![]() این وبلاگ یک وبلاگ ملی - علمی - ادبی - هنری می باشد که امیدواریم بتواند نطر تمام شما عزیران را جلب نماید وشما را به ما نزدیکتر کند. زرتشت بيا كه با تو اميد آيد شب نيز صداي پاي خورشيد آيد تاريخ اگر دوباره تكرار شود آدم به طواف تخت جمشيد آيد ستیز من تنها با تاریکی است و برای نبرد با تاریکی شمشیر برنمی کشم ، چراغ می افروزم . ××××کوروش کبیر××××
تماس با ما نوشته هاي پيشين نوشته هاي پيشين
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 مهر 1385 تیر 1385 خرداد 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آرشيو بر پايه متن
مراسم هاي محلي
پوشاک سنتی مردم مازندران نودیجه گرگان ایران ادبیات جشن های ایرانی جشن های ایرانی فروردین ماه جشن های ایرانی اردیبهشت ماه جشن های ایرانی خرداد ماه جشن های ایرانی تیر ماه جشن های ایرانی امرداد ماه جشن های ایرانی شهریور ماه جشن های ایرانی مهر ماه جشن های ایرانی آبان ماه جشن های ایرانی آذر ماه جشن های ایرانی دی ماه جشن های ایرانی بهمن ماه جشن های ایرانی اسفند ماه موسیقی ایرانی زنان علمی دانستنیهای جالب هنري تفریحی شهيد دكتر علي شريعتي جهان دانلود آکورد برای گیتار گیاه پزشکی علی مخابرات عکس عمومی ورزشی محرم مطالب دوستان مسابقه پیام بازرگانی
گشتن
پیوندها
نوديجه در ويكيپديا
تالار گفتمان هر آنچه كه به دنبالش مي گرديد را از ما بخواهيد سعید موزیک جدیدترین آکوردهای مورد نیازخود را اینجا بیابید برهوت را حتما ببینید تـخـت جـمـشـيـد دكتر شهيد علي شريعتي دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان سایت علمی دانشیار یک سایت خوب برای پیدا کردن آکورد برای گیتار یک سایت کامل درمورد فیزیک و اخترشناسی سايت آقاي مجيد جلالي مربي ارزنده ي ايراني یک سایت عالی برای گیتاریستها سایت رسمی سازمان فضانوردی آمریکا (ناسا) یک سایت زیبا برای ارسال عکس و تصاویر وبلاگ بسیار زیبای دوست عزیزم فریدنیا یک وبلاگ پر از عکس بچه های تپل و خوشکل سایت برنامه پرطرفدار و زیبای نود سایت فدراسیون جهانی فوتبال وبلاگ دختری از گرگان روزنامه دانشجویی دانشگاه علم و صنعت ایران كسي كه مثل هيچكس نيست satellite channels زنـان مـــوفـــق ايــــرانـــي youtube هم گريه ( غـــــزال ) خاطرات پادگان شهداي كرمانشاه نزسا دوره 146 پادگان شهداي كرمانشاه نزسا وبلاگ زرتشت و ايران باستان ايران شكوه از ياد رفته زرتشت و ايران باستان وبلاگ زرتشت ايران باستان اَمـــــــــــردادگان آمار جهاني بصورت آنلاين بی سرزمین تر از باد سرزمين دانستنيها عشق بي وفا انجمن دوستداران يادمان هاي باستاني کانون زنان ایرانی بيش از 1000 عكس زيبا در يك وبلاگ پيش بيني بازيهاي فوتبال (با جايزه) كسب درآمد اينترنتي اداره كل هواشناسي استان گلستان سازمان هواشناسي ايران بهترین درآمد برای صاحبان سایت و وبلاگ اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: پیوندهای روزانه
ارتباط با ما
کسب درآمد باورنکردنی برای وبمسترها کسب درآمد اینترنتی پيش بيني بازيهاي فوتبال (با جايزه) سايت هاي ايراني واژه نامه دهخدا بصورت آنلاین مترجم آنلاین متن انگلیسی به فارسی ديدن وضعيت دماي هواي گرگان سایت عبدالکریم سروش تالار گفتمان ماهواره آرشیو پیوندهای روزانه :
سلامت و بهداشت
انواع فال
|
نودیجه
ملی - علمی - ادبی - هنری عاشقی یعنی همین
|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 ساعت 11:49 بعد از ظهر
ژاپن ارائه دهنده بهترين خدمات اينترنتي جهان
کشورهاي سوئد، هلند، ليتواني و کره جنوبي نيز بهترين خدمات اينترنتي در جهان را به کاربران خود ارايه ميدهند و سرعت اتصال به اينترنت در آنها از حداقلهاي تعيين شده براي اين مطالعه بيشتر است. |+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت 5:11 بعد از ظهر
"مسعود مرادي" از داوري كنارهگيري كرد
|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت 4:52 بعد از ظهر
گلچین تأثیر گذارترین تصاویر پاراالمپیک چین
گلچین تأثیر گذارترین تصاویر پاراالمپیک چین
|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت 4:6 بعد از ظهر
جشن مهرگان
مهر روز از مهرماه برابر با 16 مهر در گاهشماری ایرانی " میستاییم مهر ِدارندهی دشتهای پهناور را، «جشن مهرگان» که در گذشته آن را «میتراکانا» یا «متراکانا»(Metrakana) مینامیدند و در نخستین روز از پاییز برگزار میشد، [1] پس از نوروز بزرگترین جشن ایرانی و هندی است در ستایش ایزد «میثرَه» یا «میترا» و بعدها «مهر» که از مهر روز آغاز شده تا رام روز به اندازهی شش روز ادامه دارد.
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
در نیمهی امرداد ماه جشنی بنام «جشن فندق» یا «جشن فندق چینی» در بسیاری از روستاهای استان قزوین، به ویژه در «رودبار شهرستان» برگزار میشود. در این جشن هم به مانند «جشن انار چینی»، همه با هم به مزارع میروند، در ابتدا یک نفر چامههایی كه بیشتر به صورت بداهه میباشند میخواند و دیگران نیز با او همآواز میشوند و در همین حال چیدن فندق را آغاز میکنند، دوشیزگانی كه تازه نامزد شدهاند برای همسران خود از مغز فندق رشتهای به مانند گردنبند، درست میكنند که «گلوانه» نام دارد، آن را پیش خود نگه میدارند و در فصل زمستان به شوهرانشان هدیه میدهند. |
آبان روز از امردادماه برابر با 10 امرداد در گاهشماری ایرانی
جشنی به نام «چله تابستان» که امروزه نیز در روستاهای جنوب خراسان برگزار میشود.
راهنمای زمان جشنها و گردهماییهای ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
عید تادئوس
بیست و نهم جولای برابر با 7 امرداد در گاهشماری ایرانی
تادئوس یا قرهکلیسا (طاطائوس - تاتائوس - Tatavoos) نخستین کلیسای مسیحیت در ایران است که در منطقهی سرسبز و زیبای چالدران در شمال غرب کشور ساخته شده است.
هر سال عدهی زیادی از ارمنیان ایران و کشورهای همسایه، برای بزرگداشت روز ویژهی تادئوس در آنجا گرد هم میآیند.
این مراسم هر سال بین اول تا هفتم امرداد ماه برگزار میشود. محوطهی بزرگی در اطراف کلیسا، با چادرهایی رنگارنگ برپا و تدارک دیده میشود و خانوادهها در این چادرها ساکن میشوند. در این روزها کودکان برای انجام مراسم غسل تعمید به کلیسا آورده میشوند. مادران، کودکان خود را به دست کشیشهای کلیسای تادئوس میسپارند تا غسل تعمیدشان دهند.
شب هنگام نیز ساکنان از چادرها نیز بیرون میآیند و آتش برپا میکنند. جوانترها به نشانهی گرمی و دوستی به دور آتش حلقه میزنند و به زبانهای ارمنی، فارسی و گاه آذری، آوازهایی مخصوص میخوانند.
بامداد روز مراسم اصلی، ساکنان چادرها زودتر از همیشه بیدار میشوند. گوسفندهای نذری را قربانی میکنند و گوشت نذری را در بین میهمانان دیگر تادئوس پخش میکنند.
در این روز، خواندن دعا و انجام فرایض مذهبی ویژهی ارمنیان در داخل کلیسا انجام میپذیرد و پس از مراسم مذهبی، تبرک ساختمان کلیسا با آب مقدس، حدود نیمروز انجام میشود و پس از آن شادی و پایکوبی به مناسبت این روز مقدس آغاز میشود.
تادئوس مسیحی در همان سالهای نخستینی که حضرت عیسی به تبلیغ دین میپرداخت، راه ارمنستان را در پیش گرفت. این حواری مسیح، به نقاط مختلف ارمنستان سفر کرد و به تبلیغ مسیحیت پرداخت. تادئوس قدیس همراه عدهای از پیروانش در سال ۴۸ میلادی در ناحیهی «آرتاز» کشته شد و با رسمیت یافتن دین مسیح، پیروان این آیین مقبرهایی بر مزار این قدیس برپا کردند که در سدههای بعدی به زیارتگاه با شکوهی مبدل گشت.
نخستین نشانهای که در متون تاریخی از این زیارتگاه پیدا شده در یکی از نوشتههای «توما آرزرونی»، مورخ ارمنی است که در اواخر سدهی نهم و اوایل سدهی دهم میلادی از دیر تادئوس (طارئوس) قدیس نامبرده است.

