تبليغاتX
نودیجه
نودیجه
ملی - علمی - ادبی - هنری
عکس
دوستان عزیز با سلام ؛

شما عزیزان می توانید با ارسال عکسی از خود که به همراه سازتان گرفته اید

 میتوانید آنرا در بخش مربوطه ببینید.

آدرس برای ارسال عکستان :

 nodigeh@yahoo.com

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در پنجشنبه بیست و نهم دی 1384 ساعت 5:43 بعد از ظهر |
آکورد
این بار برای شما دوستان عزیز آکورد آهنگ خیال از محسن یگانه رو انتخاب کردم که تقدیم میکنم به تمام دوستانی که از ابتدای کار این وبلاگ به ما لطف داشتنند .

MOHSEN YEGANEH

ریتم : چهار چهار

Cm خیال کردم یه عم Fm ر با من می موCm نه

گمون کردم واسم Fm یه هم زبوCm نه

نگفته بود پی یه Fm یه عشق دی #A گس

تا تحقیر بشم و #D دل بسوزوCm نم

نگفت به فکر فر Fm صتی دوباCm رس

برای دل بری Fm دن فکر چا Cm رس

نگفت به فکر تح Fm قیر نگا#A مو

شکستن غرو #D ری پاره پا Cmرَ س

حالا #G به مرگ من #A راضی نمیCm شه

می خواد #G جون بکنم#A واسش همی  Cm شه

به اون #G ظالم بگین نفرین #A این دل

تازنده ام به #D راه زندگی Cm شه

درسته کولیا Fm بی کس وکاCm رند

ولی واسه خودم Fm خدایی دا Cm رم

برا #A ی دیدن #G روز عذا #A بت

دارم #G ثانیه ها #A رو می شماCm رم

عزیزان امیدوارم که تونسته باشم رضایت شما را تا حدی جلب کرده باشم.

www. nodigeh.bloga.com

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در پنجشنبه بیست و نهم دی 1384 ساعت 5:38 بعد از ظهر |
هنر
سلام دوستان عزیز از آنجائیکه کانون نظرسنجی پاسارگارد از ما خواسته بود که این خبر را انعکاس دهیم لذا ما تصمیم گرفتیم که متن نامه را برای اطلاع شما عزیزان قرار دهیم

لطفا این متن را بخوانید (مهم * مهم * مهم*)  

متن ارسالی از کانون نظرسنجی پاسارگارد

18 روز دیگر بزرگترین نظر سنجی تاریخ هنرمندان تحت عنوان " انتخاب صد هنرمند برتر صد سال گذشته ایران " به پایان می رسد
این نظر سنجی از تاریخ دهم آبانماه ۱۳۸۴ آغاز شده است تا کنون بیش از 3000 نفر در آن شرکت نموده اند و هم اکنون روزهای پایانی خویش را می گذراند از هزاران هنرمند ذکر نام شد ه که نام همه آنها در صفحه اصلی آمده است در اینجا اسامی هنرمندان بر اساس تعداد رای و رشته تخصصی آنان آمده است
نکته مهم : هنرمندان همگی ایرانی و در عین حال در صد ساله گذشته زندگی کرده و یا می کنند .

هنرمندانی که آرای شان بالاتر از 300 رای بوده است
کمال الملک (نقاشی ) - اُُرد شرکا (کاریکاتور) - مرتضی ممیز (گرافیک) - ابوالحسن خان صدیقی (مجسمه سازی)

هنرمندانی که آرای شان بالاتر از 200 رای بوده است
مسعود کیمیای (کارگردانی) - بهروز وثوقی (بازیگری) - مهدی اخوان ثالث (شعر) - صادق هدایت (نویسندگی) - یدالله کابلی خوانساری (خوشنویسی) - حسن شماعی زاده( آهنگسازی ، نوازندگی) - کاوه گلستان (عکس) - محمد رضا شجریان (آواز) - داريوش اقبالی(آواز)

