تبليغاتX
نودیجه
نودیجه
ملی - علمی - ادبی - هنری
دانلود برنامه Real One Player 4.0 ‌
 

دانلود برنامه Real One Player 4.0 برای موبایل

 

دانلود

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 3:12 قبل از ظهر |
بازی شطرنج و فوتبال برای موبایل
 

چند بازی برای موبایل برای شما انتخاب کردم که روی همه گوشیها قابل اجراست :

دانلود Chessmaster بازی شطرنج بسیار زیبا

دانلود   FIFA 2004 

دانلود   FIFA 2005  

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 3:8 قبل از ظهر |
بیمارستانهای شبانه روزی استان گلستان

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 3:2 قبل از ظهر |
داروخانه های شبانه روزی استان گلستان
 

داروخانه های شبانه روزی استان گلستان

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 2:58 قبل از ظهر |
تم برای موبایل سونی اریکسون و نوکیا theme foe nokia and sony ericsson
 

با سلام

دانلود چند تم برای نوکیا ۶۶۰۰      

دانلود تم Ashvariya for k750 - k600 - w700 - w 800

دانلود تم  nancy ajram for k750 - k600 - w700 - w 800

دانلود تم   nancy ajram for k850 - w910 - w960 - k530 - z320 - z250

دانلود  تم  theme for N

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 2:39 قبل از ظهر |
کمپین یک میلیون امضا برای خلیج فارس
 

با سلام به شما دوست گرامی :

چندیست که اعراب اسم خلیج فارس را تغییر داده اند .

اما اینبار سایت گوگل کاری خارج از عرف را انجام داده است .

در صورتیکه بر طبق اسناد جهانی نام خلیج فارس صحیح است

اما خودسرانه این نام را تغییر داده اند .

 دوست گرامی با کلیک بر روی لینک زیر وارد سایتی خواهید شد که

برای جمع آوری امضا طراحی شده است .

با وارد کردن نام خود و آدرس ایمیل خود

بر روی دکمه پایین آن کلیک کرده  و در صفحه بعد دوباره

برای تثبیت آن بر روی دکمه ای که قرار داده شده کلیک نمایید .

برای اینکه گوگل را وادار به برگرداندن نام خلیج فارس نماییم

باید بیشتر از یک میلیون امضا جمع آوری نماییم .

با تشکر از شما دوست گرامی

لینک :

www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html

 

خلیج فارس یعنی وطن

 

یعنی شناسنامه ی من

 

بحر خزر یعنی وطن

 

یعنی شناسنامه ی من

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت 5:36 قبل از ظهر |
فخرالدين اسعد گرگاني fakhreddin asad gorgani
 

فخر گرگاني




فخرالدين اسعد گرگاني از داستان سرايان بزرگ ايران است

 که در نيمه اول قرن پنجم هجري ميزيست. دوره شاعري و شهرتش مصادف بوده

 با عهد سلطان ابوطالب طغرل بيک سلجوقي و گويا در اواخر عهد همين پادشاه

 بعد از 455 هـ.ق. وفات يافته است.
تنها اثر او منظومه ويس و رامين است که بين سالهاي 455- 446 هجري

 از ترجمه پهلوي بنظم پارسي درآمده است. موضوع اين منظومه

 يک داستان کهن ايراني است که مربوط به دوره اشکانيان بوده است.

 شاه شاهان شاه موبد که همه شاهان فرمانبردار او بودند

با شهرو ملکه زيباي ماهاباد عهد بست که چون دختري بزايد، نامزد او شود.

 از شهرو ويس زاده شد و مادرش او را به پيمان شکني، به برادرش ويرو داد؛

 ليکن موبد با ويرو بجنگ برخاست و چون بزور با او بر نيامد،

بحيله ويس را از دژ بيرون کشيد و بخراسان برد.

در راه رامين برادر جوان موبد به ويس دل باخت.

ويس هم چندي بعد عاشق رامين شد و هر دو از دست شاه موبد بگريختند.

از اين پس يک سلسله حوادث پياپي ميان رامين و موبد و ويس و شاه موبد رخ داد

 تا آخر کار شاه موبد درگذشت و رامين بجاي او نشست.

او ساليان دراز با ويس بزيست و چون ويس درگذشت،

 رامين پادشاهي را به پسر داد و خود در آتشگاه معتکف شد.

منظومه ويس و رامين از باب آنکه بازمانده يک داستان کهن ايراني است

 و از آنروي که ناظم آن به بهترين نحو از عهده نظم آن برآمده

و اثر خود را با رعايت جانب سادگي بزيور فصاحت و بلاغت آراسته است،

بزودي مشهور و مورد قبول واقع شد.

 و تا اوايل قرن هفتم چنانکه از سخن عوفي بر مي آيد داستاني مشهور و رايج بود

 و سرمشق شاعراني که دست بسرودن داستانهاي عاشقانه ميزده اند، قرار ميگرفت

 

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 8:16 قبل از ظهر |
آدولف هیتلر
 

آدولف هیتلر : (۲۰ آوریل، ۱۸۸۹ ۳۰ آوریل، ۱۹۴۵) پیشوای حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان (حزب نازی) و آلمان نازی از ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵. دارای مقاماتی همچون صدر اعظم آلمان، رئیس دولت، و ریاست ایالات، یک دیکتاتور مطلق و سخنرانی با استعداد، هیتلر یکی از مهم‌ترین پیشوایان تاریخ جهان است و به همین دلیل مورد توجه‌است. مجموعهٔ ارتشی- صنعتی او توانست آلمان را از بحران اقتصادی ناشی از جنگ جهانی اول خارج سازد و قوای تحلیل رفته آلمان را ترمیم نماید و آن را تبدیل به یکی از قدرت‌های برتر اروپا نماید.

هیتلر مبادرت به ایجاد یک آلمان بزرگ نمود. یکی از دلایل اولیه و عمده وقوع جنگ جهانی دوم الحاق اتریش و تهاجم به چکسلواکی و لهستان در ۱۹۳۹ توسط او بود که در نتیجه بریتانیا و فرانسه به آلمان اعلام جنگ کردند. جنگی که بین دو قدرت محور و متفقین درگرفت و در طی این مدت خرابی‌های بسیاری در اروپا به وجود آمد. هیتلر به طور مستقیم مسئول هدایت و رهبری سیاست نژادی آلمان نازی، کشتار و سوزاندن جمعی، مرگ و آوارگی میلیون‌ها نفر است.او پس از این که متوجه نابودی نیروهای رایش سوم شد، قبل از رسیدن نیروهای ارتش سرخ در پناهگاه زیرزمینی خود در برلین دست به خودکشی زد.

 کودکی آدولف هیتلر

آدولف هیتلر حدود ساعت ۰۶:۳۰ بعد از ظهر۲۰ آوریل ۱۸۸۹ دربراونا-آم-این، شهری کوچک در نزدیکی لینتز در ایالت اتریش شمالی، بین مرز اتریش و آلمان زاده شد. پدر او آلویس هیتلر ( ۱۸۳۷ ۱۹۰۳)، یک کارمند پائین رتبه گمرک بود.