امرداد روز از امردادماه برابر با 7 امرداد در گاهشماری ایرانی
«مسعود سعد سلمان»
هفتمین روز از ماه امرداد (مرداد) جشنی در ستایش و گرامیداشت «امُرداد»، در اوستایی «اَمِرتاتَ» و در پهلوی «اَمُرداد» به معنی بی مرگی و جاودانگی و نام یکی از امشاسپندان، برگزار می شود.
امرداد در باورهای ایرانی در جهان خاکی نگاهبان و سرپرست گیاهان و رستنی ها بشمار می رود و همواره با «خرداد» در كنار هم جای دارند و «كمال» و «دوام» در جهان مینوی نیز از این دو امشاسپند است.
واژه ی امرتات، از سه بخش درست شده است : «اَ» + «مَر» + «تات» که بخش نخست در زبان اوستایی پیشوند نفی است، بخش دوم، از ریشه ی مصدری «مَر» به مانک «مرگ» و بخش سوم پسوند «كاملی»، «رسایی» و «سالمی» را می رساند.
این نام در اوستا، به ویژه گات ها صفتی است از برای اهورامزدا، مظهر زوال ناپذیری و پایندگی خداوند.
از این روی این جشن را بیشتر در کنار چشمه سارها و باغ ها و مزرعه های خرم و دلنشین در دامن طبیعت برپا می کنند.
در برگ 250 برگردان فارسی «آثارالباقیه»ی ابوریحان بیرونی چنین آمده است که :
«... مرداد ماه که روز هفتم آن مرداد روز است و آن روز را به انگیزه ی پیش آمدن دو نام با هم، جشن می گرفتند. معنای امرداد آن است که مرگ و نیستی نداشته باشد. امرداد فرشته ای است که به نگهداری جهان و آراستن غذاها و داروها که اصل آن از نباتات است و بر کنار کردن گرسنگی و زیان و بیماری ها می باشد، کارگزاری یافته است ...»
1. تاریخ نوروز و گاهشماری ایران - عبدالعظیم رضایی
2. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی در ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
3. لغت نامه ی دهخدا
4. گاهشماری و جشن های ایرانی - هاشم رضی
26 ژوئیه برابر با 4 امرداد در گاهشماری ایرانی
در این روز جشنی به نام «وارداوار»(Vardavar) یا «جشن آب پاشی» برگزاری میشود که یکی از جشنهای بزرگ ارمنیان ایران میباشد و زمان برگزاری آن 100 روز پس از عید پاک است.
دربارهی چرایی ِنامگذاری این عید، گفتارهای متفاوتی وجود دارد برخی از محققان «وارد» را به معنی «آب» و «اوار» را به معنای «راه آب» میدانند و این جشن را به ایزد بانوی آبها «آناهیتا» نسبت میدهند و برخی دیگر واژهی «وارد» را به معنی گل میدانند و این جشن را از آن «آستفیک» ایزدبانوی زیبایی و دلاوری میدانند.
بر پایهی نوشتههای مورخان ارمنی، در ارمنستان قدیم، جشن «وارداوار» برای بزرگداشت ایزدبانوی زیبایی با شکوه فراوان برپا میشده، همهی مردم در این جشن شرکت میکردند و الهه را با گلهای سرخ میآراستند. میگویند گلسرخ، پیش از این به رنگ سفید بوده است تا هنگامی که الهه، با پای برهنه به میان مردم آمد و خارها پاهای او را زخمی کردند و از خون وی آن گلهای سفید رنگین شدند، از آن پس گل سرخ امروزی پدید آمد.
ارمنیان امروز، از عید پاک 100 روز را شمارش کرده و در نزدیکترین یکشنبه، مراسم «وارداوار» را به جای میآورند.
در این روز به جز اجرای مراسم «باداراک» در کلیسا، دعا و خطبهای اضافه بر مراسم هر یکشنبه، مخصوص روز «وارداوار» ایراد میشود و سرانجام، هنگامی که از کلیسا بیرون میآیند، در کوچه و خیابان و در منزل به روی یکدیگر یا زمین آب میپاشند.
از مراسم دیگر این روز میتوان از کبوترپرانی نیز نام برد.
گفته میشود که این رسم نیز از گذشتههای دور به یادگار مانده است، چرا که کبوتران سپید، همگی به الههی زیبایی و عشق تعلق دارند.
نخستین روز از فردینه ماه تبری برابر با 2 امرداد در گاهشماری ایرانی
آغاز تاریخ «تبری» یا «مازندرانی» همزمان با سال ۳۱ هجری است. پس از در گذشت یزدگرد سوم، «اسپهبد گیل ژاماسبی» پادشاه تبرستان برای آیین نیاکان خود پرچم استقلال برافراشت، از آن زمان تاریخ نوین مازندران پس از ظهور و گسترش اسلام در این سرزمین آغاز گشت.
در گاهشماری مازندرانی که به نام «فرس قدیم» شناخته می شود، سال ۳۶۵ روز دارد و آن دوازده ماه ۳۰ روزه است و ۵ روز به نام «پیتک» یا «پتک»، در سال چهارم یک روز به پتک افزوده می شود و آن را «شیشک» می نامند. این سال، ۶ ساعت و کسری کمتر از ۱ سال خورشیدی دارد و از این رو ماه های آن گردان است و جای هر ماهش با گذشت ۱۲۸ سال یک ماه پیشتر می افتد.
ولی همچون سال خورشیدی هر سال تبری نیز به چهار بخش، بهار، تابستان، پاییز و زمستان تقسیم می شود.
مازندرانی ها سال این گاهشماری را از «ارکه ما»(آذرماه) آغاز و به «اونما»(آبان ماه) ختم می کنند.
پنج روز «پیتک» را هم به پایان «اونما» می افزایند و هر یک از ماه ها را به ترتیب زیر چنین می خوانند :
ارکما یا ارکه ماه (آذرماه) arkemah
دما یا دیما (دی ماه) demah
وهمن ما یا وهمنه ماه (بهمن ماه) vahmenemah
نوروز ما یا نرزما یا عیدما (اسفندماه) nerzemah
سیوما یا فردین ما (فروردین ماه) ferdinemah
کرچ ما یا ک'رچ ما (اردیبهشت ماه) kerchemah
خرماه یا هر ما (خرداد ماه) kharemah
تیرما (تیر ماه) tiremah
مردال ما یا ملارما (مرداد ماه) mellaremah
شرویرما یا شروین ما (شهریور ماه) sharviremah
میرما (مهرماه) miremah
اونما (آبانماه) onemah
نظیر این گاه شماری را «امیر تیمور قاجاری» در زمان محمدشاه قاجار، در کتاب «نصاب طبری» زیر عنوان «اسامی ماه های فرس» چنین یاد کرده است :
«... سیوماه و کرچ و هره ماه، تیر دگر هست مردال و شروین میر چه اونه ماه وارکه ماه است و دی ز پی وهمن و هست نوروز اخیر پتک را بدان خسمه زائده به آیین هرگز صغیر و کبیر مازندرانی ها نخستین روز هر ماه را «مارماه» می نامند و در سپیده دم آن در هر خانه مرد یا زن یا کودکی خوش قد پا به آستانه ی خانه می گذارد تا به آن خانواده، آن ماه تا آخرین روزهایش خوش بگذرد. نیز در روز «مارما» هر ماه داد و ستد نمی کنند و چیزی به کسی نمی دهند یا نمی بخشند و چنین کارهایی را بدشگون می پندارند. چگونگی هوای هر روز از پنج روز پیتک را نشانه ای از هوای ماهی از پنج ماه پس از آن می دانند. اگر هوای نخستین روز پیتک آفتابی باشد هوای روزهای «ارکما» را هم آفتابی می پندارند. یا اگر هوای دومین روز آن بارانی باشد، هوای «دما» را بارانی می دانند، به همین گونه چگونگی «وهمن ما» و «فردین ما» و «نوروزما» می انگارند.
همچنین هوای هریک از روزهای طاق «کرچما» را تا چهاردهم، یعنی روزهای اول و سوم و پنجم، سیزدهم، که جمله هفت روز می شود، نشان های از هوای روزهای «کرچما» و شش ماه دیگر سال می دانند.
مثلا اگر آسمان روز اول «کرچما» گرفته و بارانی شود، هوای سراسر ماه «کرچما» را گرفته و بارانی می پندارند. یا اگر هوای روز سوم آن باز و آفتابی شود، هوای تمام روزهای ماه «هر ما» را باز و آفتابی خواهند دانست.
به همین طریق هوای روزهای پنجم و هفتم و سیزدهم را نشانه هایی از برای هوای ماه های «تیرما» «مردال ما» و ... «اونما» می انگارند این هفت روز از «کرچما» را «کرچ در» می نامند و در این روزها گلکاری نمی کنند، تن نمی شویند، موی سر و چهره نمی تراشند و پشم گوسفند و موی بز نمی چینند و چون معتقدند که : اگر گلکاری بکنند مار در خانه ی شان آشکار خواهد شد و آشیانه و تخم گذاری خواهد کرد. اگر موی سر بتراشند یا تن بشویند، موی سر و تن و چهره ی شان سفید می شود و می ریزد. اگر پشم گوسفند یا موی بز را بچینند، بیماری و بلا در دام می افتد.