هنرمندانی که آرای شان بالاتر از 100 رای بوده است
داریوش مهرجویی(کارگردانی) - علی حاتمی (کارگردانی) - اردشیر محصص (کاریکاتور) - هوشنگ گلشیری (نویسندگی) - پرویز پرستویی (بازیگری) - حسن میرخانی (خوشنویسی) - نیما یوشیج (شعر) - غلام حسين اميرخاني (خوشنویسی) - حمیرا (آواز) - سیاوش قمیشی(آهنگسازی ، نوازندگی) - هايده (آواز) - محمود فرشچیان (نقاشی)- علي‌اكبر صنعتی (مجسمه سازی) - بهرام بیضایی (فیلمنامه و نمایشنامه) - ایرج قادری (بازیگری) - صمد بهرنگی (نویسندگی) - مريم زندی (عکس) - عباس اخوین(خوشنویسی) - محسن دولو (کاریکاتور) -پرویز شاپور (کاریکلماتور) - ژاله علو (بازیگری) - سهراب سپهری (شعر)

http://3000.blogfa.com

* متاسفانه بخاطر برخی دیدگاههای منفی در کشور ، رسانه ها از اطلاع رسانی در مورد نتایج اولیه نظر سنجی حذر می کنند از آنجای که این حرکت اولین گام مشترک وبلاگ نویسان در زمینه فرهنگ و هنر می باشد لذا از همه وبلاگ نویسان محترم خواهشمندیم با اطلاع رسانی در این امر مهم ما را یاری کنند .

با سپاس فراوان
کانون نظرسنجی پاسارگاد

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در پنجشنبه بیست و دوم دی 1384 ساعت 11:36 قبل از ظهر |
سلام
این وبلاگ در نظر دارد عکس عزیزانی که در رشته های موسیقی فعالیت دارند را در بخش «عکس» این وبلاگ قرار دهد از دوستانی که تمایل دارند عکس آنها در صفحه مذکور قرار داده شود عکسهای خود را برای ما ارسال دارند . در ضمن عکستان را باید با سازتان گرفته باشید .

                  nodigeh@yahoo.com

منتظرتان هستیم

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384 ساعت 9:19 بعد از ظهر |
دانلود
چند تا آهنگ از منصور برای دانلود :      

   مرا ببوس             عیدی ندارم              شیرین                 می خوامت               یادته

منصور nodigeh@yahoo.com

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384 ساعت 9:8 بعد از ظهر |
دانلود
چندتا آهنگ زیبای گوگوش برای دانلود :

گوگوش  nodigeh@hotmail.com

خوب خوب

 

 

سنگر بی سنگ

 

 

عشق یعنی همه چیز

 

 

غزل شیشه ای

بدون نظر نرو بیرون.

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384 ساعت 8:57 بعد از ظهر |
دانلود
با سلام به شما دوستان عزیز :

چندتا آهنگ سه تار برای دانلود از استاد احمد عبادی    استاد احمد عبادی nodigeh @hotmail.com

 

 شور

ابوعطا

بیات ترک

چهارگاه

سه گاه

اصفهان

افشاری

 

 

 

لطفا نظراتتان را برای بهتر شدن وبلاگ بفرمائید .

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در چهارشنبه بیست و یکم دی 1384 ساعت 8:38 بعد از ظهر |
ارسال عکس
با ارسال عکس خود با سازتان می توانید آنرا دراین صفحه ببینید

منتظریم

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در دوشنبه نوزدهم دی 1384 ساعت 10:14 بعد از ظهر |
عکس وحید
وحید رحیمی نژاد
|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در دوشنبه نوزدهم دی 1384 ساعت 10:13 بعد از ظهر |
عکس من
سعید رحیمی نژاد

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در دوشنبه نوزدهم دی 1384 ساعت 7:9 قبل از ظهر |
سلام
بار دیگر سلام به شما عزیزان خوب و دوست داشتنی اینبارهم چند مطلب جدید براتون گذاشتم

همراه چند آهنگ برای دانلود امیدوارم که مورد استفادتون قرار بگیره .

برای ادامه کار این وبلاگ لطفا نظراتتون رو حتما برای ما در بخش مربوطه بنویسید.

از دوستانی که محبت دارند ممنونیم

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در دوشنبه نوزدهم دی 1384 ساعت 6:40 قبل از ظهر |
آکورد برای گیتار

اشک من : شادمهر عقیلی              ریتم : چهار چهار

 

Em  D  Em  D  Em  Am  G  Am  C  D  Em))

Emاشک من پیــرهن توD  تــرکرده

همه جا G عــــطر تو پی D چیـــده ولی

دل دیگـــه غـــربت با Em ورکرده

مثل اون پرنده ی D شکــسته بال

دل  من G بـــعد  تو بی Am لـــونه شده

با تو بی G قراره و ُبی توبیــــ C ـــقراره

دل من D راست راستی Em دیوونه شده

(Em  G  Am  Em ) 2

امشب هم میون این G خــــاطره هــــا D ی سردم

بی رمق Am دنبال اون G حادثه ای Em میـــــگردم

که نفهمیــــدم وُ کی، G کجا تو رو Am ازم گرفت

دست تو C جدا  شدُ  ،  D نگاهِ تو Em گـــم کردم

چرا بــایـــد وقتی خـــو G نه ی دلت D متروکه

واسه در Am زدن بازم G دنبال یک Em بهـونه گشت

وقتی راه نـداره چشـ G مام به حریـ Am م قلب تو

چی جوری C میشه پی D یه فرصت Em دوباره گشت

 

نظر یادتون نره

********************

********************

در قسمت نظرات می توانید از ما درخواست آکورد نمائید.