مادر هیتلر، کلارا هیتلر (زادهٔ پولزل)، دومین دختر عموی آلویس بود. او شش بچه به دنیا آورد. تنها آدولف، که دومین فرزندش بود، و خواهر کوچکش پاولا در کودکی زنده ماندند.

در کتابش نبرد من، که تا اندازه‌ای تبلیغاتی نوشته شده بود، آدولف لحنی مودبانه درباره پدرش دارد، به هر حال او اظهار می‌کرد تصمیم جدی که برای نقاش شدن داشت باعث اختلاف نظرات بسیاری در بین آن ها شده بود. در ژانویه ۱۹۰۳ الویس درگذشت، و در دسامبر ۱۹۰۷ کلارا به دلیل ابتلا به سرطان سینه فوت نمود. .

جوانی

هیتلر پس از بازگشت از جنگ اوّل جهانی با ارثیهٔ پدرش و پولی که مادرش به او داده بود تصمیم گرفت که در مدرسهٔ هنر ثبت نام کند.

از سال ۱۹۰۵ به بعد هیتلر در یک پرورشگاه یتیمان بوهامایی زندگی می‌کرد و مادرش را تحت حمایت خود داشت. او دو بار از موسسهٔ هنرهای زیبای وین (۱۹۰۷-۱۹۰۸) به خاطر «عدم صلاحیت در نقاشی» مطرود شد. به او گفته شد که توانایی‌هایش بیشتر در زمینهٔ معماری کاربرد دارد. وی درخاطراتش که نمایانگر مجذوبیتش به همین موضوع است میگوید:

«هدف من از این سفر بررسی گالری موزهٔ کرت بود. اما کمی بعد از اینکه به تابلویی دقت می‌کردم متوجه میشدم چیز دیگریست که توجه مرا به خود جلب می‌کند، خود موزه. از صبح تا نیمه شب، توجهم از موضوعی به موضوع دیگر عوض میشد اما این ساختمان موزه بود که بیشترین توجه من روی آن متمرکز شده بود.» (نبرد من، بخش ۲، بند سوم)

بنا به سفارش رئیس آموزشگاه، وی متقاعد شد که مسیر تحصیلیش را تغییر دهد. ولی وی تحصیلات لازم برای معماری را نگذرانده بود:

«ظرف چند روز من خودم متوجه شدم که بهتر است من روزی یک معمار شوم. مسلماً این راه واقعاً مشکل است. برای رشته‌ای که من از سر لجبازی به ریلشوله (Realschule) که شدیداً لازم بود بی توجهی کردم. کسی نمیتواند بدون گذراندن دورهٔ مقدماتی عمران، تحصیلان آکادمیک معماری را پی بگیرد و این دومی مدرک دبیرستانی لازم دارد. من هیچکدامش را ندارم. تحقق آمال‌های هنری من در عمل غیر ممکن است.» (نبرد من، بخش۲ ، بند ۵٬۶)

در ۲۱ دسامبر ۱۹۰۷ مادرش با یک مرگ دردناک بر اثر سرطان سینه در سن ۴۷ سالگی فوت کرد. هیتلر از طریق دادگاهی در لینز تمامی سهم یتیمیش را به خواهرش پائولا (Paula) واگذار کرد. آدولف در ۲۱ سالگی وارث ثروت یکی از عمه(خاله) ‌هایش شد. او به عنوان یک نقاش در وین مشغول کار شد. او از روی کارت پستال‌ها طرح میکشید و به کاسب‌ها و توریست ‌ها میفروخت. تا قبل از جنگ جهانی اول وی حدود ۲۰۰۰ تابلوی اینچنینی نقاشی کرد.

بعد از دومین بار اخراج از موسسهٔ هنرهای زیبا هیتلر دچار فقر مالی شدیدی شد. در ۱۹۰۹ وی به دنبال سرپناهی میگشت و در ۱۹۱۰ در خانه‌ای که برای کارگران فقیر در نظر گرفته شده بود سکنی گزید.

هیتلر میگوید وی در ابتدا در وین یهودستیز شد هنگامی که یک جامعهٔ بزرگ مسیحی را در سر میپروراند شامل مسیحیان ارتدوکسی که از روسیه بخاطر برنامه‌های جدید میگریختند. وین بستر و شروع اندیشه‌های تبعیض آمیز مذهبی و راشیسم در قرن نوزدهم بود. هیتلر احتمالاً تحت تأثیر نویسنده‌ها، نظریه پردازان و یهودستیزانی چون لنز ون لیبن فیلز (Lanz von Liebenfels)و بحث‌های سیاستمندارانی چون کارل لوگر (Karl Lueger)، موسس حزب جامعهٔ مسیحیان و شهردار وین قرار گرفته باشد. هیتلر در سال‌های اقامت خود در وین به عضویت یک گروه فعال ضد یهود در آمد. در آن زمان اغلب، اهالی وین مردم یهودی را تحقیر می‌کردند.

علاوه بر این مخالفت با یهود ریشه‌ای عمیق در فرهنگ کاتولیک‌های اتریش داشت. وین دارای یک جامعه بزرگ یهودی، شامل بسیاری از یهودی‌های ارتدکس اروپای شرقی بود. سرانجام هیتلر باور نمود که یهودی‌ها دشمن فطری و مسلم آریایی‌ها هستند و هم چنین عامل اصلی مشکلات اقتصادی آلمان هستند.

در سال ۱۹۱۳، هیتلر برای اجتناب از خدمت سربازی در ارتش اتریش - مجارستان به مونیخ نقل مکان کرد. بیشتر هم نژادان آلمانی او نیز این مشکل را داشتند. ارتش اتریش بعدها او را بازداشت کرد و مورد آزمایش جسمانی قرار داد که برای خدمت نامناسب تشخیص داده شد، او مجاز به بازگشت به مونیخ شد. اما وقتی در اوت ۱۹۱۴ امپراتوری آلمان جنگ جهانی اول را آغاز کرد، برای لشکر باواریَن داوطلب شد. او یک سرباز وظیفه فعال بود که به عنوان پیغام آور در فرانسه و بلژیک در معرض دید آتش دشمن خدمت کرد. اگر چه خدمت هیتلر قابل تقدیر بود ولی به خاطر این که تابعت آلمانی او مفقود شده بود هرگز به بالاتر از سرجوخه ترفیع نیافت. او دوبار برای شجاعت در جنگ نشان صلیب آهنی، درجه دو، در دسامبر ۱۹۱۵، و صلیب آهنی، درجه یک (به ندرت به سرجوخه‌ها اعطا می‌شود)، در اوت ۱۹۱۸ را دریافت کرد.