روز یکم ماه دولا صابئین مندایی برابر با 2 امرداد در گاهشماری ایرانی
«دهواربا»(Dehva rabba) یا «تکریص» عید بزرگ و اصلی مندائیان است. ماه «دولا» نخستین ماه سال نو مندایی به حساب آمده و با ماه «امرداد» در گاهشماری ایرانی برابر است.
مندائیان از ساعاتی پیش از آغاز سال نو (از پسین آخرین روز سال پیش) به پاکسازی و خانه تکانی «کنشی زهلی»(کنشوزهلی - kenshi zehli) و سپس به نظافت شخصی وغسل تعمید می پردازند و از پسین آخرین روز سال تا 36 ساعت بعد یعنی تا بامداد روز دوم ماه دولا از خانه بیرون نمی روند و از روز دوم ماه دولا دید و بازدید از دوستان و خویشان را آغاز می کنند.
در باورهای مندایی ها این روز، روز بخشیده شدن گناهان حضرت آدم است.
بازدید از خویشان درجه یک، مادر، پدر و روحانی عالی مقام (گنجور) در روز دوم ماه دولا انجام می شود. شاید به خاطر این است که دو روز نخست و دوم ماه دولا به عنوان دهوا ربا (عید بزرگ) شناخته شده است. ولی در واقع روز عید بزرگ همان روز اول ماه دولا است.
این موضوع که چرا مندائیان طی 36 ساعت آغازین سال نو از منزل خارج نمی شوند، همیشه مورد بحث و بررسی داخلی این قوم قرار گرفته است. که دلایلی همچون خانه تکانی، توبه به نفس خویش، ریاضت زاهدانه را روشنفکرانه امروزی مطرح می کنند.
ولی در واقع بایستی به روانشناسی اسطوره ای بیشتر بها داد.
تغییر سال و پایان پذیرفتن سال پیشین و درآمدن سال جدید همیشه توامان با اضطراب است. اضطراب از اینکه موجودات آسمانی چگونه این تحول را رقم می زنند و آینده را چگونه تقدیر می کنند. سکوت مندائیان و عدم تحرک 36 ساعته ی آنان، راه را برای غلبه ی موجودات نورانی بر ظلمت هموارتر می کند.
از دیگر مراسم این روزها سربریدن تعدادی گوسفند نر و ذخیره ی آب مصرفی چند روز آینده را می توان نام برد.
همچنین روی آوردن به طالع بینی و فال برای اینکه شاید حوادث و اتفاقات سال آینده را پیش بینی کنند. ضمنا هر صائبی شب سال نو را بیدار می ماند تا مبادا محتلم شود.
دید و بازدیدهای عید بزرگ تا روز ششم دولا ادامه دارد.
|
از زامیاد روز از تیرماه برابر با 28 تیر در گاهشماری ایرانی در پایان تیرماه (بیشتر آدینه) آیین آتش افروزی بر فراز پشت بامها و برگزاری کـُشتی سنتی «لوچو» یا «لب چوب» در روستای امامزاده حسن سوادکوه و روستای اسپاهی کلا مازندران برگزار میشود. کشتی لوچو کشتی محلی ویژهی مازندران است. این مسابقات در فصلی که شالیکاران وقت آزاد زیادی دارند برگزار میشود و جوایز زیادی مانند پشتی و گوسفند به پهلوانان داده میشود. |