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در دوشنبه نوزدهم دی 1384 ساعت 5:53 قبل از ظهر |
رستم و سهراب
 

شرح وچکیده ابیات:

قسمت اول : آغاز داستان رستم وسهراب(ابيات 1 تا 16):

 

به پانزده بیت نخست براعت استهلال می گویند. براعت استهلال  بخشی است که در بیشتر داستانهای شاهنامه وجود دارد وما با توجه به این بخش می توانیم تصویری کلی ازداستان را ترسیم کنیم.

فردوسی با استفاده از کلماتی هولناک و مرموز به ما این  موضوع را می فهماند  که  یک واقعه بزرگ وناراحت کننده قراراست اتفاق بیفتد.  ودر بیتهای دیگر به ما میگوید  که این واقعه ناراحت کننده (مرگ) برای سهراب اتفاق خواهد افتاد.

 

قسمت دوم : آمدن رستم به نخجیرگاه (ابيات 17تا 39):

 

روزی رستم اندوهگین بود. قصدشکارکرد. بررخش نشست وبه سوی مرز توران روی نهاد.

نزدیک مرزبه دشتی رسید که گور بسیار درآن می چرید. چند گور شکار کرد. سپس از خار وشاخه های درخت آتشی افروخت. گور بزرگی را به درختی کشید انرا کباب کرد وخورد وآرام آرام خوابید. در این هنگام چند تن از سواران تورانی جای پای رخش را در مرغزار دید ند. بدنبالش گشتند وپیدایش کردند وبه شهر بردند.

چون رستم ازخواب بیدار شد رخش را ندید ملول وآزرده خاطر شد وبا اندوه به راه افتاد.

 

قسمت سوم: آمدن رستم به شهرسمنگان (ابیات40تا62):

 

رستم پس ازآنکه مدتی راه پیمود به نزدیک شهر سمنگان رسید . شاه سمنگان راازرسیدن

رستم به  نزدیک  شهر آگاه  کردند .  شاه و سران  سپاه به پیشواز رستم رفتند.  شاه ابراز  

فرمانبرداری کرد و گفت  جان و ما ل  ما  در دست  توست .  رستم  گفت:  وقتی درمرغزار

خوابیده بودم اسبم را ربوده اند نشان پایش تا این شهر نمایان است اگرآنرا بجوئی وبیابی

پاداش نیک می یابی ولی اگررخشم پیدا نشود سربسیاری ازبزرگان را ازتن جدا خواهم کرد

پادشاه سمنگان به او گفت:  تو مهمان من باش  وتندی مکن  امشب  با می دل شاد داریم .

رخش را نیز می جوئیم وپیدا می کنیم . رستم از گفتار او شاد شد.

شاه سمنگان رستم را در کاخ خود جای داد و از او به گرمی پذیرائی کرد و مجلس بزمی آراست تا رستم غمگین نباشد وچون هنگام خواب رسید جای شایسته ای برای خوابیدن

او آراستند.

 

قسمت چهارم: آمدن تهمینه ,دختر شاه سمنگان به نزد رستم( ابیات63 تا114):

 

چون پا سی از شب گذشت صدای آهسته ای به گوش رسید درخوابگاه را بنرمی باز کردند.

خدمتکاری درحالی که شمعی دردست داشت ودر پشت سراودختری زیباروی وارد شدند.

چون رستم در آن خوبروی نگریست  چشمش از زیبائی او خیره بماند. پرسید تو کیستی ودراین دل شب چه می خواهی. پاسخ داد من تهمینه دختر پادشاه سمنگان هستم . کسی تا به حال رویم ندیده وصدایم را نشنیده است . بارها وصف دلاوریهایت را از کسان شنیده ام که از شیرودیو و پلنگ ونهنگ نمی ترسی . عقاب وقتی شمشیر برهنه تو را می بیند درشکارکردن

جرات خود را ازدست می دهد. ازاین سخنان بسیار که درباره تو شنیده ام بارها انگشت تعجب به دندان گزیده ام وپیوسته دراین آرزو بوده ام که از نزدیک تورا ببینم. اکنون که تقدیر تورا به این شهر افکنده است می خواهم به همسری تو درآیم اگر مرا بخواهی برتو دل داده ام و می خواهم که از تو فرزندی داشته باشم . برای یافتن اسبت تمام سمنگان را زیرپا می گذارم. 