در مدت جنگ هیتلر یک آلمانی میهن پرست دو آتشه شد، هرچند او تا سال ۱۹۳۲ تابعیت آلمانی نداشت. وقتی که مردم اعتقاد به شکست ناپذیری ارتش آلمان داشتند، آلمان در نوامبر سال ۱۹۱۸ تسلیم شد. هیتلر به خاطر تسلیم شدن آلمان دچار شوک شدیدی شد. او در آن زمان به خاطر حمله گازهای سمّی در بیمارستان صحرایی بود و به طور موقت دچار نابینایی شده بود. مانند بسیاری از میهن پرستان، او سیاست مداران غیرنظامی را در تسلیم شدن آلمان مقصر می‌دانست.

حزب نازی

نوشتار اصلی را بخوانید: حزب نازی آلمان

پس از جنگ هیتلر در ارتش ماندگار شد، و وظیفه سرکوبی شورش سوسیالیست‌ها را به خصوص در مونیخ، به عهده گرفت، چون او در سال ۱۹۱۹به آنجا بازگشته بود.

در همین زمان بود که فعالیت سیاسی هیتلر آغاز شد و وی به عنوان مأمور مخفی سازمان ضداطلاعات ارتش آلمان، و در رابطه با برخی رهبران افراطی نظامی چون ژنرال لودندروف، گروه کوچک خود را تأسیس کرد؛ همان گروهی که سپس به حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان (حزب نازی) بدل شد.

در نوامبر ۱۹۲۳ ژنرال لودندروف و هیتلر کودتای نافرجامی را ترتیب دادند که به کودتای مونیخ معروف است. (این کودتا را با نام کودتای آبجوفروشی نیز می شناسند.)

نتیجه جنگ جهانی اول برای آلمان شکستی فاجعه بار بود. کشورهای پیروزمند در «عهدنامه ورسای» شرایطی بس خفت بار را به این کشور تحمیل کردند. هیتلر مانند بسیاری از هم نسلان خود، تسلیم آلمان را رد می‌کرد، شکست آلمان را نتیجه اتحاد یهودیان و کمونیست‌ها می‌دانست و خواهان جبران آن بود. هیتلر پس از جنگ در سی سالگی به فعالیت تشکیلاتی روی آورد و در سال ۱۹۱۹ به جریان فاشیستی حزب کارگری آلمان پیوست. در جریان فعالیت‌های تبلیغاتی استعداد بی نظیر خود را در ایراد سخنرانی‌های پرهیجان و تحریک آمیز نشان داد. او شعارهای ساده و تکراری را با لحنی تند و آتشین بیان می‌کرد و نفرت و کینه توزی را به جان هواداران می‌دمید.

در سال ۱۹۲۱ هیتلر و هواداران افراطی او جریانی به نام حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان با نام اختصاری (حزب نازی) تشکیل دادند. این حزب در سال ۱۹۲۳ در مونیخ دست به شورش مسلحانه زد. اقدام نازی‌ها به شکست انجامید، هیتلر دستگیر شد و نه ماه به زندان افتاد.

هیتلر مرام سیاسی خود را به روشنی در کتاب «نبرد من» تشریح کرده‌است. به عقیده او عناصر «بیگانه» یا «غیر آریایی» باید از میان ملت آلمان زدوده شود، تا پاکی و اصالت خون ژرمن تأمین گردد. ملت آلمان باید خود را برای سروری جهان آماده کند. نازی‌ها حق خود می‌دانند که برای رسیدن به این هدف از هر وسیله‌ای استفاده کنند و تمام اقوام و ملت‌های «پست و غیر اصیل» را از سر راه خود بردارند. ناسیونال سوسیالیسم بیان ایدئولوژیک ساده و در عین حال کاملی برای یک نظام تام گرا (توتالیتر) است، که سلطه مطلق و انحصاری شالوده آن است، با شعارهایی از قبیل: ملت واحد، رهبر واحد، ایدئولوژی واحد، حزب واحد. حزب نازی از سال ۱۹۲۵ سیاست تازه‌ای در پیش گرفت . هیتلر در نطق‌های آتشین خود وعده می‌داد که با تشکیل رایش سوم مردم آلمان به پیشرفت و بهروزی کامل دست خواهند یافت و تمام مشکلات جامعه حل خواهد شد. با شکست «رایش دوم» در جنگ جهانی اول، در آلمان «جمهوری وایمار» تشکیل شده بود، که در بحران غرقه بود. در جامعه‌ای که لایه‌های گسترده مردم با بی کاری و فقر روبرو بودند، سخنان هیتلر برای برخی جذابیت داشت.

مسیر قدرت

در انتخابات سال ۱۹۳۲ حزب نازی ۳۰ درصد آرا را کسب کرد و نشان داد که به مهم‌ترین نیروی کشور تبدیل شده‌است. در حالی که نیروهای مترقی و چپ نسبت به خطر قدرت گیری هیتلر هشدار می‌دادند. در سال ۱۹۳۳ بحران سیاسی عمیقی آلمان را فرا گرفته بود. حاکمیت راست گرای کشور بر آن شد که با استفاده از هیتلر به بن بست سیاسی خاتمه دهد و قدرت روزافزون نیروهای چپ را مهار کند. در آن سال هیتلر در رأس دولتی ائتلافی صدر اعظم آلمان شد.

رژیم نازی

نوشتار اصلی را بخوانید: آلمان نازی

هیتلر با رشته‌ای از عملیات خشن (مانند به آتش کشیدن رایش تاگ، پارلمان آلمان) به درهم شکستن مقاومت نیروهای دگراندیش، سرکوب مخالفان و تحکیم قدرت خود دست زد.[نیازمند منبع]

رژیم نازی طی دوازده سال حاکمیت خود در داخل کشور به اختناق شدید، و در سیاست خارجی به تهدید و تجاوز ویرانگرانه دست زد.

حزب نازی برای سرکوب مخالفان سیاسی و عقیدتی، در پپگرد و کشتار یهودیان، یگان‌ ضربتی ویژه‌ای به نام اس آ را سازمان داد. این باندها در گسترش رعب و وحشت در سراسر آلمان و سرزمین‌های اشغال شده، و برپایی نظامی وحشیانه و خفقان آلود فعال بودند.

تجدید تسلیحات و اتحاد دوباره

در مارس سال ۱۹۳۵ هیتلر با اعلام سربازگیری مجدد در ارتش قرارداد ورسای را زیر پا گذاشت. او مصمم به ساخت نیروی نظامی جدید، متشکل از نیروی دریایی و نیروی هوایی بود. نام نویسی بسیاری از مردان و زنان در ارتش جدید، برای حل مشکل بیکاری مناسب بود. ولی مشکلات اقتصادی آلمان بسیار جدی بودند.