هفتم ماه تموز آشوری برابر با 16 تیر در گاهشماری ایرانی
عید «نوسردایل» یا جشن «آبریزان» یکی از جشنهای ملی - مذهبی آشوریان ایران است که در هفتم «تموز»ماه آشوری برگزار میشود.
در این روز «ایشتار» الههی عشق و باروری به دنبال نجات همسر خود «تموز» که به دست «تیامات»، خدای تاریکی و پلیدی اسیر شده بود به دنیای زیر زمینی رفت. در باور آشوریان ایران، آبریزان برای زود برگشتن اوست.

روایت دیگری نیز برای این جشن وجود دارد و آن متبرک ساختن آب دریاچهی ارومیه توسط «تومای قدیس» و دستور او مبنی بر پاشیدن آب به یکدیگر به نیت تعمید است.
از مهر روز تا ورهرام روز از تیرماه برابر با 16 تا 20 تیر در گاهشماری ایرانی
نیایشگاه «پارس بانو»، «بانوی پارس» یا «پیربانو» در 120 کیلومتری شمال غربی یزد (54 کیلومتری اردکان)، در جنوب عقدا و درون درهای به نام «زرجو»(زرجوع) واقع شده است.
روستای زرجوع در مسیر یک درهی باریک قرار گرفته و کوههای اطراف آن پوشیده از درختان بادام و انجیرکوهی است.
بنای اصلی نیایشگاه که در کنار یک رودخانهی فصلی ساخته شده است، به صورت گنبدی از کاشی کاریهایی به رنگ سبز و با نماد «سرو» شکل گرفته است.
در دامنهی مجاور نیایشگاه، خیلههایی ساخته شده تا خانوادهها در زمان ویژهی زیارت پیر پارس بانو که به مدت 5 روز ادامه دارد، برای سکونت موقت از آنها استفاده کنند.
در باورهای مردم، این نیایشگاه جایگاه جان باختن و ناپدید گشتن شهبانوی پارس (دختر یزدگرد ساسانی) بنام «خاتون بانو» بوده است و شهبانو در خواب نابینایی نمایان شده و پس از شفای چشمان وی از او میخواهد تا بنای نیایشگاه را بنیان نهد.
مراسمی که در این نیایشگاه برپا میدارند همانند آیینهایی است که در مراسم نیایشگاههای دیگر به آنها اشاره شده است.
دی به مهر روز از تیرماه برابر با 15 تیر در گاهشماری ایرانی
«جشن خام خواری» یا به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، «عمس» یا «غفس» یا «خواره»، جشنی از جشن های سُغد باستان بوده و از مراسم این جشن، دوری گزیدن از خوراک حیوانی و پختنی ها را می توان نام برد.
در تقویم سُغدی برابر با پانزدهمین روز ِماه «بساکنج» است.
راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مردای غیاث آبادی

تیر روز از تیرماه برابر با 13 تیر در گاهشماری ایرانی
اوستا - تشتر یشت، کرده ی چهارم

«جشن تیرگان» از بزرگ ترین جشن های ایران باستان است در ستایش و گرامیداشت «تیشتـَر»(تِشتـَر- تیر- شباهنگ - شِعرای یَمانی)، ستاره ی باران آور در باورهای مردمی، و درخشان ترین ستاره ی آسمان که در نیمه ی دوم سال، همزمان با افزایش بارندگی ها، در آسمان سرِ شبی دیده می شود.
این جشن در کنار آب ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیش ِرو همراه بوده و همچون دیگر جشن هایی که با آب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان» یا «آب پاشان» یا «سر شوران» یاد شده است.
در گذشته «تیرگان» روز بزرگداشت نویسندگان و گاه به «روز آرش شیواتیر» منسوب شده است.
«ابوریحان بیرونی» و «گردیزی» در «زین الاخبار» ناپدید شدن یکی از جاودانان ایرانی یعنی «کیخسرو» را در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمه ای دانسته اند.
جشن تیرگان بجز این روز در نخستین تیر روز از سال یعنی سیزدهم فروردین (سیزده بدر) و سیزدهم مهرماه نیز برگزار می شود.
ارمنیان ایران نیز در روز سیزدهم ژانویه آیین هایی برگزار می کنند که برگرفته و در ادامه ی جشن تیرگان است.

