانند برق ، آب آشامیدنی و تعدادی اتاق دارد که برای استراحت ساخته شده که به آنها « خیله » می گویند.

در داخل یکی از اتاق ها نیز چاهی به عمق بیش از 50 متر وجود دارد که زرتشتیان به نیت برآورده شدن حاجتشان ، نخی را بر دور طناب این چاه گره می زنند.
از مراسم ویژه ی این روز ها می توان به خواندن اوستا و نیایش اهورامزدا ، پختن نوعی آش و غذاهای دیگر برای نذورات و دستگیری از مستمندان نام برد.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:25 بعد از ظهر |
عید پنطیکاست
 

عید پنطیکاست

چهارم ماه خزیران آشوری و ژوئن میلادی برابر با 14 خرداد در گاهشماری ایرانی

«... اما چون روح القدس بر شما آید، قدرت خواهید یافت و در اورشلیم و تمامی یهودیه و سامره و تا دورترین نقاط جهان، شاهدان من خواهید بود.»

(اعمال ۱: ۸)

چهارم ماه خزیران روز برگزاری «عید پنطیکاست»(Pentecost) یا «نزول روح القدس» نزد آشوریان ایران است.

«پنطیکاست» واژه ای یونانی و به معنی «پنجاهه» است، زیرا عید حلول روح القدس پنجاه روز پس از «عید رستاخیز» عیسی مسیح است و همیشه در روز یک شنبه واقع می شود.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:19 بعد از ظهر |
عید شاووعوت
 

عید شاووعوت

ششم و هفتم سیوان ماه عبری برابر با 12 و 13 خرداد در گاهشماری ایرانی

«عید شاووت»(شاووعوت Shavuot) یا «عید هفته ها» از جشن های کلیمیان ایران است که به مدت دو روز به نام «یُـوم طـُـوو»، پنجاه روز پس از«عید پسح» از ششمین و هفتمین روز از ماه سیوان عبری برگزار می شود.

این جشن به مناسبت دریافت «تورات»(تورا) توسط موسی و نزول ده فرمان بر بنی اسرائیل و همزمان با برداشت نخستین محصول گندم انجام می شود و در آن مردم از شب تا بامداد در کنیسه ها به خواندن تورات می پردازند.

این جشن از جشن های سه گانه ی یهودیان است که هر فرد یهودی موظف بود در این اعیاد به زیارت «بت همیقداش» برود.
بنا بر باور یهودیان در روز 6 سیوان سال 2448 عبری، 50 روز پس از خروج از مصر، بنی اسرائیل، در پای کوه سینا، «تورا»ی مقدس را از خدا دریافت کردند و در همین هنگام، مجموعه ی «ده فرمان» نیز که پایه ای دیگر از فرمان های «تورا» را تشکیل می دهد، به آن ها اعلام شد.

مهم ترین رویداد شاووعوت، دهش «ده فرمان» به بنی اسرائیل است. برای همین هم یهودیان در نخستین شب شاووعوت، در کنیساها گردهم می آیند و تا بامداد به خواندن متن های مقدس و مرور 613 فرمان می پردازند.
با فرا رسیدن بامداد و پس از مراسم «تفیلای شحریت»، با خواندن متن «ده فرمان» از «سـِـفـِر تورا»، آن رخداد عظیم دوباره یادآوری می شود.

جشن های سه گانه ی یهودیان

1- «هَگ هَشاووعُوت» یا «جشن هفته ها» : به علت شمارش هفت هفته از فردای روز اول پسح تا فرا رسیدن این جشن.

2- «هَگ هَقاصیر» یا «جشن درو» : به علت هم زمانی این جشن با فصل درو گندم.

3- «یُوم هَبیکوریم» یا «روز نوبرانه ها» : موعد شاووعوت، آغاز اهدای نوبرانه میوه ها و حاصل گندم در زمان آبادی بت همیقداش بود.

4- «عَصِرِت» یا روز اجتماع : این موعد در حقیقت، ادامه و پایانی بر موعد پسح است. پسح، جشن آزادی جسمانی بنی اسرائیل از مصر است. از آن جا که رهایی فکری و معنوی، زمانی طولانی تر از رهایی جسمانی طلب می کند، این آزادی نهایی در شاووعوت انجام شد که آن را روز اجتماع نهایی و کامل شدن هدف خروج از مصر می نامند.


در گردآوری این نوشتار از تارنمای انجمن کلیمیان تهران نیز بهره برده شده است.

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:18 بعد از ظهر |
جشن خردادگان
 

جشن خردادگان

خرداد روز از خردادماه برابر با 6خرداد در گاهشماری ایرانی

جشنی در ستایش و گرامیداشت «خرداد»(= خورداد) که در اوستایی «هـَئوروَتات» و در پهلوی «خُـردات» خوانده می شود و به معنی رسایی و تندرستی و کمال است و نام یکی از هفت امشاسپند در فرهنگ ایرانی. واژه ی اوستایی «هئوروتات» در سانسکریت و در «ودا» نیز به صورت «سَئوروَتات» آمده است.
و «کوشیار اصفهانی» آن را «عید البقر» نوشته است.

خورداد، اَمشاسپند ِنگاهبانی آب ها، نهرها و دریاها است و مظهری است از مفهوم نجات بشر و از آنجا که پاره ای از مراحل آفرینش، مانند آب و گیاه به گونه ی طبیعی جفت اند، همواره در متون کهن همراه با امرداد، امشاسپند نگاهبان گیاه آورده می شود.

پیشکش این دو امشاسپند ثروت و رمه (چهار پایان) است، به گونه ای که این دو، نماینده ی آرمان های نیرومندی، سر چشمه ی زندگی و رویش هستند.