در مارس سال ۱۹۳۶ او بار دیگر، با اشغال دوباره مناطق غیر نظامی راین لند به مفاد قرارداد ورسای تجاوز کرد. او جسورتر شد، چون بریتانیا و فرانسه هیچ کاری برای توقفش انجام ندادند. در ژوئیه سال ۱۹۳۶ جنگ داخلی اسپانیا آغاز شد در آن زمان ارتش اسپانیا تحت فرماندهی ژنرال فرانچسکو فرانکو بود. شورشیان مخالف دولت خواستار حکومتی فاشیستی در اسپانیا بودند. هیتلر یگان هایی از ارتش را برای کمک به شورشیان فرستاد. نیروهای مستقر در اسپانیا سلاح های جدید ارتش آلمان و شیوه‌های جنگی خود را آزمایش نمودند، که از آن جمله می‌توان به بمباران شهرهایی همچون گورنیکا و نابودی آن توسط نیروی هوایی آلمان در آوریل سال ۱۹۳۷ اشاره کرد.

هیتلر در ۲۵ اکتبر سال ۱۹۳۶ با دیکتاتور فاشیست ایتالیا بنیتو موسولینی پیمان اتحاد بست. این اتحاد بعدها توسط کشورهایی چون ژاپن، مجارستان، رومانی و بلغارستان گسترش یافت. مجموعه تمام این کشورها، با نام نیروهای محور شناخته می‌شدند. پس از آن در ۵ نوامبر، سال ۱۹۳۷، آدولف هیتلر با مقام رایش جلسه‌ای سری داشت که در آنجا طرح خود، یعنی بدست آوردن «فضای حیاتی» برای ملت آلمان را مطرح نمود. رژیم نازی در سال ۱۹۳۸ الحاق اتریش را به آلمان اعلام کرد. در اول سپتامبر ۱۹۳۹ با حمله برق آسای پیاده نظام مجهز آلمان (ورماخت) به لهستان، جنگ جهانی دوم آغاز گشت.

کشتار و سوزاندن جمعی

طبق آنچه از سرویس های خبری متفقین نقل شده‌است بین سال های ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۵، اِس اِس، با همکاری حکومت و نیروهای جدیدی که از کشورهای اشغالی بودند، با روشی معین در حدود سه و نیم میلیون یهودی را در اردوگاه‌های ایرا کشتند. گروهی دیگر نیز به دلیل گرسنگی و بیماری در حین کار اجباری جان می‌دادند.علاوه بر یهودی‌ها، کمونیستها، همجنس‌گرایان، پروتستانها، عقب ماندگان ذهنی، اسیران جنگی شوروی،، پیروان یهوه، بیماران روانی، نیز جزو قربانیان بودند. این کشتارها که توسط نازی‌ها انجام می‌شد، در حال حاضر به طور کلی کشتار و سوزاندن جمعی گفته می‌شوند. امروزه علی رغم منع قانونی در برخی کشورهای اروپایی، برخی از محققین واقع گرایانه بودن این ادعا ها را به شدت به چالش کشیده اند که به این واقعه انکار هولوکاست گفته می شود.

جنگ جهانی دوم

اول سپتامبر ۱۹۳۹ با حمله آلمان به لهستان، جنگ جهانی دوم آغاز گشت. هیتلر در در سال ۱۹۴۱ به خاک اتحاد شوروی حمله برد. در آخر سال ۱۹۴۱ با ورود آمریکا به جنگ، ارتشیان هیتلر در برابر جبهه وسیعی از نیروهای متفقین قرار گرفتند. ارتشیان نازی در سال ۱۹۴۳ در جبهه اتحاد شوروی (مقاومت استالینگراد) و در سال ۱۹۴۴ در جبهه غرب (پیاده شدن نیروهای متفقین در نورماندی) ضربات سنگینی متحمل شدند.

از اوایل سال ۱۹۴۵ ارتش‌های متفقین راه خود را به درون سرزمین آلمان باز کردند. ارتش ایالات متحده از غرب و ارتش سرخ از شرق به سوی برلین، پایتخت رایش سوم پیشروی کردند. در ماه آوریل ارتش سرخ برلین را به محاصره گرفت و به طرف ستاد فرماندهی رایش پیش رفت. این جنگ که مسئولیت مستقیم آن با هیتلر بود، به بهای جان نزدیک پنجاه میلیون انسان تمام شد.

مسیر شکست

حمله آلمان به روسیه در آغاز برق‌آسا بود و پیروزی های چشمگیری را برای نازی ها به دست آورد ولی با آغاز سرما ورق برگشت. سازمان هواشناسی آلمان پیشبینی زمستان گرمی را کرده بود ولی در عمل چنین نشد، زمستان پیش رو بسیار سخت و سوزان بود. شهر استالینگراد انرژی سربازان آلمان را گرفت. استالین که از سوی ژاپن احساس آرامش کرده بود نیروهای شرقی شوروی را به جبهه غربی کشاند. حمله به ایران نیز آذوقه و سوخت و مهمات و جنگ‌افزار غربی‌ها و البته انبارهای آرد و گندم و سوخت ایران را به روس‌ها رساند. فرماندهان و سپهبدان آلمانی تسلیم شدند و روس‌ها به سوی آلمان پیشروی کردند. در غرب نیز نیروی های آمریکایی و بریتانیایی و تنی چند فرانسوی در روزی شناخته شده به روز دی(D-Day) در کرانه نرماندی پیاده شدند. هیتلر دستور سیاست جنگی سرزمین سوخته را داد که البته انجام نشد.

حقیقت های تازه آشکار شده در مورد حمله آلمان به شوروی

باور عمومی بر این است که هیتلر می‌خواست همه جا را اشغال کند و همه‌ی کشورها هیچ دخالتی نداشته‌اند واز فرشتگان پاک تر بوده اند.اما اسنادی پس از فروپاشی شوروی در کاخ کرملین وبایگانی شوروی سابق پیدا شده این احتمال را مطرح می‌کند که که آلمان در مورد حمله به شوروی فقط پیش دستی کرده است. در بخش «منابع» صفحه چند منبع فارسی وانگلیسی را در این مورد آورده شده است. «ادوراد راژیسکی» در کتابی به نام نخستین زندگی نامه استالین بر پایه‌ی پرونده های مخفی شوروی چاپ در سال ۱۳۷۴ شواهدی را عرضه می کند مبنی بر اینکه استالین می‌خواست به المان حمله کند ولی هیتلر با پی بردن به این نقشه پیش دستی کرد .