یکی دیگر از مراسم این جشن مانند بسیاری از جشن های ایرانی «فال کوزه»(چکُ دولَه) می باشد.
روز قبل از جشن تیرگان، دوشیزه ای را برمی گزینند و کوزه ی سفالی سبز رنگ دهان گشادی به او می دهند که «دوله» نام دارد، او این ظرف را از آب پاکیزه پر می کند و یک دستمال سبز ابریشمی را بر روی دهانه ی آن می اندازد آنگاه «دوله» را نزد همه ی کسانی که می برد که آرزویی در دل دارند و می خواهند در مراسم «چک دولَه» شرکت کنند و آن ها جسم کوچکی مانند انگشتری، گوشواره، سنجاق سر، سکه یا مانند این ها در آب دوله می اندازند. سپس دختر دوله را به زیر درختی همیشه سبز چون سرو یا مورد می برد و در آن جا می گذارد. در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان، همه ی کسانی که در دوله جسمی انداخته اند و نیت و آرزویی داشتنه اند در جایی گرد هم می آیند و دوشیزه، دوله را از زیر درخت به میان جمع می آورد. در این فال گیری بیشتر بانوان شرکت می کنند و سال خوردگان با صدایی بلند به نوبت شعرهایی می خوانند و دختر در پایان هر شعر، دست خود را درون دوله می برد و یکی از چیزها را بیرون می آورد، به این ترتیب صاحب آن جسم متوجه می شود که شعر خوانده شده مربوط به نیت، خواسته و آرزوی او بوده است.
در آغاز جشن بعد از خوردن شیرینی، بندی به نام «تیر و باد» که از 7 ریسمان به 7 رنگ متفاوت بافته شده است به دست می بندند و در باد روز از تیرماه (9 روز بعد) این بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد می سپارند تا آرزوها و خواسته هایشان را به عنوان پیام رسان به همراه ببرد.
این کار با خواندن شعر زیر انجام می شود :
در باورهای مردم، درباره ی جشن تیرگان دو روایت وجود دارد که روایت نخست همچنان که در بالا گفته شد مربوط به فرشته باران یا «تیشتر» می باشد و نبرد همیشگی میان نیکی و بدی است :
در اوستا، تشتر یشت (تیر یشت)، تیشتر فرشته ی باران است که در ده روز اول ماه به چهره ی جوانی پانزده ساله در می آید و در ده روز دوم به چهره ی گاوی با شاخ های زرین و در ده روز سوم به چهره ی اسبی سپید و زیبا با گوش های زرین.
تیشتر به شکل اسب زیبای سفید زرین گوشی، با ساز و برگ زرین، به دریای کیهانی فرو می رود. در آنجا با دیو خشکسالی «اپوش» که به شکل اسب سیاهی است و با گوش و دم سیاه خود، ظاهری ترسناک دارد، روبه رو می شود. این دو، سه شبانه روز با یکدیگر به نبرد برمی خیزند و تیشتر در این نبرد شکست می خورد، به نزد خدای بزرگ آمده و از او یاری و مدد می جوید و به خواست و قدرت پروردگار این بار بر اهریمن خشکسالی پیروز می گردد و آب ها می توانند بدون مانعی به مزرعه ها و چراگاه ها جاری شوند. باد ابرهای باران زا را که از دریای گیهانی برمی خاستند به این سو و آن سو راند، و باران های زندگی بخش بر هفت کشور زمین فرو ریخت و به مناسبت این پیروزی ایرانیان این روز را به جشن پرداختند.
روایت دیگر نیز درباره ی «آرش کمانگیر» اسطوره و قهرمان ملی ایرانیان است و اینکه میان ایران و توران سال ها جنگ و ستیز بود، در نبرد میان «افراسیاب» و «منوچهر»، شاه ایران، سپاه ایران شکست سختی می خورد؛ این رویداد در روز نخست تیر روی می دهد و در گذشته ها این روز برای ایرانیان عزا ای ملی بود (و جالب است بدانید هنوزم دیدار از خانواده های عزادار در این روز میان زرتشتیان رایج است) سپاه ایران در مازندران به تنگنا می افتد و سرانجام دو سوی نبرد به سازش در می آیند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود و ستیز از میان برخیزد می پذیرند که از مازندران تیری به جانب خاور (خراسان) پرتاب کنند هر جا تیر فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هیچ یک از دو کشور از آن فراتر نروند؛ تا در این گفتگو بودند، سپندارمذ (ایزدبانوی زمین) پدیدار شد و فرمان داد تیر و کمان آوردند. آرش در میان ایرانیان بزرگ ترین کماندار بود و به نیروی بی مانندش تیر را دورتر از همه پرتاب می کرد. سپندارمذ به آرش گفت تا کمان بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد.
او خود را آماده کرد، برهنه شد، و بدن خود را به شاه و سپاهیان نمود و گفت ببینید من تندرستم و کژی ای در وجودم نیست، ولی می دانم چون تیر را از کمان رها کنم همه ی نیرویم با تیر از بدن بیرون خواهد آمد. آنگاه آرش تیر و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند برآمد و به نیروی خداداد تیر را رها کرد و خود بی جان بر زمین افتاد (درود بر روان پاک آرش و روان های پاک همه ی سربازان ایرانی).
هرمز، خدای بزرگ، به فرشته ی باد (وایو) فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد. تیر از بامداد تا نیمروز در آسمان می رفت و از کوه و در و دشت می گذشت تا در کنار رود «جیهون» بر تنه ی درخت گردویی که بزرگ تر از آن در گیتی نبود؛ نشست.
آنجا را مرز ایران و توران جای دادند و هر سال به یاد آن جشن گرفتند.
1. جشن های آب - هاشم رضی
2. تاریخ نوروز و گاهشماری ایران - عبدالعظیم رضایی
3. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
4. از نوروز تا نوروز - کورش نیکنام
5. فرهنگ فارسی برهان قاطع - خلف تبریزی
6. برگردان فارسی آثارالباقیه ی ابوریحان بیرونی - اکبر داناسرشت
7. لغتنامه ی دهخدا
از خور تا دی بمهر روز از تیرماه برابر با 11 تا 15 تیر در گاهشماری ایرانی
«مَیدیوشَهـِم گاه» از ترکیب واژگان اوستایی «مئیذیو» به معنی «میان» و «شَمَه» به معنی «تابستان» و باهم «مَـئیذیوشِـمَـه» به معنی «میانه ی تابستان» است و دومین جشن از جشن های گاهنباری در سال می باشد.
مراسم گاهنبار میدیوشهم گاه نیز همانند گاهنبار یا چَهره ی پیشین (مَیدیوزَرِم) که به آن اشاره شده برگزار می شود.
در باور سنتی زرتشتیان این جشن برای یادآوری دومین مرحله ی آفرینش است و هنگام پدیدار شدن آب در هستی می باشد.
خرداد روز از تیرماه برابر با 6 تیر در گاهشماری ایرانی
روز ششم خردادماه هنگام جشنی است به نام «نیلوفر» که امروزه بسیار ناشناخته است و شاید به مناسبت شکوفا شدن گل های نیلوفر در آغازین روزهای تابستان باشد.
«ابوریحان بیرونی» از آن به نام جشنی تازه نام برده است و «خلف تبریزی» در برهان قاطع روز برگزاری این جشن را هفتم و یا هشتم امرداد ماه برمی شمارد ولی از روی نوشته ها برمی آید که ۵ روز پیش از گاهان بار دوم، یا جشن نیمه ی تابستانی ایرانی و ۷ روز پیش از تیر روز و جشن تیرگان برگزار می شده است.
در لغتننامه ی دهخدا نیز با اشاره به برهان قاطع آمده است که : در این روز هر که حاجتی از پادشاه خواستی البته روا شدی.
1. جشن های ایرانی - هاشم رضی
2. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
3. فرهنگ فارسی برهان قاطع - محمد حسین خلف تبریزی
4. لغتنامه ی دهخدا - علی اکبر دهخدا
از سپندارمذ روز تا آذر روز از تیرماه برابر با 5 تا 9 تیر در گاهشماری ایرانی
«پیر نارستانه» نام نیایشگاهی است در حدود سی کیلومتری شهر یزد در پشت کوه «دربید»، که زرتشتیان هر ساله به مدت 5 روز برای به جا آوردن مراسم و آداب و رسوم مربوط و با هم بودن و شادی کردن به این نیایشگاه میروند.