رستم درهرحال فرجام کارراجزخوشی وفرحی ندید. در همان دل شب موبدی را خواست تابیاید وآن ماهروی را از پدرش خواستگاری کند. شاه سمنگان با شنیدن این خبر شادمان شد.

مراسم انجام شد و تهمینه به همسری رستم درآمد.

روز بعد رستم مهره بی مانندی را که دربازو داشت به تهمینه داد وگفت: اگرازمن دختری آوردی این مهره را به گیسوی او بدوز و اگر پسر به بازوی او ببند.

شاه سمنگان نیزخبر پیدا شدن رخش رابه رستم داد . رستم شاد شد, زین برپشت رخش نهاد وراهی شد .

قسمت پنجم: بدنیا آمدن سهراب از مادرش تهمینه( ابیات 115تا145):

 

وقتی که نه ماه از پیوند رستم وتهمینه گذشت تهمینه پسری بدنیا آورد که نام اورا سهراب گذاشت. سهراب دریک ماهگی  به تن و دوش پسری یکساله بود و چون ده سال از عمرش گذشت هیچیک از پهلوانان تاب نبرد کردن با اورا نداشتند.

روزی سهراب از مادرش پرسید که من از نژاد کیستم؟ چرانژادم راازمن پنهان می کنید؟

تهمینه گفت: تندی مکن تا به تو بگویم ازنژاد که هستی. تو فرزند رستم هستی . جهان آفرین

تاجهان آفرید کسی سواری همچون پدر تو رستم ندیده است.

آنگاه نامه ای راکه رستم با سه بدره زر از ایران برای اوفرستاده بود نشان داد وگفت: نباید

افراسیاب بداند که تو فرزند رستم هستی .همچنین می ترسم اگر پدرت آگاه شود که تواینچنین  نیرومند ومردافکن شده ای تورا نزد خود بخواند دراین صورت من ازدوریت آزرده می شوم.

سهراب گفت: همه پهلوانان وجنگاوران ازروزگارباستان تا این زمان ازرستم سخن می گویند  

نژادی را که چنین نامدارباشد چرا باید پنهان کنم . اکنون لشکری از ترکان فراهم می آورم 

وکاووس را ازتخت به زیر می کشانم وپدرم را به تخت پادشاهی می نشانم. از آن پس به توران می تازم و افراسیاب را از تخت پائین می آورم وقتی رستم پدر باشد و من پسر باشم

دیگران چرا باید سرافرازی کنند .

 

قسمت ششم: حرکت سهراب به سمت ایران واسارت هجیربه دست سهراب

(ابیا ت 146تا199):

 

خبربه افراسیاب بردند که سهراب آماده کارزار شده است و قصد جنگ با ایرانیان کرده است.

افراسیاب با شنیدن این سخن شادمان شد . ازمیان لشکر خود دوازده مردجنگی برگزید .

هومان وبارمان را فرمانده سپاه کرد و به آنان درنهان گفت: چنان کنید که سهراب پدرش را

نشناسد شاید رستم به دست این جوان کشته شود پس ازآن یک شب در خواب کار سهراب را بسازید. افراسیاب هدایائی نیز برای سهراب فرستاد ونامه ای نوشت که اگر تاج وتخت ایران را بدست آوری روزگار جنگ وستیز به پایان می رسد.

هومان وبارمان را با سپاهی فرستادم که زیر فرمان توباشند. چون سپاه به سهراب رسید به سمت ایران روانه شدند وبه دژ سپید رسیدند . هجیر نگهبان دژ به جنگ سهراب آمد .هجیر

نتوانست پایداری کند سهراب اورا از روی زین برگرفت وخواست که سرش را ازتن جدا کند

هجیر امان خواست سهراب اورا امان داد وبه بند بست وبه پیش هومان فرستاد .

چون خبر گرفتار شدن هجیر به دژ رسید همگان به ناله وخروش درآمدند.

 

قسمت هفتم: نبرد سهراب وگرد آفرید دختر گژدهم پهلوان پیر ایرانی

( ابیات 200تا269):

 

گژدهم پهلوان پیرایرانی دختری داشت جوان سوارکار ورزم آزمای نامش گردآفرید بود.