دیدار تاریخی

راژیسکی اسنادی را ارئه می دهد که طبق ان اکتبر سال 1939 میلادی استالین و هیتلر باهم در یک ایستگاه لهستان دوتکه شده با هم دیدار کردند وحتی یکی از کارکنان خطوط راه آهن لهستان در سال 1972 فاش کرد که در 17 اکتبر سال 1939 این دور رهبر سوار برا قطار زرهی خود در ایستگاه راه آهن شهر لووف با یکدیگر دیدار کردند. همچنین در سال 1979 مدرکی از بایگانی محرمانه وزرات امور خارجه آمریکا فاش شد که در آن ادگار هوور رییس وقتFBA در 19 ژوییه طی نامه به آدلف برل معاون وزیر امور خارجه آمریکا خبر دیدار استالین وهیتلر در 17 اکتبر در ایستگاه شهر لووف در لهستان با یکدیگر داده است. کتابچه فهرست های ملاقات های استالین که بعد از فروپاشی شوروی در آرشیو ریاست جمهوری روسیه در دسترس مردم قرار داده شده است.راژینسکی متوجه شد استالین در روزهای 17 و 18 اکتبر در کرملین حضور نداشته در حالی که این دوروز کاری در وسط هفته بوده است.(تمامی این مطالب از راؤینسکی در مورد استالین که به فارسی نیز ترجمه شده است ).اگر این مطلب صحت داشته باشد باید دیدار این دو رهبر جهان در آن کوپه قطار در آن شب تاریخی بیادماندنی ودیدنی باشد.ولی ادوارد راژینسکی معتقد است این پیمان عدم تجاوز تنها یک وقت اضافه برای استالین بود.ولادیمر رزون از افسران ضد اطلاعات کا.گ.ب .(سازمان جاسوسی شوروی )که بعد ها به غرب پناهنده شد می گوید او (رزون )در درس های دانشکده نظامی مربوط به استراژیک شنیده بود که اگر دشمن در تدراک حمله ناگهانی باشد باید ابتدا نیرو های خود در نزدیکی مرز متمرکز نماید و بعد فرودگاه هایش را هرچه نزدیک تر به خط جبه مستقر سازد.رزون در سخنرانی های مربوط به تاریخ نظامی شنیده بود استالین به دلیل اعتماد کردن به هیتلر برای جنگ آمادگی نداشت.اگر او مرتکب چنین اشتباه بسیار جدی شده بود پس چرا بهترین واحد های خود را در نزدیکی مرز مستقر کرده وفرودگاه های نظامی را نزدیک لهستان اشغالی دایر نموده بود ؟ 

شکست و مرگ

آدولف هیتلر رهبر رایش سوم در شامگاه سی ام آوریل ۱۹۴۵ به زندگی خود پایان داد. هیتلر در زمان مرگ تنها ۵۶ سال داشت، اگرچه به گفته شاهدان عینی، در آخرین دوران زندگی پیرمردی خسته و تکیده و بیمار شده بود.[نیازمند منبع] ارتشیان نازی در سال ۱۹۴۳ در جبهه اتحاد شوروی (استالینگراد) و در سال ۱۹۴۴ در جبهه غرب (پیاده شدن نیروهای متفقین در نورماندی در روزِ دیD-Day) ضربات سنگینی متحمل شدند. از آغاز سال ۱۹۴۵ ارتش‌های متفقین راه خود را به درون سرزمین آلمان باز کردند. ارتش‌های ایالات متحده آمریکا و بریتانیا از غرب و ارتش سرخ شوروی از شرق به سوی برلین، پایتخت رایش سوم پیشروی کردند. در ماه آوریل ارتش سرخ شوروی شهر برلین را به محاصره گرفت و به طرف ستاد فرماندهی رایش پیش رفت. هیتلر در مخفیگاه خود، به همراه همسر تازه اش اوا براون دست به خودکشی زد. اوا براون با شکستن کپسول سیانور و هیتلر نیز با سیانور و شلیک هم‌زمان گلوله تپانچه به سرش دست به خودکشی زدند. پیکر بی جان آن دو را کسانی که در سنگر بودند به بیرون بردند و به خواست خود هیتلر که خواسته بود پیکرش چون موسولینی به دست دشمنان نیفتد سوزانده شد.

محبوبیت هیتلر

پس از پایان جنگ متفقین تمامی مسئولیت های جنگ را به عهده شخص هیتلر و تعدادی از اطرفیانش انداختند!آری این ساده ترین کار بود و یهودیان تا توانستند برایش حرف در آوردند افسرده،عقده ایی ،ترسو،نادان،ناقص الخلقه ،دروغ گوی بزرگ ،آدمی بد بخت و هزارن چیز دیگر ولی آیا اگر کسی داری چنین صفاتی باشد آیا می تواند در دل مردم جای داشته باشد؟!چگونه هیتلر در دل مردم جای گرفت و اگر هیتلر مردم را مجبور می کرد چگونه مردم آلمان بعد از مرگ پیشوای خود تا دم مرگ مقاومت می کردند و این مقاومت تا 15 روز ادامه یافته است؟شاید پاسخش این باشد مردم از ‘’’روح هیتلر’’’ می ترسیدند!!! با نگاهی به مدیریت و مهربانی هیتلر می توان فهمید چگونه مردم آلمان هیتلر را دوست داشته اند. پس پایان جنگ اول مردم آلمان سرشکسته و سرافکنده نجبور بودند تا آخرین قران هزینه گلوله کشور های پیروز را بدهند.آلمان اجازه نداشت نیروی هوایی ودریایی و نیروی زمینی داشته باشد.تورم زیاد(در روز 11 اكتبر 1923 یک دلار آمریکا برابر 4 میلیارد مارک شد[منبع])وبی کاری(نزدیک 6 میلیون نفر بی کار) و از سوی دیگر پوچ شدن مردم آلمان از سوی دیگر و فشار پیروز شدگان جنگ اول روز به روز آلمان به نابودی می رفت.در چنین زمانی گروهی میهن پرست واقعی و سربازان وطن دوست جنگ اول با تشکیل حزبی ملی شروع به کار کردند(حزب ناسوینال سوسیالیست آلمان) که در کودتای مونیخ دستگیر شدند و رهبر این حزب آدولف هیتلر بود دستیگر شد و 9 ماه در زندان بود و در این مدت کتاب معروف خود ‘’’نبرد من’’’ را نوشت و مخفیانه دوباره شروع به کار کرد.با ناتوانی جمهوری وایمار آدولف هیتلر شروع به تبلیغات حزب خود و جا افتادن در دل مردم کرد که او و هم حزبی هایش توانستند به مجلس آلمان راه یابند در دوره انتخابات بعدی نازیان آلمان قدرت بیشتری گرفتند حزب نازی شروع به ایجاد شغل و باز سازی کارخانه ها کردند و مردم روز به روز به قدرت اینان ایمان می آوردند و خود را باور می کردند.پس از مرگ هیندنبرگ مجلس آلمان هیتلر را به عنوان پیشوا انتخاب و اعلام کرد یعنی در سال 1312 خورشید ی.با پیشوایی هیتلر حزب نازی قدرت زیادی گرفت و می توانست خائنین را از میان بر دارد(البته می توانستند آنها را فقط از قدرت بر کنار کند و نیازی به اینقدر خشونت نبود)

همه چیز از نو شروع می شود

همه چیز از نو شروع می شود کارخانه ها شروع به جذب نیروی کار می کنند.ارتش کم کم شروع به نو شدن وتجهیز شدن می شود(این تنها راهی بود که عهد نامه ورسای را می توانست متوقف نماید)در انبار های مرغ داری نیروی هوایی که نباید بر اساس عهدنامه ورسای وجود داشته باشد شروع به کار کردند.گلایدر سوارهای هیتلر امروز ی که فردا به خلبانان ماهر جنگ می شدند.بررسی و یاجاد نیروی زرهی که نباید وجود داشت توسط ژنرال هاینز گودریان در روسیه تانک می ساختند و آزمایش می کردند.