این نیایشگاه در داخل درهای با ژرفای کم جای دارد که از سه طرف آن کوه آن را در برگرفته است. در کنار جایگاه چشمهای وجود دارد که آب آن از ذخیره کردن بارندگی ارتفاعات پیرامون در استخر آن سوی پیر تامین میشود. در محل نیایشگاه درخت «مورد»ای رشد کرده که شاخههای آن از ساختمان خارج شده و دیدگاه دلنشینی را پدید آورده.
بر اساس باورهای مردم، این مکان پناهگاه یکی از شاهزادگان ساسانی به نام «شاهزاده اردشیر» است که در هنگام حملهی تازیان برای در امان ماندن به این مکان آمده، بر پایهی این باورها شاهزاده اردشیر بر شکارچی روشنبینی نمایان شده و شکارچی بنابه خواست و فرمان شاهزاده اردشیر، بنای پیر نارستانه را بنیان نهاده است.

پس از حمله اعراب به ایران در زمان ساسانیان، خانوادهی یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانی، که به پرهیزگاری شهره بودند، گریختند و به کوهها پناه بردند. به اعتقاد برخی از زرتشتیان، آنها در کوهها و چاههای اطراف یزد در شکافها یا دل زمین پنهان شدند و مزار آنها اکنون زیارتگاه زرتشتیان است. البته این باور در طول تاریخ با خرافات هم آمیخته شده است.
در واقع این شاهزادههای گریخته از دست اعراب، نقش اسطورههای مقاومت را برای ایرانیان یافتهاند و از این رو از آنها برای کسب هویت خود استفاده میکنند.
چندین نیایشگاه (زیارتگاه) در نزدیکی شهر یزد قرار دارند که میتوان از زیارتگاههای «پیرسبز» یا «چک چک»، «پیر هریشت»، «پارس بانو» و «پیر نارکی» نام برد.
این نیایشگاهها، همه بیرون از شهرها هستند و زیارت کنندگان شب نیز در آنجا میمانند. در اطراف هریک از این نیایشگاهها، صفهها، ایوانها و آشپزخانههایی نیز برای ماندن چندین روزهی خانوادهها ساخته شده است.
هرمزد روز از تیرماه برابر با یکم تیر در گاهشماری ایرانی
مراسم پُرسهی همگانی به یاد روان و فروهر درگذشتگان در هُرمزد روز(اورمزد روز) از تیرماه برپا میشود.
در باور ایرانیان، در چنین روزی گروه زیادی از ایرانیان باستان در راه پاسداری ارزشهای میهنی و دینی خود، جان خویش را فدا کردهاند. از این روی، در نخستین روز تیر از هر سال یکی از روزهای پرسهی همگانی با مراسم ویژه برگزار میشود.
در بامداد روز پرسهی همگانی، به نیایشگاهها و تالارهای رسمی نزدیک محل زندگی خود میروند. در این مراسم خانوادههایی حضور دارند که از یک سال پیش تا کنون فردی از اعضای آنها درگذشته باشد و بقیه برای گرامیداشت یاد و خاطرهی نیکان و نیکوکاران درگذشته در جهان مادی، در مراسم پرسه شرکت میجویند.
در این مراسم، به ویژه بانوان، شاخههایی از برگ سبز «مورد» یا «شمشاد»، «عود»، «کُندر» و یا «چوب سندل» را با خود میآورند و در کنار سفرهی پرسه بر روی میز میگذارند.
بر روی میز، سفرهای گسترده شده که روی آن بشقاب میوه، سینی لُرک و ظرفی از مخلوط قهوه و ظرف دیگری از بلورهای نبات میگذارند.
مخلوط قهوه شامل پودر قهوه، مقداری آرد نخود، کمی پودر قند و اندکی پودر هل است. آتشدانی هم در کنار آنها میگذارند و پیوسته در زمان برگزاری مراسم کندر و چوب سندل بر آتش میپاشند تا بوی عطرآگین آنها هوا را خوشبو سازد.
در پسین روز پرسه، مردم به آرامگاهها میروند و با نیایش خود به روان و فروهرهای همهی درگذشتگان درود میفرستند.
در بسیاری از شهرهای ایران در بامداد روز پرسه، نخست به دیدن خانوادههایی میروند که در سال گذشته درگذشتهای داشتهاند و برای چند دقیقهای در خانهی آنها میمانند و چای و شربت میخورند و شادی برای روان هما روانان آرزو میکنند.
یکی از نوشیدنیهایی که برخی از خانوادهها در خانه تهیه کرده و به مهمانها میدهند شربت «خُرفه» است که برای تهیهی این نوشیدنی، دانههای کوچک گیاه خرفه را کاملا نرم میکنند و آن را با آب مخلوط کرده و به هم میزنند تا شیرهی سفید رنگی به دست آید و پس از صاف کردن این مایع، مقداری شکر، گلاب، و یخ به آن اضافه میکنند.
آغاز تابستان
هرمزد روز از تیرماه برابر با 1 تیر در گاهشماری ایرانی
آغاز تابستان، انقلاب تابستانی، رسیدن خورشید به بالاترین جایگاه و آغاز سال نو در گاهشماری گاهنباری.
برگزاری جشن آغاز تابستان هنوز در برخی نواحی ایران همراه با گردهمایی و مراسم آب پاشی و آبریزگان، در صحرا برگزار می شود.
راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
پایان بهار
سی و یکم خردادماه در گاهشماری ایرانی
روز پایان سال در تقویم گاهنباری و آخرین روز فصل بهار. در پایان این روز و آغاز تابستان، خورشید به بالاترین جایگاه خود میرسد که نام «خرداد» به معنای رسایی و کمال به همین مناسبت به این ماه داده شده است.
به دلیل اینکه این زمان مصادف با جشنهای آغاز سال نو در تقویم گاهنباری بوده است، همانند پایان دیگر فصلها دارای جشن ویژهی پایان فصل نمیباشد. بازماندههایی از جشنهای آغاز سال نو و آغاز تابستان هنوز در برخی آیینهای ایرانی باقی مانده است.
1. راهنمای زمان جشنها و گردهماییهای ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
عیدماه
بیست و ششم نَوروزماه تبری برابر با 29 خرداد در گاهشماری ایرانی
پنج روز مانده به سال نو تبری، در 26 ام ماه «نوروز» در گاهشماری تبری جشنی به نام «عیدماه» یا «جشن مردگان» به ویژه در میان مردمان سوادکوه مازندران برگزار میشود.
این جشن همراه با آتش افروزی بر بلندیها و بام خانهها با شادی و بازیهای گروهی برگزار میشود و بسیاری از جوانان این منطقه میکوشند تا جشن پیوند و آغاز زندگی مشترک خود را در این هنگام برگزار کنند.
در روستای «امامزاده حسن» سوادکوه این مراسم با آداب خاصی انجام میشود، این رسم به «جشن مردگان» نیز معروف است. بر اساس سنت رایج و باورهای مردم در زمانهای قدیم «فریدون» پادشاه پیشدادی به خونخواهی پدرش «جمشید» شاه «آژی دهاک»(ضحاک) را سرنگون میکند.
مردم خبر این پیروزی را در شب با آتش زدن بوتهها به یکدیگر اطلاع میدهند و فردای آن روز با برپایی جشن و مسابقهی کشتی این پیروزی را گرامی میدارند.