گردآفرید چون ازخبرگرفتارشدن هجیرآگاه شد بی درنگ گیسوانش را زیر زره پنهان کرد

جامه جنگ پوشید واز دژ فرود آمد. براسبی نشست به پیش سپاه دشمن آمد خروشی رعدآسا

برکشید و همآورد خواست. چون سهراب اورا دید جامه رزم پوشید وبه میدان آمد همین که گردآفرید اورا دید کمان را به زه کرد وبرسهراب تیرباران گرفت.

اوسپربرسرآورد وبه نزدیک گردآفرید رسید وبا نیزه چنان بر کمربند گرد آفرید زد که زره بر

تنش دریده شد گردآفرید نیز نیزه سهراب راشکست و چون دانست درجنگ با او برنمی آید

پشت به میدان کرد وروبه دژ راند. سهراب با اسب به دنبالش تاخت وچون نزدیکش رسید

کلاه خود ازسر گردآفرید برگرفت. موی سرگردآفرید رها گردید. سهراب فهمید که او دختر است پس بی درنگ کمندش را بازکرد وکمر گردآفرید را به بند انداخت.

گردآفرید چون خود را گرفتار دید دراندیشه چاره ای برآمد وبه ناچار گفت: دوسپاه ما را نگاه

میکنند موی و روی من باز است می گویند سهراب با دختری همآورد شده است. بهتر است

که باهم سازش کنیم. دژسپید ولشکر ایرانیان در اختیار توست وچون چهره به سهراب نمود

وتبسم کرد. سهراب دل باخت و از گردآفرید خواست پیمانی که کرد نشکند.

گردآفرید و سهراب تا دژ اسب راندند . گردآفرید به درون رفت ودر را بستند گردآفرید بر بالای باره برآمد وبه سهراب گفت: چرا رنجه گشتی , باز گرد. ترکان از ایرانیان همسر نتوانند گرفت. سهراب ازناراحتی جایگاهی راکه  در زیر دژ بود تاراج کرد وبه سپاه خود بازگشت.

 

قسمت هشتم: نامه نوشتن گژدهم برای کاووس شاه درباره سهراب

( ابیات270 تا 312)

                                                    

چون سهراب به جایگاه خود بازگشت گژدهم نویسنده ای را پیش خواند ونامه ای  به کاووس

نوشت وماجرا بازگفت واز دلا وریهای سهراب سخن راند وپیکی را از راهی نهانی که در د ژ

بود روانه کرد. خود نیز با افرادی که در دژ بودند ازهمان راه بیرون رفتند ودژ را رها کردند.

فردا چون سهراب به دژ حمله برد بر باره دژ کسی را ندید چون در دژرا گشودندآنجا راخالی

یافتند. از سوی دیگر چون نامه گژدهم به کاووس رسید کاووس غمگین شد. از بزرگان چاره

خواست. سرانجام تصمیم گرفتند که گیو به زابل برود ورستم را به یاری بخواند.

 

قسمت نهم: نامه نوشتن کاووس شاه برای رستم( ابیات 313 تا362):

 

کاووس نامه ای به رستم نوشت واورا ازآنچه روی داده است آگاهانید ونوشت تو پشت وپناه ایران هستی . این چنین که کژدهم از جوان تورانی یاد کرده جز تو کسی هم نبرد نتواند شد.

کاووس نامه را به گیو داد که به شتاب آن را به رستم برساند . چون گیو به نزدیکی  زابل رسید رستم با سپاهیانش به پیشواز او رفت و اورا به سرای خود برد. نامه را خواند وگفت: به وجود آمدن چنین پهلوانی از نژاد سام شگفت انگیز نیست. اما نمی توان باور کرد که چنین دلاوری از تورانیان برخیزد. من از دختر شاه سمنگان پسری دارم ولی او هنوز خردسال  است . زر و گوهر برای مادرش فرستاده ام پاسخ آمده که آن جنگجوی بزودی جنگجوی خواهد شد اکنون بیا به شادی بنشینیم آنگاه رستم سه روز پی درپی به شادی  و می خواری پرداخت . روز چهارم گیو یاداوری کرد که کاووس از این کار غمگین است نباید

درنگ کنیم . رستم پاسخ داد که اندیشه نداشته باش کسی برما نمی شورد. پس فرمان داد

رخش را زین کنند وروانه شدند.    