با پیشوایی هیتلر در سال 1310 همه چیز در حال پیشرفت بود تا بدان جایی كه عهد نامه ورسای را پاره کردند.آلمان سربازگیری را شروع کرده بود و از طرفی دانشمندان شروع به ساخت وسیله های جدیدی کردند مردم روز به روز خوشحال تر بودند اما تمام چیز هایی را که در جنگ اول از دست داده بودند باید پس می گرفتد. اتریش که در جنگ اول متحمل عهدنامه ی سن ژرمن شده بود و این کشور هم مانند آلمان از خیلی کارها منع شده بود واز 20 در صد جمعیت آلمانی زبان خود منع شده بود در همه پرسی مردم این کشور به الحاق شدن به امپراتوری رایش سوم نظز مثبت دادند و ارتش و دولتمداران آلمان وارد این کشور شدند.یکی از رویاهای هیتلر به حقیقت پیوست متحد شدن آریایی ها.این پیروزی قدرت آلمان را زیاد کرد تمام کشورها پیروز شده فکر نمی کردند که کمر آلمان راست بشود اما هیتلر این کار کرده بود:’’’باز گردانی حس اعتماد به خود وخود باوری آلمانی ها را زنده کرد.حالا دیگر آلمان اینقدر بی کار نداشت حدود 3 میلیون نفر به سر کار رفتند تولیدات و صادرات شروع شده بود ‘’’کاری که هیچ دولتی امروزه در جهان نمی تواند بکند از بین بردن 3 میلیون بی کاری’’’ واین حقیقت داشت.بیمارستان ، مدرسه ،دانشگاه ،کارخانه ، ارتشی جدید ،پل وساختمان های جدید ، باز گردانی حس وطن دوستی همه و همه ی اینها کار حزب نازی و هیتلر بود.

میراث

از زمان شکست آلمان در جنگ جهانی دوم، هیتلر، حزب نازی و پیامدهای نازیسم در اکثر نقاط جهان با نگرشی منفی مواجه شده‌اند. نمادهای تاریخی و فرهنگی هیتلر تا حدودی طبق توافق عمومی در غرب محکوم شده‌اند. نمایش صلیب شکستهٔ نازی یا دیگر نمادهای نازی در آلمان ممنوع است. با وجود محکومیتی که توسط بسیاری از شخصیت‌های ملی، علیه هیتلر صورت گرفت، نمونه‌هایی از افرادی که به میراث هیتلر الفاظی بی طرفانه نسبت داده‌اند و یا به طرفداری از آن برخاسته‌اند نیز به ویژه در جنوب آمریکا و بخش‌هایی از آسیا وجود داشته‌است. . او گاهی اوقات، تنها به دلیل ویژگی یهودی ستیزیش، به عنوان چهره‌ای مثبت در جهان اسلام توصیف شده‌است. در سال ۱۹۵۳، رئیس جمهور پیشین مصر انور سادات نوشتاری مبنی بر طرفداری از هیتلر به رشتهٔ تحریر درآورده‌است. لوویس فاراخان به او نسبت «مرد بسیار بزرگ» داده‌بود. بال تاکرای (Bal Thackeray) رهبر جناح راست حزب شیو سنا (Shiv Sena)، در ایالت ماهاراشترای هند در سال ۱۹۹۵ نشان داد که یکی از تحسین کننده‌های هیتلر است.

خارج از زادگاه هیتلر -براونا-آم-این در اتریش- نشان سنگی حکاکی شده‌ای وجود دارد که ترجمهٔ آزاد آن اینچنین است:

«برای دستیابی به صلح، آزادی و دموکراسی -حکومت فاشیستی هرگز- میلیونها مرده را به یاد بیاور.»

تحلیل شخصیت هیتلر

والتر لانگر در سال ۱۹۴۳ در گزارشی با عنوان ذهن آدولف هیتلر که برای اداره نیروهای مسلح راهبردی ایالات متحده تهیه کرده بود ویژگی‌های وضع و حال روانی هیتلر را این‌گونه بیان می‌کند :

با توجه به سرشت بیمار بودن هیتلر ,آشکار است که او نمی‌توانست به عنوان یک وکیل مجلس وارد سیاست شود .نوع مداخلهٔ وی در سیاست باید با منش او همخوان می‌بود. موفقیت نهایی او تا حدود زیادی نتیجهٔ این بود که توانایی یادگیری و به‌کارگیری مهارت‌های سیاسی همساز باخلق و خوی خود را داشت و هم‌زمان توانست بخش قابل ملاحظه‌ای از مردم آلمان را متقاعد سازد که شیوهٔ نگرش و کنش او را در عرصهٔ سیاست ,شیوه‌ای مناسب و موثر بدانند .در این چارچوب استعداد ذاتی او برای سخنوری، توانایی متظاهرانه‌ای که برای بهره‌برداری از جنون خویش در قالب توفان‌های حساب شدهٔ خشم داشت ,استفادهٔ موثری که از روان‌شناسی توده‌ای تبلیغات و نمادها به عمل می‌آورد ,پرورش فره در وجود خویش ,تواناییش برای اقدام و واداشتن دیگران به اقدام و فداکاری و شم سیاسی او جنبه‌هایی از شخصیتش بود که به او یاری می‌رساند .

تبارنامه آدولف هیتلر

خاستگاه نام هیتلر

دو نظریه درباره خاستگاه نام «هیتلر» وجود دارد:

  • (۱) در آلمانی هاتلر و مشابه آن، «کسی که در کلبه زندگی می‌کند»، «چوپان».
  • (۲) در اسلاوی هایدلر و هایدلرک و مشابه آن  

مرجع و مطالب بیشتر

کابینهٔ هیتلر - از ۳۰ ژانویه ۱۹۳۳ تا ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ّ

آدولف هیتلر (صدر اعظم) | فرانز فُن پاپِن (جانشین صدر اعظم) | کنستانتین فرایهر فُن نویرات (وزیر امور خارجی) | یواخیم فُن ریبن تروپ | ویلهلم فریک (وزیر کشور) | هاینریش هیملر | لوتز گراف شوِرین فُن کروسیک (وزیر دارایی) | آلفرد هاگنبرگ (وزیر اقتصاد و کشاورزی) | کورت اِشمیت | هیالمار شاخت (وزیر اقتصاد) | هرمان گورینگ | والتر فانک | فرانتز زِلدته | فرانتز گورتنر | فرانتز شلِگِلبِرگِر | اُتو گئورگ تیراک | وِرنر فُن بلومبرگ (وزیر دفاع) | ویلهلم کَیتِل (وزیر جنگ) | پاول فرَیِر اِلتز فُن روبِناخ (وزیر پست و ترابری) | یولیوس دورپمیولِر | ویلهلم اُهنِزُرگِه | والتر دار | هربرت باکه | یوزف گوبِلز | برن هارد روست | فریتز تودت | آلبرت اِشپیر | آلفرد روزنبرگ | هانس کِرل | هرمان مس | اُتو مَیسنِر (رئیس ایالت‌ها) | هنس لامرز | مارتین بورمن | کارل هرمان فرانک

رودُلف هِس | ارنست رُم  

 برگرفته از سايت بزرگ ويكي پديا

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 3:46 قبل از ظهر |
عجايب هفتگانه جهان باستان

عجايب هفتگانه جهان باستان

 

يكم – اهرام ثلاثه مصر :

اين اهرام سه گانه در نزديكي قاهره پايتخت مصر و در محلي

بنام جيزه واقع شده اند . قدمت آنها به قرن بيست و هشت قبل از ميلاد  مسيح بر مي گردد .