امروزه نیز اهالی روستاهای اطراف همگی به امامزاده حسن میآیند و علاوه بر خیرات کردن برای درگذشتگان خود و روشن کردن شمع روی مزارشان، تماشاگر مسابقهی «کشتی سنتی لوچو» میشوند. در این روز کشتی گیران سوادکوه در این محوطه گرد آمده و به مصاف با هم میروند. در مناطق جلگهای جشن مردگان در آرامگاهها برگزار میشود.
گل و گوجه عروس
مانتره سپندروز از خردادماه برابر با 29خرداد در گاهشماری ایرانی
مراسمی به نام «گل و گوجه عروس» به ویژه در خراسان که همزمان با فرارسیدن به بار نشستن درختان و رسیدن نخستین میوههای درختی برگزار میشود.
در این مراسم در روزی تعیین شده بین اهالی روستا، میوههای نوبرانه را همراه با سبزی، کاهو، آرد و روغن در سینی بزرگی چیده و به خانهی نو عروسان میبرند.
زیارت ستی پیر و پیرسبز
| 22 خرداد 1385 | |
|
از اشتاد روز تا انارام روز از خردادماه برابر با 26 ام تا 30 ام خرداد در گاهشماری ایرانی آیین «زیارت ستی پیر» و «زیارت پیر سبز» ( ۶۸ کیلومتری یزد ) برگزار می شود. |

زرتشتیان ایران در این روزها با پوشیدن لباسهایی با رنگ روشن و پوشاندن موی سرشان در حالی که مقداری میوه ، اسپند و مواد غذایی به همراه دارند ، نخست به زیارتگاه ستی پیر (مه ستی - قلعه هستبندان ) در شرق شهر یزد نزدیک مریم آباد « قلعه اسدان » که به باور مردم پناهگاه مادر شاهزادگان ساسانی است و سه نیایشگاه دارد می روند و آیینهای ویژهای به جا می آورند و سپس به زیارتگاه « پیر سبز » ( چک چک یا به گویش محلی چکچکو ) می روند.

زیارتگاه پیر سبز در نزدیکی شریف آباد ( اردکان ) در دامنه ی کوهی در یک سراشیبی تند و در دره عمیقی در بخش « خرانق اردکان » قرار دارد و گفته می شود نام « چک چک » یا « چک چکو » از صدای قطره های آبی گرفته شده که از صخره ای می چکد و اکنون به درون یک منبع ذخیره هدایت می شود.

بر اساس باورهای مردم ، این مکان مقدس جایگاه پنهان شدن « حیات بانو یا نیک بانو »، یکی از شاه دختهای ساسانی می باشد که در هنگام حمله ی تازیان به این مکان گریخته و پناه گرفته بود و بعدها چوپانی او را در خواب می بیند و نیک بانو به او می فرماید تا بنای پیر سبز را بنیان گذارد.
دراین نیایشگاه درخت کهنسالی وجود دارد که به باور زرتشتیان ، این درخت عصای نیک بانو دختر یزد گرد آخرین پادشاه ساسانی است که پس از فرورفتن در زمین به درخت بزرگی تبدیل شده است.
نیایشگاه پیر سبز امکانات رفاهی مانند برق ، آب آشامیدنی و تعدادی اتاق دارد که برای استراحت ساخته شده که به آنها « خیله » می گویند.

در داخل یکی از اتاق ها نیز چاهی به عمق بیش از 50 متر وجود دارد که زرتشتیان به نیت برآورده شدن حاجتشان ، نخی را بر دور طناب این چاه گره می زنند.
از مراسم ویژه ی این روز ها می توان به خواندن اوستا و نیایش اهورامزدا ، پختن نوعی آش و غذاهای دیگر برای نذورات و دستگیری از مستمندان نام برد.

عید پنطیکاست

چهارم ماه خزیران آشوری و ژوئن میلادی برابر با 14 خرداد در گاهشماری ایرانی

«... اما چون روح القدس بر شما آید، قدرت خواهید یافت و در اورشلیم و تمامی یهودیه و سامره و تا دورترین نقاط جهان، شاهدان من خواهید بود.»
(اعمال ۱: ۸)
چهارم ماه خزیران روز برگزاری «عید پنطیکاست»(Pentecost) یا «نزول روح القدس» نزد آشوریان ایران است.
«پنطیکاست» واژه ای یونانی و به معنی «پنجاهه» است، زیرا عید حلول روح القدس پنجاه روز پس از «عید رستاخیز» عیسی مسیح است و همیشه در روز یک شنبه واقع می شود.
عید شاووعوت

ششم و هفتم سیوان ماه عبری برابر با 12 و 13 خرداد در گاهشماری ایرانی
«عید شاووت»(شاووعوت Shavuot) یا «عید هفته ها» از جشن های کلیمیان ایران است که به مدت دو روز به نام «یُـوم طـُـوو»، پنجاه روز پس از«عید پسح» از ششمین و هفتمین روز از ماه سیوان عبری برگزار می شود.
این جشن به مناسبت دریافت «تورات»(تورا) توسط موسی و نزول ده فرمان بر بنی اسرائیل و همزمان با برداشت نخستین محصول گندم انجام می شود و در آن مردم از شب تا بامداد در کنیسه ها به خواندن تورات می پردازند.
این جشن از جشن های سه گانه ی یهودیان است که هر فرد یهودی موظف بود در این اعیاد به زیارت «بت همیقداش» برود.
بنا بر باور یهودیان در روز 6 سیوان سال 2448 عبری، 50 روز پس از خروج از مصر، بنی اسرائیل، در پای کوه سینا، «تورا»ی مقدس را از خدا دریافت کردند و در همین هنگام، مجموعه ی «ده فرمان» نیز که پایه ای دیگر از فرمان های «تورا» را تشکیل می دهد، به آن ها اعلام شد.

مهم ترین رویداد شاووعوت، دهش «ده فرمان» به بنی اسرائیل است. برای همین هم یهودیان در نخستین شب شاووعوت، در کنیساها گردهم می آیند و تا بامداد به خواندن متن های مقدس و مرور 613 فرمان می پردازند.
با فرا رسیدن بامداد و پس از مراسم «تفیلای شحریت»، با خواندن متن «ده فرمان» از «سـِـفـِر تورا»، آن رخداد عظیم دوباره یادآوری می شود.
1- «هَگ هَشاووعُوت» یا «جشن هفته ها» : به علت شمارش هفت هفته از فردای روز اول پسح تا فرا رسیدن این جشن.
2- «هَگ هَقاصیر» یا «جشن درو» : به علت هم زمانی این جشن با فصل درو گندم.
3- «یُوم هَبیکوریم» یا «روز نوبرانه ها» : موعد شاووعوت، آغاز اهدای نوبرانه میوه ها و حاصل گندم در زمان آبادی بت همیقداش بود.
4- «عَصِرِت» یا روز اجتماع : این موعد در حقیقت، ادامه و پایانی بر موعد پسح است. پسح، جشن آزادی جسمانی بنی اسرائیل از مصر است. از آن جا که رهایی فکری و معنوی، زمانی طولانی تر از رهایی جسمانی طلب می کند، این آزادی نهایی در شاووعوت انجام شد که آن را روز اجتماع نهایی و کامل شدن هدف خروج از مصر می نامند.
در گردآوری این نوشتار از تارنمای انجمن کلیمیان تهران نیز بهره برده شده است.
جشن خردادگان