 

قسمت دهم: حضور رستم در درگاه کاووس (ابيات 363 تا441 )

 

رستم و گیو به درگاه آمدند. چون پیش کاووس رفتند و احترام بجای آوردند کاووس پاسخ نداد و تندی کرد وبه گیو گفت : رستم چه کسی است که در فرمان من سستی کند . زنده بر  دارش بکن . پس با گیو هم بر آشفت و به طوس گفت هردو یعنی رستم و گیو را بر دار بکن . رستم تاب نیاورد با کاووس بر آشفت که این اندازه تندی مکن تو شایسته شهریاری نیستی تو اگر می توانی سهراب را بر دار کن. و آنگاه با خشم از درگاه بیرون آمد وسخنان تلخی بر زبان راند تا سرانجام گودرز میانجی گری کرد و کاووس و رستم را با سخنان نرم آرام کرد. رستم دوباره به درگاه آمد کاووس بر پای خاست و زبان به پوزش باز کرد. رستم نیز فرمانبرداری نمود. به بزم نشستند تا فردا کار رزم را بسازند.

 

قسمت یازدهم: حرکت سپاه ایران به سمت دژ سپید (ابيات 442 تا 465 )

 

روز دیگر کاووس به رستم و گیو گفت تا سپاهیان را برای رزم آماده کنند. صد هزار مرد سپاهی به حرکت در آمدند و منزل به منزل بسوی مرز رفتند و به دژ سپید رسیدند. سهراب چون از آمدن سپاه ایران با خبر شد بر بالای باره آمد ,سپاه ایران را به هومان- که دلش پر بیم شده بود - نشان داد وگفت : اندیشه و بیم نداشته باش . میان این همه سپاه ,یک مرد جنگی که تاب جنگیدن با مرا داشته باشد نمی بینم.

از آن سو سراپرده کاووس را در دشت گستردند . سراسر دشت از سراپرده و خیمه پر شد .

 

قسمت دوازدهم: رفتن رستم به داخل دژ سپید ( ابيات 466 تا 514 )

 

چون شب در رسید رستم پیش کاووس آمد و گفت : می خواهم پنهانی بروم و ببینم این پهلوان جوان کیست ؟ کاووس گفت این کار, کار توست . پس رستم جامه تورانیان پوشید  وبه درون دژ رفت و بصورت پنهانی به سهراب و اطرافیانش که مجلس بزم آراسته بودنند پرداخت. رستم با دیدن بر و بالای سهراب غرق شگفتی شد و مدتی او و مردان بزم را نگاه کرد.

از اتفاق در این هنگام زنده رزم- دائی سهراب - برای انجام دادن یک کار لازم به جائی که رستم در انجا پنهان شده بود , رفت. در تاریکی اورا دید و پرسید : که هستی ؟ به روشنی بیا و چهره ات را نشان بده . رستم چنان بر سر زنده رزم کوبید که زندهرزم در دم جان داد. آنگاه رستم از دژ بیرون رفت.

وقتی که سهراب از فرجام کار زندرزم آگاه شد به سران سپاه گفت : امشب نباید بیاسایم که گرگی به میان رمه آمده است. اگر خدا یار باشد کینه زند رزم را از ایرانیان خواهم گرفت.

از سوی دیگر وقتی رستم به سپاه ایران رسید گیو- که آنشب پاسدار بود - بر وی نهیب زد که کیستی ؟ رستم خندید و نام خود را کفت . گیو چون رستم را شناخت پیش او رفت و گفت بیگاه کجا رفته بودی ؟ رستم ماجرا را باز گفت . آنگاه نزد کاووس رفت و از بر و بالاو کتف و بازوی سهراب سخن گفت و شاه را از آن مشتکه بر سر و گردن زند رزم کوبید و او را کشت آگاه کرد. آنگاه می نوشیدند و پس به آرایش سپاه پرداختند.

 

قسمت سیزدهم: گفتگوی سهراب با هجیر (ابيات 515 تا 628 )

 

روز دیگر چون خورشید طلوع کرد, سهراب جامه رزم پوشید و کمند به فتراک بست و بر جائی بلند بر آمد و به هجیر گفت: در باره سران سپاه ایران از تو پرسشهایی دارم اگر از روی راستی پاسخ دهی از گزند من در امانی اما اگر به نا راستی پاسخ دهی جایت در زندان است . هجیر پاسخ داد: هر چه بپرسی اگر بدانم به راستی پاسخ می دهم .