دوم – باغ هاي معلق بابل :

اين باغ ها كه به شكل پنج تراس منطبق بر هم بودند بدستور نينوس پادشاه بابل

 بنا شدند و در كنار رود فرات قرار داشتند . امروز اثري از اين باغها مشاهده نمي شود .

سوم – چراغ دريايي اسكندريه :

اين چراغ كه در يك برج قرار داشت با آتش روشن درون خود راهنمايي براي

حركت كشتي ها محسوب مي شد . محل آن در جزيره اي بنام فار واقع در بندر

 اسكندريه بود . اين برج بر اثر زلزله بكلي ويران شد و امروزه اثري از آن باقي نمانده است .

چهارم – مجسمه رودس :

يك مجسمه برنزي بود كه توسط اهالي جزيره رودس يونان ساخته شده بود اين مجسمه

نيز به علت زلزله از بين رفت .

پنجم – مجسمه زئوس :

اين مجسمه كه از طلا و عاج تراشيده شده بود ، زئوس الهه ي قدرتمنديونان باستان را با حالتي

عبوس و نشسته بر تخت نشان مي داد . اين مجسمه در جريان جنگ هاي بين رومي ها و يوناني ها

 نابود گرديد .

ششم – معبد ديانا :

اين معبد كه بنام ديانا الهه ي شكار در يونان قديم ناميده مي شد . در قرون ششم تا پنجم قبل

 از ميلاد ساخته شد و براي جلوگيري از خطر زلزله  آنرا در يك زمين نرم و باتلاقي ساختند .

اين معبد در جريان يك آتش سوزي از بين رفت .

هفتم – مقبره موزون :

اين بنا در شهر هاليسكارناي واقع در آسياي صغير بنا به دستور همسر موزول پادشاه كاريس ساخته شد

 و بنايي بود كه يك كالسكه با چهار اسب را كه حامل شاه و ملكه بودند ، نشان مي داد .

امروزه اثري از اين بنا مشاهده نمي گردد .

 

www.nodigeh.blogfa.com

 

nodigeh@gmail.com

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 3:22 قبل از ظهر |
اصطلاحات نقاشي
 

اصطلاحات نقاشي

 

پالت : تخته شستي نقاشي كه بر روي آن رنگهاي آماده براي كار قرار داده مي شود .

 

تابلو – فرانسوي - : پرده يا تخته اي كه بر روي آن نقاشي صورت گرفته باشد .

 

پُرتره : تصوير يا نقاشي صورت را پرتره مي گويند .

 

فرسك : نقاشي هاي روي ديوار با رنگ هاي خيس خورده ي آهكي را فرسك مي نامند .

 

كاريكاتور : نقاشي هاي  شبيه كه نقاش در تهيه آنها از نكات و دقايق مشخص قيافه افراد

 

 استفاده مي كند و آنرا بزرگتر مي نمايد و يك تصوير خنده دار و مضحك را بوجود مي آورد .

 

مدل : در نقاشي به نمونه و ابزار نقاشي مدل مي گويند .

 

هاشور : حاشيه زدن تصوير قلمي و صيقل دادن آن هاشور گفته مي شود .

 

مينياتور : نوعي نقاشي كه مخصوص كشورهاي شرقي است .

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 3:19 قبل از ظهر |
پرجمعیت ترین روستای کشور

 