هماوردان خاص آن ها، دیوان‌ «گرسنگی» و «تشنگی»اند و همکاران خرداد نیز، ایزد «تیشتر» و «باد» و «فروهر پرهیزکاران» هستند.

در باور ایرانیان، خرداد در هنگام حمله ی اهریمن، آب را به یاری فروهرها می ستاند، به باد می سپارد و باد آن را با شتاب به سوی کشورها می برد و به وسیله ی ابر می باراند.

در نامگذاری ماه ها، خرداد و امرداد در دو طرف ماهی هستند که نماد آن «تیر» یا «تیشتر» است و تیشتر ایزد باران است.

در بُـندهشن (= بـُن دهیشنَ = آغاز آفرینش)، یکی از کتاب های پهلوی که بر اساس ترجمه ها و تفسیرهای اوستا تدوین یافته و در بردارنده ی اسطوره های مربوط به آفرینش، تاریخ اساطیری و تاریخی ایرانیان، جغرافیای اساطیری و حتی نجوم و ستاره شناسی است، درباره ی این امشاسپند آمده است :

«... خورداد سرور سال ها و ماه ها و روزهاست ؛ [ و این ] از این روی است که او سرور همه است. او را آب مایملک دنیوی است. هستی، زایش و پرورش همه ی موجودات جهان از آب است و زمین را نیز آبادانی از اوست. چون اندرسال، [ اگر ] نیک شاید زیستن، به سبب خرداد است ... او که آب را رامش بخشد یا بیازارد، آن گاه، خورداد [ از او ] آسوده یا آزرده بود. او را همکار، تیر و باد و فروردین است.»

در یشت های اوستا، برای دو امشاسپند، «اردی بهشت» و «خرداد»، هر یک یشتی جداگانه موجود است. «خرداد یشت»، چهارمین یشت اوستا است که متاسفانه آسیب زیادی دیده و بسیاری از واژگان آن از بین رفته یا ناخواناست. ولی در آنچه اکنون دردست است (در یازده بند)، به یاد کردن از امشاسپندان به ویژه خورداد سفارش بسیار شده، چون یاد آنان دیوان را دور می سازد و یاد خورداد، به ویژه دیو «نسو»(= دیو فساد و گندیدگی) را می راند. دراین یشت، به صراحت آمده که خداوند یاری و رستگاری و رامش و سعادت را از طرف امشاسپند خرداد به مرد پاک دین می بخشد.

در بند ده این یشت می خوانیم :

«او را  - امشاسپند خرداد را - برای فـَرّ و فروغش با نماز [ی به بانگِ ] بلند با و با زَور (1) می ستاییم.
ما امشاسپند خرداد را با هَوم (2) آمیخته با شیر، با بَرسَم (3) با زبان خرد، و «منثره» با اندیشه و گفتار و کردار [ نیک ]، با زَور و با سخن رسا می ستاییم.»

نیاکان فرهیخته ی ما در این روز به کنار چشمه سارها، رودها و دریاچه ها رفته و همراه با نیایش اهورامزدا و جشن و شادمانی تن خود را نیز با آب می شسته اند.
ابوریحان بیرونی نیز در آثار الباقیه به مراسم شستشوی ویژه ای که در این روز برگزار می شده است اشاره کرده است.

اهورامزدا از سرچشمه ی بخشایندگی خویش این فروزه را به واسطه ی امشاسپند هئوروتات به آفریدگان خود بخشیده تا هر پدیده ای رسا گردد و رسایی و تندرستی نه تنها ویژه ی این جهان است، بلکه رسایی مینوی و تندرستی روح و روان، هدف والای جهانیان است.
اهورامزدا می خواهد که همگان به یاری امشاسپند هئوروتات از این بخشایش مینوی و مهربانی حقیقی برخوردار گشته و هرکس بتواند با نیروی رسایی و پرورش و افزایش آن در وجود خویش، دارای مقام رسایی و کمال بی زوال گردد.


پانوشت ها :

1. نوعی فدیه آیینی که در آن معمولا آب یا شیر و یا نوشیدنی های دیگر می ریزند.
2. گیاهی مقدس که در برخی از جشن ها با کوبیدن آن در هاون نوشیدنی ای درست می کنند و فشردن آن آیینی از نوعی قربانی غیر خونین است.
3. دسته ای از شاخه های کوچک درختان که با نواری به هم متصل می شوند و در مراسم آیینی به کار برده می شوند.


بن نوشت ها :

1. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
2. تاریخ نوروز و گاهشماری ایران - عبدالعظیم رضایی
3. جشن های ایرانی - هاشم رضی

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:15 بعد از ظهر |
عید عروج عیسی مسیح
 

عید عروج عیسی مسیح

بیست و پنجم ایار ماه آشوری (= 25 می میلادی) برابر با 4 خرداد در گاهشماری ایرانی

هنگام جشن عروج عیسی مسیح و جشن «کلوسولاقا» یا «عروس آرایی» نزد آشوریان ایران.

در این روز آشوریان بر اساس یک رسم ملی - مذهبی به بیرون از شهر می روند و جشن می گیرند.

در این روز دختران کوچک با پوشیدن لباس عروسی و گرفتن سبدی از آذوقه در دست، میان مردم می گردند و اعاناتی برای مستمندان جمع آوری می کنند.
این کار نمادین، یادآور نبرد میان آشوریان و «تیمور لنگ» است که در آن آمدن زنان با لباس عروسی به میدان جنگ باعث تهییج روحیه ی آشوریان و شکست تیمور شد.

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 2:14 بعد از ظهر |