سهراب پرسید آن سراپرده  هفت رنگ که صد ژنده پیل بر در آن بسته است و درخشی با نشان خورشید دارد جای کیست؟ سهراب پاسخ داد آن سراپرده شاه ایران است . سهراب پرسید در طرف راست آن سراپرده سواران و پیل و شیر بسیاری دیده می شود و در میان آنها سراپرده سیاهی است و درفشی با نشان پیل دارد , آن سراپرده کیست ؟ هجیر گفت : آن سراپرده طوس است . سهراب پرسید : آن سراپرده سرخ رنگ که گرداگرد آن بسیاری سوار به پا ایستاده اند و درفشی با نشان شیر دارد از آن کیست؟ هجیر پاسخداد که آن سراپرده گودرز است. پس پرسید : آن سراپرده سبز که در پیش آن اختر کاویان زده شده است و درفشی با نشان اژدها دارد از آن کیست , آنجا که پهلوانی با فر و یال وبا قد بلند نشسته است؟ هجیر پاسخ داد: او پهلوانی چینی است که به تازگی به درگاه شاه ایران آمده است . چون سهراب نام او را پرسید  هجیر پاسخ داد هنگامی که پهلوان چینی به درگاه آمد من در دژ سپید بودم و نامش را در یاد ندارم . پس از آن سهراب نام و نشان سرداران دیگر ایرانی را از هجیر شنیدو چون نشانی از رستم نیافت اندوهگین شد ودوباره از آن سراپرده سبز پرسید.هجير گفت من از توچيزي نهان نداشته ام اگر نام أن پهلوان چيني را نگفته ام از آن است که نمی دانم . سهراب گفت : تو گفتی که رستم مهتر پهلوانان و پشت و پناه ایران است چگونه ممکن است در جنگی که کاووس شاه ایران پیشرو سپاهیان باشد رستم نباشد ؟ هجیر جواب داد : شاید رستم به زابلستان رفته که هنگام بهار است  و گاه بزم آراستن در گلستان . سهراب جواب داد : اکنون که شاه ایران را جنگی بزرگ روی نموده است ,چگونه ممکن است رستم در زابلستان به بزم نشسته باشد . با تو پیمان می بندم که اگر رستم را به من بنمائی ترا از هرچه خواهی بینیاز کنم و اگر این راز را همچنان از من پوشیده داری سر از تنت جدا می کنم . اکنون درست بیاندیش و یکی از این دو را بر گزین : مرگ یا بینیازی از همه چیز .

هجیر در دل با خود گفت : اگر من رستم را ننمایم و به دست سهراب کشته شوم روزگار ایرانیان تیره نمی شود , بگذار من کشته شوم و رستم و پهلوانان ایرانی زنده بمانند. ( هجیر اندیشیده بود که اگر نشان رستم را به سهراب بدهم  سهراب به ناگاه بر او بتازد و کار اورا بسازد و ایرانیان را بی پشت و پناه بگذارد ) .

 

قسمت چهاردهم: اولین برخورد رستم وسهراب(629 تا683):

 

سهراب چون گفته های هجیررا شنید به او پشت کرد. جامه رزم پوشید براسب نشست و

نیزه به دست گرفت به میدان جنگ رفت . هیچ کس از پهلوانان ایران جرات نگریستن به او

نکرد. سهراب خروش برآورد و به کاووس دشنام داد و سخنان توهین آمیز نسبت به وی

برزبان آورد. پس خروشان به سرآپرده(کاووس) حمله آورد وقسمتی از سراپرده را برافکند

کاووس غمگین شد وبه رستم پیغام داد که هیچ سواری(جزتو) همآورد سهراب ندارم.طوس

پیغام کاووس رابه رستم داد. رستم گفت: هرپادشاهی که مرا فرا خوانده گاهی برای جنگ بوده وگاهی برای بزم. اما از کاووس جزرنج چیزی ند یده ام .  آنگاه  در میان  هیاهوی پهلوانان به میدان جنگ شتافت وبه سهراب گفت به کناری رویم وباهم روبرو شویم وتن

به تن بجنگیم. سهراب پذیرفت وگفت: توسالخورده هستی وتاب مبارزه مرا نداری. رستم

بدونگاه کرد و گفت: نرم,  ای جوانمرد, نرم. این زمین است که سرد وخشن است.