مهاجرت بي رويه روستاييان به كلانشهرها/غرورمي فروشند، شهروندي مي خرند


مهاجرت بي رويه روستاييان به كلان شهرها موجب كاهش11درصدي جمعيت شهرستان هاي كوچك شده است. طبق سرشماري سال75 آمارجمعيتي برخي شهرستان هاي كوچك تا سقف41867 نفربود كه اين آماردرسرشماري سال1385 به68300 نفر كاهش يافته است. علت اصلي كاهش جمعيت اين شهرستان ها مهاجرت بي رويه روستاييان به سايركلان شهرها بويژه تهران است.
    000
    اگرتا به حال ازكنارميدان آزادي (البته آن موقع ها كه هنوزتعميرش نكرده بودند وبه راحتي مي شد فضاي اطراف آن را ديد) رد شده باشيد حتما جوان هاي شهرستاني را درمقابل دوربين هاي پولارويد مرد عكاس ديده ايد كه لبخند زنان سعي دارند افتخارپا گذاشتن درپايتخت را به آنهايي كه روزي عكس شان را خواهند ديد نشان دهند. اينها همان جوان هايي هستند كه هنوزپاكي هواي روستا ازسرخي گونه هايشان پيداست، همان هايي كه سپيده دم ازخواب بيدارمي شدند وبعد ازخواندن نمازبه مادرشان درروشن كردن تنوركمك مي كردند، اما امروزپس ازنمازمجبورند براي خريد نان ساعت ها درصف طولاني نانوايي بايستند وبه خود افتخاركنند كه ما شهري شده ايم. وقتي به آنها كه تمام تلاش خود را مي كنند تا تصويري ازنماد تهران(همان برج آزادي) را دركنارلبخند خود براي هم ولايتي هايشان بفرستند نگاه مي كنم به اين فكر مي كنم كه چگونه مي توانند براي پايتخت نشين شدن به راحتي هويت خود را زيرسوال ببرند وبرچسب سادگي را بردوش بكشند، آنها كه سكوت وآرامش روستا را با شلوغي پايتخت وسردرگمي درصف هاي متروواتوبوس جايگزين مي كنند وبا خود مي گويند ما هم شهري شديم. آيا بايد همه چيزرا فداي پايتختي كرد كه نه تنها خوشامدي به آنها نخواهد گفت بلكه آنها را وادارخواهد كرد غرورخود را زيرپا بگذاند، زندگي شرافتمندانه گذشته را فراموش كنند وبا دستفروشي روزگاربگذرانند. نتايج سرشماري هاي انجام شده درايران نشان مي دهد كه درسال1335 جمعيت شهري31/4 درصد؛ درسال 1345، 38/7 درصد؛ درسال1355، 47 درصد ودرسال1365، 54/3 درصد بوده است كه درسال1375 اين رقم به 61/65 درصد رسيده است. نتايج سرشماريهاي فوق نشانگرآن است كه درطي40 سال اخيرنسبت جمعيت شهري ايران درمقايسه با سال 1335به طوركلي وارونه شده است. براي نمونه مهاجرت بي رويه روستاييان به كلانشهرها موجب كاهش11درصدي جمعيت شهرستانهاي كوچك شده است. طبق سرشماري سال75 آمارجمعيتي برخي شهرستان هاي كوچك تا سقف41867 نفربود كه اين آماردرسرشماري سال1385 به68300 نفركاهش يافته است. علت اصلي كاهش جمعيت اين شهرستانها مهاجرت بي رويه روستاييان به سايركلانشهرها بويژه تهران است. براساس نتايج آخرين سرشماري نفوس ومسكن دركشورپرجمعبت ترين روستاي كشوردردهستان روشن آباد نوديجه با 864 خانوارو3532 نفر و كم جمعيت ترين آن روستاي يالوبا 27 خانوارو110 نفربوده است. به گفته محمد مدد رئيس مركزآمارايران حدود31درصد ازمردم يعني رقمي معادل20ميليون نفر،درجايي كه به دنيا آمده اند زندگي نمي كنند كه اين امرنشان از گرايش بي رويه افراد براي مهاجرت به شهرحتي به قيمت تغييرطبقه اجتماعي خود دارد. جذابيت هاي شهري چون رستورانها، پارك ها، مكانهاي مختلف تفريحي ومواردي ازاين دست كه درنظراول توجه بسياري ازروستانشينان ويا ساكنان شهرهاي كوچك را به خود جلب مي كنند، نقش زيادي درايجاد انگيزه هاي اوليه افراد براي حضوردرشهربه هرقيمتي را دارند. البته دراين دسته بندي ها نبايد علاقه به پيشرفت درشكل اصولي وصحيح آن، كه همان نيازبه آموزش وكسب دانش است را ناديده گرفت زيرا كه رفتن به دانشگاه وعلم آموزي اولين جرقه وشايد مهمترين علت آمدن تعداد زيادي ازدختران وپسران روستايي وشهري به پايتخت است. به گزارش برنا، امين يداللهي جامعه شناس واستاد دانشگاه درمورد شيوع پديده پايتخت محوري ومهاجرت روستاييان دراين باره مي گويد: مردم ساكن درشهرها هميشه خود را برترو عاقل ترازازروستاييان دانسته اند واين برداشت اززمانهاي بسياردوردرجوامع شهري حاكم بوده است، در مقابل همواره روستاييان انسان هايي ساده وكم انديش تصورشده اند. وي افزود: كم كم حس خود برتربيني شهري ها جزئي ازفرهنگ آنها شد وهمين امر منجر شده است كه روستاييان خود را پايين تربدانند وبراي غلبه برعقده حقارت خود هويت واقعي خود را پنهان كنند ودربسياري ازموارد تلاش كنند خود را شهري نشان دهند. يداللهي معتقد است هرمنطقه اي كه زود تروارد دنياي تكنولوژي شود نسبت به ديگران احساس برتري بيشتري مي كند واين امردرايران وبويژه تهران به علت پايتخت بودن، قابل رويت تراست زيرا براي مثال براي اولين باراتومبيل وارد اين شهرشد، برق براي نخستين بارخانه هاي تهراني ها را روشن كرد ويا60 سال پيش تهراني ها بودند كه پذيراي ورود عضوجديدي به نام راديو وبه دنبال آن جعبه جادويي تحت عنوان تلويزيون شدند. اين ها درحالي است كه بسياري ازروستاها وبخصوص روستاهاي دورافتاده تا همين چند سال پيش هم ازداشتن كم ترين امكانات رفاهي درزندگي محروم بوده اند.
    حسين شاه حسيني جامعه شناس نيزدراين رابطه مي گويد: تمدن درلغتنامه هاي مردم كوچه وبازاريعني به حالت شهري درآمدن.
    به گفته وي امروزه حتي يك دخترروستايي براي آرايش ازسرخاب وسرمه استفاده نمي كند زيرا درجامعه اي كه همه آرزوي شهري شدن دارند پديده ي جديدي به نام شيء سالاري نيزشيوع پيدا مي كند ومردم سعي مي كنند حداقل با خريد وسايل زندگي به يكديگرفخربفروشند وخود را به ديگران شبيه تركنند. شاه حسيني ادامه مي دهد: آنچه دنيا را اداره مي كند محتويات ذهني انسان ها است يعني اين ذهنيت انسان ها است كه درجهان غالب است. پس آنچه باعث مي شود روستاييان خود را به شهري ها نزديك كنند ذهنيت حسي وعلاقه اي است كه افراد براساس ظاهروماديات به يكديگرنشان مي دهند. شهره شرافتي استاد دانشگاه هم معتقد است مهم ترين ضعف كشورهاي جهان سوم اين است كه تمام امكانات درپايتخت متمركزمي كنند وهمين مسئله منجربه رشد قارچ گونه ي جمعيت پايتخت مي شود. درنتيجه امكانات شغلي ورفاهي بيشتري درپايتخت وجود دارد كه به آن اعتباروشخصيت مي بخشد. امكانات فراوان منجرمي شود اغلب شهرستاني ها اين گونه بينديشند كه هركس مي خواهد موفقيتي كسب كند بايد به شهربرود، چون درآنجاست كه امكانات فراوان براي كسب موفقيت فراهم است. به گفته شرافتي مهاجرت روستاييان باعث بروزانواع آسيب هاي اجتماعي ونابساماني هاي شغلي مي شود واصالت وشخصيت افراد را زيرسوال مي برد. با اينكه مي دانيم اغلب مردان بزرگ تاريخ روستايي بوده اند واغلب جنبش ها ي مهم كشوري درشهرستانها شكل گرفته اما پديده مهاجرت اصالت وهويت اين افراد را خدشه دار ميكند. وي مي گويد: يكي ازمهم ترين تبعات مهاجرت روستاييان تخريب روستاها است، واين امرمنجربه ازرونق افتادن كشاورزي ودامداري مي شود. شرافتي بهترين راه حل براي جلوگيري ازشيوع اين پديده را خارج كردن قطب هاي صنعتي كشورازپايتخت مي داند وادامه مي دهد: تا موقعي كه تضاد امكانات ومعضل اشتغال روستاييان حل نشود هرروزبايد شاهد رشد جمعيت شهرهاي بزرگ وصنعتي وپايتخت باشيم. قابل توجه است كه دولت نهم در صدد است با تمركززدايي درزمينه خدمات وصنعت، يعني با انتقال صنايع به شهرهاي كوچك وايجاد اشتغال وخدمات رفاهي مناسب زمينه كاهش مهاجرت روستاييان به شهرهاي بزرگ وصنعتي را فراهم سازد.

لینک اصلی این مطلب : http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1576224

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 ساعت 4:33 قبل از ظهر |
نوروزتان پیروز
 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 9:30 قبل از ظهر |