خرداد روز از خردادماه برابر با 6خرداد در گاهشماری ایرانی
جشنی در ستایش و گرامیداشت «خرداد»(= خورداد) که در اوستایی «هـَئوروَتات» و در پهلوی «خُـردات» خوانده می شود و به معنی رسایی و تندرستی و کمال است و نام یکی از هفت امشاسپند در فرهنگ ایرانی. واژه ی اوستایی «هئوروتات» در سانسکریت و در «ودا» نیز به صورت «سَئوروَتات» آمده است.
و «کوشیار اصفهانی» آن را «عید البقر» نوشته است.
خورداد، اَمشاسپند ِنگاهبانی آب ها، نهرها و دریاها است و مظهری است از مفهوم نجات بشر و از آنجا که پاره ای از مراحل آفرینش، مانند آب و گیاه به گونه ی طبیعی جفت اند، همواره در متون کهن همراه با امرداد، امشاسپند نگاهبان گیاه آورده می شود.
پیشکش این دو امشاسپند ثروت و رمه (چهار پایان) است، به گونه ای که این دو، نماینده ی آرمان های نیرومندی، سر چشمه ی زندگی و رویش هستند.
هماوردان خاص آن ها، دیوان «گرسنگی» و «تشنگی»اند و همکاران خرداد نیز، ایزد «تیشتر» و «باد» و «فروهر پرهیزکاران» هستند.
در باور ایرانیان، خرداد در هنگام حمله ی اهریمن، آب را به یاری فروهرها می ستاند، به باد می سپارد و باد آن را با شتاب به سوی کشورها می برد و به وسیله ی ابر می باراند.
در نامگذاری ماه ها، خرداد و امرداد در دو طرف ماهی هستند که نماد آن «تیر» یا «تیشتر» است و تیشتر ایزد باران است.
در بُـندهشن (= بـُن دهیشنَ = آغاز آفرینش)، یکی از کتاب های پهلوی که بر اساس ترجمه ها و تفسیرهای اوستا تدوین یافته و در بردارنده ی اسطوره های مربوط به آفرینش، تاریخ اساطیری و تاریخی ایرانیان، جغرافیای اساطیری و حتی نجوم و ستاره شناسی است، درباره ی این امشاسپند آمده است :
«... خورداد سرور سال ها و ماه ها و روزهاست ؛ [ و این ] از این روی است که او سرور همه است. او را آب مایملک دنیوی است. هستی، زایش و پرورش همه ی موجودات جهان از آب است و زمین را نیز آبادانی از اوست. چون اندرسال، [ اگر ] نیک شاید زیستن، به سبب خرداد است ... او که آب را رامش بخشد یا بیازارد، آن گاه، خورداد [ از او ] آسوده یا آزرده بود. او را همکار، تیر و باد و فروردین است.»
در یشت های اوستا، برای دو امشاسپند، «اردی بهشت» و «خرداد»، هر یک یشتی جداگانه موجود است. «خرداد یشت»، چهارمین یشت اوستا است که متاسفانه آسیب زیادی دیده و بسیاری از واژگان آن از بین رفته یا ناخواناست. ولی در آنچه اکنون دردست است (در یازده بند)، به یاد کردن از امشاسپندان به ویژه خورداد سفارش بسیار شده، چون یاد آنان دیوان را دور می سازد و یاد خورداد، به ویژه دیو «نسو»(= دیو فساد و گندیدگی) را می راند. دراین یشت، به صراحت آمده که خداوند یاری و رستگاری و رامش و سعادت را از طرف امشاسپند خرداد به مرد پاک دین می بخشد.
در بند ده این یشت می خوانیم :
«او را - امشاسپند خرداد را - برای فـَرّ و فروغش با نماز [ی به بانگِ ] بلند با و با زَور (1) می ستاییم.
ما امشاسپند خرداد را با هَوم (2) آمیخته با شیر، با بَرسَم (3) با زبان خرد، و «منثره» با اندیشه و گفتار و کردار [ نیک ]، با زَور و با سخن رسا می ستاییم.»
نیاکان فرهیخته ی ما در این روز به کنار چشمه سارها، رودها و دریاچه ها رفته و همراه با نیایش اهورامزدا و جشن و شادمانی تن خود را نیز با آب می شسته اند.
ابوریحان بیرونی نیز در آثار الباقیه به مراسم شستشوی ویژه ای که در این روز برگزار می شده است اشاره کرده است.
اهورامزدا از سرچشمه ی بخشایندگی خویش این فروزه را به واسطه ی امشاسپند هئوروتات به آفریدگان خود بخشیده تا هر پدیده ای رسا گردد و رسایی و تندرستی نه تنها ویژه ی این جهان است، بلکه رسایی مینوی و تندرستی روح و روان، هدف والای جهانیان است.
اهورامزدا می خواهد که همگان به یاری امشاسپند هئوروتات از این بخشایش مینوی و مهربانی حقیقی برخوردار گشته و هرکس بتواند با نیروی رسایی و پرورش و افزایش آن در وجود خویش، دارای مقام رسایی و کمال بی زوال گردد.
1. نوعی فدیه آیینی که در آن معمولا آب یا شیر و یا نوشیدنی های دیگر می ریزند.
2. گیاهی مقدس که در برخی از جشن ها با کوبیدن آن در هاون نوشیدنی ای درست می کنند و فشردن آن آیینی از نوعی قربانی غیر خونین است.
3. دسته ای از شاخه های کوچک درختان که با نواری به هم متصل می شوند و در مراسم آیینی به کار برده می شوند.
1. راهنمای زمان جشن ها و گردهمایی های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
2. تاریخ نوروز و گاهشماری ایران - عبدالعظیم رضایی
3. جشن های ایرانی - هاشم رضی
عید عروج عیسی مسیح
بیست و پنجم ایار ماه آشوری (= 25 می میلادی) برابر با 4 خرداد در گاهشماری ایرانی
هنگام جشن عروج عیسی مسیح و جشن «کلوسولاقا» یا «عروس آرایی» نزد آشوریان ایران.

در این روز آشوریان بر اساس یک رسم ملی - مذهبی به بیرون از شهر می روند و جشن می گیرند.
در این روز دختران کوچک با پوشیدن لباس عروسی و گرفتن سبدی از آذوقه در دست، میان مردم می گردند و اعاناتی برای مستمندان جمع آوری می کنند.
این کار نمادین، یادآور نبرد میان آشوریان و «تیمور لنگ» است که در آن آمدن زنان با لباس عروسی به میدان جنگ باعث تهییج روحیه ی آشوریان و شکست تیمور شد.