سخن باید نرم وگرم وبامهربانی باشد من درپیری بسیار نبرد کرده ام . بسیار دیو درچنگ من تباه شد درهیچ نبردی شکست نخورده ام. دریا و کوه و ستاره گواه منند که درجنگ تورانیان

چه کردم . سهراب چون این سخنان را از رستم شنید گفت چنان گمان می برم که تو رستم و

از نژاد نریمان هستی . رستم پاسخ داد که من رستم وازنژاد سام نریمان نیستم. رستم پهلوان

است و من کهترم. سهراب (که درصدد شناختن پدر بود) ازاین  پا سخ  نا امید می گردد.     
|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در دوشنبه نوزدهم دی 1384 ساعت 5:43 قبل از ظهر |
دانلود آهنگ
 

آهنگ آی مردم مردم از گوگوش

دانلود

----------------------------

آهنگ آفتابی از گوگوش

دانلود

----------------------------

آهنگ لعنت براین رفاقت از حامد هاکان

دانلود

-------------------------------------

آهنگ چی بگم از محسن یگانه

دانلود

-----------------------------

آهنگ بدجوری عاشقت شدم از افشین

دانلود

---------------------------

لطفا نظر یادتون نره

***************

********

آهنگی را که دوست دارید از ما بخواهید

*********

 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در دوشنبه نوزدهم دی 1384 ساعت 4:24 قبل از ظهر |
دانلود نرم افزار
اين برنامه قدرتمند مهارت فوق‌العاده‌اي در کپي‌برداري از سي‌دي‌هاي تصويري دارد و هرگونه سي‌دي‌ از جمله سي‌دي‌هايي خش‌دار و غيره را به راحتي و دقيقا مانند نسخه اصلي کپي مي‌کند.

دانلود نرم افزار

اینهم به در خواست دوست عزیزم ابراهیم که خواسته بود براش نرم افزار بذارم


 

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در دوشنبه نوزدهم دی 1384 ساعت 4:12 قبل از ظهر |
بهبود مایه کوبی rhizobiom بوسیله مهندسی ژنتیک
امروز برای این مطلب رو در نظر گرفته این امیدواریم که مورد توجه شما قرار بگیره لطفا نظراتتان را برای ما بفرستید

بهبود مایه کوبی rhizobiom بوسیله مهندسی ژنتیک

یکی از فاکتورهای محدود کننده رشد زیاد گیاه در دسترس بودن نیتروژن خاک می باشد . گیاهانی مانند تیره بقولات legominose با همکاری ارگانیزمهای تثبیت کننده نیتروژن مانند باکتریهای خانواده Rhizobidcea بر این محدودیت رشد غلبه پیدا کرده اند .این ارگانیزمهای خاکی در ریشه گیاهان مستعد جایگزین می شوند تا بعنوان ارگانیزمهای درون سلولی گه به آنها bacteriod گفته می شود نیتروژن اتمسفر را به آمونیاک تبدیل کنند که توسط گیاه قابل مصرف شود . گیاه ارگانهای ویژهای مثل گرهک های ریشه ای را توسعه می دهد تا بعنوان مکان زیست خوب برای باکتریهای rhizobium باشد و شرایط زیستی مورد نیاز و غذای مورد نیاز آنها را فراهم نماید تا باکتریها نیز بتوانند نیتروژن را تثبیت نمایند .تلقیح های تجارتی rhizobium بیش از60 سال است که استفاده می شود .رونس های قدیمی بیشتر شامل بهبود فرمولاسیون . جهش و انتخاب ( به نژادی ) سویه می باشد . با استفاده از روش تکنیکهای مهندسی ژنتیکسویه هایی از rhizobium که دارای ویژگیهای بهبود یافته هستند ایجاد شد ه اند .پیشرفتهای اخیر در تکنولوژی های مولکولی درک همزیستی در تثبیت نیتروژن را در سطح مولکولی بسیار آسان نموده است . ژنهای کنترل کننده از گروههایی مثل گرهک ساز ها (nod,ndw)حریک نیتروژن (nif, fix ) تعیین کننده دامنه میزبانی (nod,hst ) تولید باکتریو سین (tfx) تولثید پلی ساکارید سطحی و مصرف انرژی (lct , hut ) شناخته شده اند برخی از اینها می توانند برای بهبود مایه کوبی rhizibium استفاده شوند .ژنهای تثبیت نیتروژن nit , fix در ابتدا,مفهوم بهبود rhizobium و سایر سویه های میکروبی , فوکوس برروی جابجایی قطعات DNA مسوول تثبیت نیتروژن (nif) در ارگانیزمهای تثبیت کننده به منظور بهبود قدرت آنها در تثبیت نیتروژن بود shine etal , 1985) . اخیرا" در سویه های rhizobium که به طریق مهندسی ژنتیک ترادف های نیف ای ( nif A ) بیشتری در آنها ایجاد شده بود در افزایش محصول یونجه در تحت شرایط گلخانه ای موثر بوده است .

|+| نوشته شده توسط سعید و وحید رحیمی نژاد در پنجشنبه هشتم دی 1384 ساعت 11:31 قبل از ظهر |